Skip to content

نکته ها

ترفندهاي ويندوز : كليدهاي ميانبر

* كليدهاي ميانبر براي Desktop , My computer , Windows Explorer :

F2 :  براي تغيير نام يك آيتم انتخاب شده

F3 :  فراخوان جستجو

ادامه مطلب...
 
صفحه اصلي arrow علوم انساني arrow ادبيات arrow زن ايراني در چرند و پرند
زن ايراني در چرند و پرند چاپ ارسال به دوست
17 ارديبهشت 1385 ساعت 14:19

 

تصوير زن ايراني در مقالات چرند و پرند

در عصرمشروطه، روزنامه جديد‌ترين و در عين حال گسترده‌ترين رسانه گروهي بود و مشروطه خواهان به جز آن، وسيله ديگري براي رساندن پيام خود به مردم در اختيار نداشتند و به همين دليل اين رسانه براي برقراري ارتباط با مردم به وجود آمد. 

اين كه مقصود از طنز چيست و امروزه چطور از آن استفاده مي‌شود بايد گفت امروزه طنز در رسانه‌هاي گروهي آن بار معنايي خاص خود را كه در گذشته در ادبيات داشته است، ديگر ندارد و در واقع به هر سخن مسخره يا به هر صحبت فكاهي يا هر نوع جوك، طنز گفته مي‌شود در حالي كه طنز معنا و كاربرد ديگري دارد و در اين معاني نمي‌گنجد. تعريف دقيق طنز عبارت است از سخن ريشخندآميز و نوع خاصي از هنر است كه اين سخن مي‌كوشد به نقد جامعه موجود بپردازد و از طريق نقد به اصلاح جامعه اقدام كند. بنابراين طنز به هر معنا كه زشت، پليد، نازيبا، ناراست و ناعادلانه مي‌داند مي‌تازد بدين ترتيب طنز به طور معمول غير شخصي است و ديدگاه اجتماعي دارد و به كل جامعه مي‌نگرد. زبان طنز بسيار گزنده است اما زبان زشت و ناسزا‌گويي نيست. در كتابي كه آرتور پولارت به نام طنز نوشته و سعيد سعيد‌پور آن را به فارسي ترجمه كرده است، پولارت نظراتي را ابراز مي‌كند. او مي‌گويد بسيار آسان است كه ما براي خنداندن مردم، قرباني طنز را با صفات مسخره‌اي بياراييم و به عنوان مثال از صفتي مانند ابله استفاده كنيم تا مردم به خنده بيفتند. اما وظيفه طنز‌پرداز استفاده از اين واژه‌ها نيست او بايد خواننده يا مخاطب خود را به سمتي پيش ببرد كه او واقعا درك كند كه قرباني طنز ابله است. بنابراين در طنز ظرافت بسيار نهفته است و همان‌طور كه بدان اشاره شد طنز پادزهر زشتي‌هاي اجتماعي است و مي‌كوشد جامعه‌اي بهتر از جامعه كنوني برقرار كند. ميان طنز با انواع ديگر سخن ريشخند‌آميز تفاوت بسيار اساسي وجود دارد به طور مثال اگر هزل را با طنز مقايسه كنيم، هزل هم سخن ريشخند‌آميز است، اما زماني كه اين سخن گفته مي‌شود و مخاطبان به خنده مي‌افتند كار هزل ديگر به پايان مي‌رسد يعني كار هزل پس از ايجاد خنده شوخ و شاد به اتمام مي‌رسد. در حالي كه در طنز، خنده ابتداي كار است و پس از آن مخاطب به فكر فرو مي‌رود. طنز اساسا به مسائل جدي توجه مي‌كند به عبارتي محور بحث طنز، مسائل اجتماعي جدي است بنابراين مخاطب پس از شنيدن طنز به فكر فرو مي‌رود و از طريق تفكر به حقايق تلخ دست مي‌يابد.

نمونه‌هايي از اين دست به قرار ذيل است:

1-در سال 1325 قمري يا 1286 شمسي روزنامه عدالت تبريز مقاله‌اي درباره آزادي زنان نوشت. اين مقاله سر و صداي زيادي بر‌انگيخت تا سر‌انجام انجمن ايالتي آذربايجان به اين مساله رسيدگي كرد و روزنامه عدالت را توقيف و نويسنده روزنامه - ميرزا حسين‌خان - را از شهر بيرون كرد.

2-در دوره مجلس اول انواع و اقسام انجمن‌هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي، ايالتي و... در تهران وجود داشت. به نوشته برخي از مورخان در حدود 140 انجمن و به گفته برخي ديگر تا 200 انجمن در تهران وجود داشته است. در طي اين هاي و هوي انجمن‌سازي، بانوان پايتخت نيز انجمني را دائر كردند كه درباره آن مخالفت‌هاي شديدي صورت گرفت و كار به مجلس شوراي ملي كشانده شد. برخي از نمايندگان تا جايي پيش رفتند كه گفتند ايجاد انجمن به دست بانوان و گرد آمدن آنها در اين انجمن و صحبت‌هاي آنان باعث فساد اجتماعي مي‌شود و بدين ترتيب خواهان برچيده شدن اين انجمن شدند.

