Skip to content

نکته ها

یکی میگوید "شب تمام شده است" در حالیکه دیگری میگوید "صبح آمده است"

 
صفحه اصلي arrow علوم انساني arrow مديريت arrow مديريت و ساختار سازمان مطبوعاتي
مديريت و ساختار سازمان مطبوعاتي چاپ ارسال به دوست
03 تیر 1385 ساعت 13:57
Article Index
مديريت و ساختار سازمان مطبوعاتي
صفحه 2

 

 

در مطبوعات ايران نگاه حرفه‌اي چه در مديريت سازمان مطبوعاتي و چه در راه‌اندازي آن وجود ندارد و اين از معايب مديريت سازمان رسانه‌اي در ايران است. از عيب‌هاي ديگر روزنامه‌هاي ايراني ، وجود بخش يا سمتي به نام مدير مسئول است كه البته اين بخش در قانون اساسي ما وجود دارد و در هيچ كجاي دنيا ديده نمي‌شود چرا كه روزنامه‌نگاران گاهي بين تناقض خواسته‌ها و نياز مخاطب از يك‌سو و توقعات صاحب امتياز و مديرمسئول از سويي ديگر ، سردرگم مي‌مانند و وظيفه‌ي سردبير در اين مواقع به عنوان عنصري ميان اين دو گروه (خبرنگار و روزنامه‌نگار با مدير مسئول و صاحب‌امتياز) ، حل اين پارادوكس‌ها است.

 در بحث مديريت رسانه و مطبوعات چهار عنصر اساسي شناسايي شده كه عبارتند از:

1- مسئله‌ي پارادوكس نياز مخاطبان و نياز حكومت

 2- غلبه‌ي سياست بر نگاه حرفه‌اي

3- افت كيفي در تحريريه‌ها و كمبود كادر حرفه‌‌اي

4- ارائه پيام به صورت مستقيم يا غيرمستقيم

اما در مورد مسئله‌ي اول بايد گفت كه هيچ كجا اين انتظار وجود ندارد كه نياز مخاطب با نگاه مديريت رسانه كه در ايران عموماً دولتي است ، عيناً يكسان باشد. تعارض بين اين دو مقوله طبيعي است و البته هنر اين است كه رسانه بتواند نگاه عامه را به مسائل نو و جديد سوق بدهد و به نياز و نگاه هر دو گروه پاسخ منطقي دهد.
   
در مورد عنصر دوم ، در كشور ما اصولاً به دليل دولتي بودن مديريت رسانه‌، نگاه‌ها يكجانبه و عادي وجود دارد. براي رفع و تامين نياز مخاطب ، حتماً بايد اين نگاه ضرورت دارد كه نياز مخاطب شناخته شود و براساس شناخت اين نياز ، مديريت رسانه شكل بگيرد.
   
در مورد عنصر سوم ، بايد گفت كه در تمام نقاط دنيا سردبير ، در جايگاه مدير مسئول روزنامه‌هاي ايراني قرار دارد و بالاتر از او يك صاحب امتياز يا اسپانسري است كه روزنامه را حمايت مي‌كند. در اين شكل از سازمان رسانه‌اي كه در ساير كشورها وجود دارد ، صاحب امتياز و اسپانسر بايد تابع قوانين رسانه و تخصص كادر رسانه‌اي باشد و بداند كه وظيفه‌ي روزنامه خبر و اطلاع‌دهي است كه اين حرفه جنس خاص خود را دارد. همچنين زماني كه همه متخصص باشند ، پاسخگوي وظيفه‌ي خويش مهم خواهند بود چه روزنامه‌نگار و چه سردبير.
   
كلا سه نوع روزنامه وجود دارد:

ــ روزنامه‌هاي پرتيراژ

– روزنامه‌هاي موفق

– روزنامه‌هاي موفق پرتيراژ.
   
بهترين روزنامه آن است كه هم تاثيرگذار باشد و هم تيراژ بالايي داشته باشد. روزنامه‌نگاري بايد كاملاً حرفه‌اي صورت بگيرد كه متاسفانه در ايران روزبروز اين امر مهم سير نزولي دارد. عدم حضور مديرمسئول در مديريت سازمان رسانه‌اي باعث مي‌شود كه آزادي مطبوعات در چهارچوب قانون افزايش يابد. چرا كه مدير مسئول ، گاهي عامل كنترل امنيت حكومتي در مطبوعات است.
   
اگر آزادي هميشه با مفهوم قانون و قانون با مفهوم آزادي سنجيده شود ديگر مشكلي پيش نخواهد آمد. چرا كه قانون بدون آزادي بستر هر چيزي است و آزادي بدون قانون ، هرج و مرج و تعارض است.
   
ذات مطبوعات اطلاع‌رساني است. بايد اطلاع‌رساني آزادي صورت بگيرد و ارتباط آن با قانون در درجه‌ي دوم سنجيده شود.
   
بايد يادآور شد كه سانسور ، قيچي كردن قسمتي از متن نيست بلكه سانسور حرفه‌اي اين است كه خبر خاص به صورت كمرنگ و كم‌اهميت در ميان خبرهاي برجسته‌ي ديگر ارائه شود و از طريق اين فن حرفه‌اي كم‌اهميت جلوه دادن خبر خاص ، سانسور به طور غيرمستقيم صورت بگيرد چرا كه اين نوع از سانسور باعث جلب اعتماد مخاطب نيز مي‌گردد. بنابراين نبايد نگاه سياسي در مديريت رسانه‌اي ، بر نگاه حرفه‌اي و تخصصي غالب شود.
   
و در توضيح عنصر چهارم بايد گفت كه گاهي هر عنصري پيام به طور مستقيم حس نامطلبوي را به مخاطب منتقل مي‌كند. چنانكه مردم از موعظه و نصيحت به طور مستقيم خيلي رضايت ندارند و از آنجا كه نگاه حاكم بر مديريت رسانه‌اي ما نگاه سنتي است سعي در ارائه‌ي مستقيم پيام دارند و تاثيات سوء اين نحوه‌ي ارائه پيام و اطلاع‌رساني را ناديده مي‌گيرند كه لازم است روش‌هاي غيرمستقيم در برخي حوزه‌هاي مطبوعاتي اتخاذ شود.



 
< بعد   قبل >

ورود و خروج






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک RSS سایت

تبلیغات