علوم انساني
ادبيات
رومن رولان
| رومن رولان |
|
|
| 07 خرداد 1385 ساعت 16:20 | |
|
رومن رولان (Romain Rolland: 1866-1944)، نويسندهی فرانسوی و برندهی جايزهی نوبل ادبيات سال ۱۹۱۵، نه تنها خالق رمان ده جلدی «ژان کريستف» بود، بلکه بيوگرافیهای قطوری دربارهی مشاهير جهان از جمله: بتهوون، تولستوی، گاندی، هندل، گوته و غيره نيز نوشت. کتاب بيوگرافی او دربارهی بتهوون مثلا شامل هفت جلد است که در رابطه با زندگی هنرمندان و تاريخ موسيقی غرب نوشته شده. رولان غير از آن، نمايشنامههايی با عنوانهای: شکسپير، روبسپير، و دانتون نيز نوشت. آيا آنطور که رولان ادعا میکرد، يکی از هدفهای بيوگرافی نويسیاش، روشنگری و تبليغ اصول اخلاقی و انساندوستی بود؟ به قول خودش او میخواست که با معرفی هنرمندان و مشاهير انساندوست جهانی، مانع سرکوب و به خطر افتادن آزادی درونی انسان در جامعهای غيرعادلانه شود و برای اينکه اروپا را از يک زوال فکری ـ فرهنگی و اخلاقی نجات دهد، کوشيد تا با کمک معرفی قشر برگزيدهی روشنفکر، به انقلاب اخلاقی در ميان خوانندگان دست بزند و نوزايی فرهنگی جديدی را در اروپا موجب شود. او آشکارا اعتراف میکرد که علاقهاش به نظام سوسياليستی بهخاطر اميدهای اخلاق انسانی است و نه به دليل موفقيتهای اقتصادی يا سياسی. و هدف آثارش را اميد به زندگی میدانست تا تبليغ آرمانگرايی و خيالپردازی. رومن رولان با رمان ده جلدی «ژان کريستف» به شهرت جهانی رسيد و در سال ۱۹۱۵ جايزهی نوبل را بهخاطر اين رمان دريافت کرد. دو قهرمان مشهور اين رمان اوليور، فرانسوی و ديگری ژان کريستف، آلمانی هستند. يعنی دو قهرمان از دو کشور همسايه که دو سال بعد در ميدانهای جنگ جهانی اول به روی هم سلاح کشيدند. منتقدين چپ دربارهی قهرمان ايدهآليست رمان فوق مینويسند که او به سبب آشنايی با وضع بحرانی دو کشور نامبرده، بدون اينکه بتواند با طبقهی کارگر دو کشور ارتباط برقرار کند، به شورشی فردی و غير سازماندهی شده، دست میزند که از پيش شکستش حتمی است و مجبور میشود به خارج فرار کند. سالها بعد، وقتی جنگ پايان يافته، به کشورش بازمیگردد و میبيند که برای نسل جوان جديد، خوشبختیهای مادی مهمتر از اصول اخلاقی سابق گرديدهاند و وی به اين دليل دچار بحران روحی میشود. کميتهی اهدای جايزهی نوبل، از جمله دلايل خود، اعلان کرد که: ما در اين رمان شاهد احترام به خيالپردازی و ايدهآليسم ادبی ـ شاعرانهای هستيم که نويسنده با گرمی و اصالت خاصی، تنوع و گوناگونی انسانها را در آن نشان میدهد. رومن رولان به دليل انساندوستیاش در تمام عمر ميان طبيعتگرايی عارفانه و افکار سوسياليستی، در نوسان بود. او از سال ۱۸۹۵ به آرمانهای سوسياليستی علاقه يافت. ولی صلحجويی او موجب شد که نتواند تا آخر عمر بين اين دو جهانبينی بندبازی کند. وی نخستين بار با تکيه بر عقايد تولستوی به انتقاد از ابتذال اخلاقی جمهوری سوم فرانسه پرداخت. مورخين ادبی چپ دربارهی رولان مینويسند که او سالها از موضع اومانيسم بورژوازی با تکيه بر اصول اخلاقی صوری و مجازی به مبارزهی ضد امپرياليستی و ضد فاشيستی پرداخت و در موضع جهانوطنی، دچار ايدهآليسم شد. سرانجام در مرحلهای از زندگیاش، از خواستهای شخصی و فردگرايانه گذشت و به قبول و پذيرش اهداف انقلاب سوسياليستی روی آورد. در حالی که سالها کوشيده بود با شعارهای اومانيستی ـ برادرانه، ولی فردگرايانه، وجدان همعصران خود را بيدار نگهدارد و از بربريت جنگی شکايت کند که در آن ايدهآلهای زندگی، تراژدیوار سرکوب میشوند. رومن رولان در سال ۱۹۳۴ با يک دوشيزهی روسی ازدواج کرد و يکسال بعد همراه او به ديدار «ماکسيم گورکی» رفت و سفری همهجانبه به بيشتر نقاط شوروی کرد و به تعريف و تحسين از پيشرفتهای سوسياليستی در آنزمان پرداخت. ولی سرانجام در سال ۱۹۳۸زبان به گلايه گشود. او به اهداف اومانيستی بلشويکها شک کرده بود و از اينکه سوسياليسم باعث نابودی مذهب میگردد، انتقاد کرد. رومن رولان از موضع استتيک صلحخواهانه، نابودی آثار هنری را در جنگ، فاجعهآميزتر از کشتهشدن انسانها میدانست، چون به قول او، با نابودی آثار فرهنگی و فکری، يک نژاد انسانی نابود میشود.
رومن رولان بين سالهای ۱۸۶۶ و ۱۹۴۴ زندگی کرد. پدرش دفتر ثبت اسناد داشت. رولان تا سال ۱۸۹۹ در دانشگاه به تحصيل رشتهی جغرافيا و تاريخ پرداخت و بعدها استاد تاريخ موسيقی شد. در زمان جنگ جهانی اول همکار صليب سرخ برای کمک به آسيبديدگان جنگ گرديد. آثار رولان شامل مقاله، رمان، نمايشنامه و بيوگرافی هستند. از جمله نمايشنامههای او: دانتون، روبسپير، تراژدیهای ايمان، و درامهای انقلابی مانند گرگها هستند. و از جمله رمانهايش: ژان کريستف، و روح جادوشده. رولان بيوگرافیهايی دربارهی بتهوون، تولستوی، گوته، گاندی و غيره نيز منتشر کرد. در جوانی نمايشنامههايی «ايدهگرا» نوشت و کوشيد در آغاز، برای پيامهای خود از ژانر ادبی درام استفاده کند. آخرين نمايشنامهاش «روبسپير»، در سال ۱۹۳۹ منتشر شد. او در بعضی از درامهای خود از جمله در «تراژدیهای ايمان»، از خواننده و بيننده میخواهد که برای دفاع از اصول اخلاقیاش، ريسک کرده و حتي به خطر مرگ تن دهد. منبع : پايگاه ادبي هنري خزه |
| < بعد | قبل > |
|---|
| اخبار و تازه ها |
| ايران |
| علوم انساني |
| علوم پايه |
| علوم پزشكي |
| علوم زيستي |
| علوم كامپيوتر |
| علوم مهندسي |
| موبايل |
| هنر |
| ديگر موضوعات |