3-به دنبال تنظيم متمم قانون اساسي شيخ فضل الله نوري و پيروان او نسبت به چند فصل اين متمم اعتراض كردند اما به دليل آن كه اعتراض آنها به جايي نرسيد از پايتخت خارج شدند به زاويه حضرت عبدالعظيم رفته و در آنجا به بست نشستند. آنها در آنجا روزنامه‌اي را منتشر كردند كه اسمي روي آن نگذاشتند و آن را لايحه خواندند كه مجموعه آن به نام لوايح شيخ فضل الله نوري به كوشش خانم دكتر رضواني منتشر شده است. در يكي از اين لوايح نويسنده چنين مطلبي را عنوان مي‌كند، او مي‌گويد: «اگر در ايران مشروطيت برقرار شود دختران مسلمان به مدرسه مي‌روند و سواد مي‌آموزند بنابراين او رفتن دختران را به مدرسه و سواد‌آموزي آنها را مانند يك بليه اجتماعي يا آفت اجتماعي معرفي كرد كه ناشي از برقراري نظام مشروطه بود.
در شماره 4 روزنامه مطلبي به نظم به نام «كنسرت دختران قوچان» وجود دارد. در اين مقاله دهخدا به موضوع بسيار مشهودي كه قبل از مشروطيت در ايران پيش آمده بود، اشاره مي‌كند. بدين ترتيب كه چون رعاياي قوچاني نتوانسته بودند ماليات خود را به حاكم روزگارشان بپردازند. حاكم خراسان - آصف الدوله - با همكاري حاكم بجنورد كه سالار مفخم بود تعدادي از اين دختران را به تركمن‌ها فروخت و تركمانان اين دختران را در آسياي ميانه در بازارهاي سرو به معرض فروش گذاشتند. اين مساله يكي از انگيزه‌هاي حركت مشروطه‌خواهي بود و خشم و عصبانيت مردم آزاده ايران را بر‌انگيخته بود. اين داستان دست‌مايه‌اي شد براي نگارش كتاب پردازش حمايت دختران قوچان نوشته خانم افسانه نجم‌آبادي. دهخدا به اين مطلب اشاره مي‌كند و نشان مي‌دهد كه اين دختران در چه وضعيتي در شهرهاي مختلف قفقاز به سر مي‌برند و اسباب عيش و عشرت اربابان بيگانه خود را فراهم مي‌سازند. همينطور در شماره 24 روزنامه باز مطلبي به نام «روسا و ملت» به نظم آمده كه عنوان مقاله بيانگر آنست كه مطالب كاملا سياسي است.
بنابراين هم در قطعه شعر شماره 4 و هم در قطعه شعر شماره 24 به زنان و فرهنگ آنان يا وضعيت آنها اشاره‌اي نمي‌شود اما به نظر مي‌رسد كه در اين قطعه‌ها هدف، نشان دادن وضع زنان نيست، بلكه دهخدا با استفاده از اين استعاره‌ها قصد دارد نشان دهد كه وضعيت سياسي كشور چگونه بوده و حكومت گران تا چه حد بي‌مسئوليت بوده‌اند و چه بلاهايي را بر سر مردم خود و شهروندان كشورشان آورده‌اند. البته در شماره 11 دو مطلب و در شماره 26 سه مطلب درباره زنان وجود دارد.
بايد گفت در بعضي از اين مقاله‌ها، دهخدا مسائل زنان را به عنوان مقدمه كار قرار مي‌دهد. يعني مقدمه يا حكايتي را درباره زنان تعريف مي‌كند و سپس به مسائل سياسي و اجتماعي مي‌پردازد. به عبارتي از جز به كل مي‌رسد و به نظر مي‌رسد كه اين كار را آگاهانه انجام مي‌دهد و بدين ترتيب خود را از خطر سانسور، فشار و مخالفت گروه‌هاي متعصب بركنار مي‌دارد.
در اغلب مقالاتي كه دهخدا در آنها به مسائل خانوادگي اشاره مي‌كند، باورها و اعتقادات را از زبان زن به خانواده بازگو مي‌كند و اين مساله بيانگر آن است كه زن فرهنگ را در خانواده و جامعه رواج مي‌دهد و به بيان علمي‌تر فرهنگ را باز توليد مي‌كند.
ما اغلب اين تصور را در ذهن خود داريم كه خانواده سنتي در جامعه سنتي ايران بسيار استوار و نيرومند بوده و روابط اجتماعي در اين نوع خانواده‌ها بر اساس عاطفه، مهر و محبت استوار بوده است. برخي معتقدند اگر تركيب اين خانواده از بين رفت به دليل آن بود كه تجدد وارد ايران شد يا به عبارتي مدرنيسم با سنت پيوند خورد. بعضي ديگر از اين عقيده فراتر مي‌روند و بر اين باورند كه اگر پايه خانواده سنتي سست شد به خاطر سياستي بود كه برخي از حكومت‌ها در پيش گرفتند يا حتي بدتر از آن معتقدند كه توطئه استعمار بود كه اين بلا را بر سر جامعه ايراني آورد. در حالي كه با مطالعه و ملاك قرار دادن چرند و پرند دهخدا تمام اين تصورات از بين مي‌رود. يعني در همه مطالب صور اسرافيل با مادراني جاهل، بي‌سواد، بي‌مهر و بي‌عاطفه نسبت به كودك، همسر رو به رو مي‌شويم كه در خانواده آنها همواره دعوا، پرخاش و كتك كاري حاكم است.

دکتر سهراب زمانی    

برگرفته از : ميراث خبر سايت كتاب 

منبع : سايت شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي    
  
 

 
< بعد   قبل >

ورود و خروج






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک RSS سایت

تبلیغات