|
صفحه 2 از 3
در اقتصاد نوين، برد و پيروزي از قابليتهاي سازماني همچون سرعت، پاسخگويي، چالاكي، ظرفيت يادگيري و صلاحيت كاركنان سرچشمه خواهد گرفت. سازمانهاي موفق، سازمانهايي هستند كه قادرند:
-
به سرعت استراتژي را به عمل تبديل نمايند
-
به طور مؤثر و هوشمندانه فرآيندهاي سازمان را مديريت نمايند.
-
تعهد و همكاري كاركنان را به حداكثر برسانند.
-
شرايط را به منظور ايجاد تغييري يك پارچه، فراهم سازند.
اشتباهات رايج دپارتمانهاي منابع انساني
1- تأكيد و تمركز بر كاغذ بازي ميتوان علت نياز بخش منابع انساني را به استفاده از فرم و كاغذ براي ارزشيابي عملكرد درك نمود، اما هنگاميكه هدف واقعي از ارزشيابي در جريان كاغذبازي فراموش ميشود، مقدار فراواني از منابع به هدر ميرود. ماداميكه بخش منابع انساني بيش از حد بر فرم تأكيد ميكند، تنها چيزي كه به دست ميآورد همان خواهد بود: فرم پر شده.
2- باور به اين كه فرم ارزشيابي بر مبناي نرخ ميتواند از طر ح دعويهاي حقوقي توسط كاركنان جلوگيري كند اين يك اشتباه بزرگ است. بخشهاي منابع انساني به اشتباه بر اين گمان هستند كه، فرميكه «خودشان» تهيه كردهاند ميتواند در برابر بررسيهاي حقوقي تاب آورد. اما چنين نيست، اين فرمها به شدت ذهني و داراي ابهام اند.
3- به كار بردن يك سيستم خودكار تنها فايده اين كار اين است كه با به كارگيري نرم افزار، يك فرآيند توخالي كاغذي به يك فرآيند توخالي كامپيوتري بدل ميشود و بدين ترتيب اين پندار نادرست در ما پديد ميآيد كه كاري سودمند را با سرعتي بيشتر انجام ميدهيم. ارزشيابي عملكرد يك فرآيند ارتباطي ميان فردي است و حتي ميان دو شخص اين فرآيند غالباً به نحو مطلوب انجام نميشود.
اين كه با استفاده از فرمهاي كاغذي يك فرآيند انساني را به شكل مكانيكي در آوريم به اندازه كافي نادرست است. چه رسد به آن كه، قدميفراتر بگذاريم تا بدين ترتيب مديران هرگز ناچار نباشند با كاركنان صحبت كنند.
4- آموزش ناكافي يا ناصحيح مديران پيرامون فرآيند ارزشيابي هنگاميكه تصميميبراي ارزشيابي اتخاذ ميشود، بخش منابع انساني فرمهاي جديدي را طراحي نموده در اختيار مديران قرار ميدهد و فرض را بر اين ميگذارد كه، مديران واحدها ميدانند هدف بسي فراتر از تكميل فرمهاست. اما چنين نيست. بخش منابع انساني در نهايت چيزي بيش از فرمهاي تكميل شده، دريافت نخواهند نمود. مديران نه تنها در باره كم و كيف فرآيند ارزشيابي، بلكه درباره چراها و جنبههاي بين فردي آن، نياز به آموزش گسترده دارند.
5- آموزش ندادن كاركنان كاركنان نيز بايد در خصوص ارزشيابي، آموزش داده شوند. چرا كه ارزشيابي تنها در صورتي نتيجه بخش خواهد بود كه مديريت و كاركنان با يكديگر و با همكاري يكديگر پيش روند. هم مديريت و هم كاركنان ميبايست بدانند كه چرا دست به ارزشيابي ميزنند.، چگونه ارزشيابي انجام ميشود و انتظار چه چيزي را بايد داشت، علت نگرش سطحي بسياري از سازمانها نسبت به فرآيند ارزشيابي آن است كه گمان ميكنند، ارزشيابي كاري است كه «درباره» كاركنان انجام ميشود اما در واقع چنين نيست، مگر آن كه بخش منابع انساني چنين رويكردي داشته باشد.
6- باور به اين كه وادار ساختن مديران به جمع آوري فرمها سودمند است. يكي از دلايل تأخير مديران در تكميل فرمهاي ارزشيابي اين است كه فايده كار را درنمييابند، يا آن را نوعي اتلاف وقت ميپندارند. ممكن است دلايل ديگري نيز دخيل باشد. با بسياري از اين دلايل ميتوان با رويكردهاي انعطاف پذير روبه رو شد. اما متأسفانه بسياري از بخشهاي منابع انساني اين امر را درنيافته اند. اگر مديران احساس كنند كه اين كار مفيد است، آن را انجام ميدهند. كليد حل مشكل اين است كه انجام اين كارها را به شكلي سودمند در آوريم.
7- استفاده از روش يكسان در ارزشيابي به دليل مشكلات و سختي هايي كه واحدهاي منابع انساني در بايگاني كردن و بررسي فرمها با آن مواجه اند، اين گرايش در شركتها وجود دارد كه فرمها را به حالت استاندارد در آورند. اما آيا اين روش منطقي و عقلايي است؟ آيا ميتوان هم معلم و هم مستخدم يك مدرسه را به شيوهاي يكسان ارزشيابي نمود؟ اين نوع انعطاف ناپذيري، نشان دهنده مشكل در بايگاني كردن فرم هاست، كه غالباً فرمهاي نرخ هستند. اما، آيا هدف از ارزشيابي اين است كه صرفاً كار براي بخش منابع انساني ساده تر شود!؟
8- ايفاي نقش پليس ارزشيابي در يك سيستم كه به طور درست فعاليت ميكند، هر يك از مديران برحسب چند عامل ارزشيابي ميشوند كه يكي از آنها اعمال مديريت عملكرد و ارزشيابي عملكرد است. مسئوليت بر دوش مديريت است. چنانچه مديري به مسئوليت خويش نپردازد، اين برعهده رئيس اوست كه او را ارزشيابي كند. هيچ سيستم ارزشيابي موفق نخواهد بود مگر آن كه رئيس، اين نكته را روشن نمايد كه انجام ارزشيابي، عاملي در ارزيابي خود مدير خواهد بود. بخشهاي منابع انساني نبايد نقش پليس ارزشيابي را ايفا نمايند، اين برعهده رياست است. هر چيزي به جز اين، تنها اتلاف زمان و انرژي خواهد بود.
|