|
15 اسفند 1384 ساعت 14:28 |
|
متن سخنرانی نصرالله ناصح پور، رییس هیات مدیره کانون خوانندگان خانه موسیقی در همایش پژوهشی "جایگاه آواز و ضرورت ها "- 28مهرماه ۱۳۸۴ خانه هنرمندان
موضوعي که به اينجانب محول شده تا با کوته سخني درباره آن صحبت نمايم جايگاه آواز ايراني و ضرورتهاي آن است . موسيقي آوازي ايراني که در کنار موسيقي سازي به حيات هنري خود ادامه مي دهد و در طول تاريخ مواجه با تحريم يا تکريم بسيار گرديده است تابع اصولي فني – هنري به حد کمال است تا آنجا که بزرگان هنر آن را صناعتي بس هنرمندانه تعريف نموده اند و موضوعات آن طي ممارست نسلهاي هنرمند سينه به سينه از استاد به شاگرد منتقل مي گردد .
فراگيري هر صناعت عبارت است از فراگيري مبادي و اصولي که آن صناعت بر آنها مبتني است و از طريق تعليم و تعلم تحقق مي يابد . مبادي موسيقي آن مقدماتي است که دانستن آن ما را در فراگيري علم موسيقي کمک مي کند و آن بر دو قسم است : 1- مبادي بيّن ِفي نفسه که حاجت به آموزش خارجي ندارد و هر کس با دقت در آن ، آن را از پيش خود فراگرفته يعني در نزد خود مي يابد . 2- مبادي غير بيّن نيز به دو قسم ( متوصل) قسمي که راه وصول به آنها آشکار است و ( غير متوصل ) مبادي اي که راه وصول به آنها آشکار نيست و به عبارتي گزاره هايي هستند که فهم مقدمات آنها بلا واسطه در دسترس نمي باشد و حاجت به انديشيدن و آموزش از طريق استاد دارد به عنوان مثال گوشه بيات عجم در دستگاه راست پنجگاه جز از طريق آموزش استاد براي آموزنده حاصل نمي شود لذا براي آنکه اين صناعت موسيقي بتواند در جرگه ي صناعات آموزشي در آيد بايد مثل هر صناعت ديگر متابعت از طرق آموزش و فراگيري آن نمايد يعني استادي که اطلاع به ظرافت هاي هنر آوازي دارد طبق برنامه اي خاص به فراگيرنده ها اين ظرافت ها را بياموزد منتها آنچه که در آموزش صناعت آواز بايد به آن تکيه کرد وجود استعداد آوازي در شاگرد يعني فراگيرنده مي باشد . بدين معنا فراگيرنده اي که دستگاه آوازي او واجد اين هنر بالقوه نيست هر قدر هم که در تعليم او کوشيده شود او در اين رشته به ره استادي نمي رسد جز آنکه فقط قواعد را مي داند ولي در عملکرد و ارائه هنر خود بسيار راجل و پياده است پس شرط نخست آموزش آواز داشتن قدرت آوازي در نزد محصل است و چنين محصلي چون نزد استاد به کسب معرفت آوازي دست يابد با تعليم به او آواز او قواعد اين هنر را مي پذيرد و به اصطلاح صاحب آواز هنري مي گردد . در اينجا با کمي تعمق و شنيدن دو گونه آواز يکي آواز تعليم نيافته و ديگري آواز تعليم يافته به خوبي آشکار مي شود که مسئله ي تعليم در هر آوازي چه نقشي دارد . محصل تعليم يافته خود مي داند که در چه قسمت هايي از آواز في المثل آهنگ صوت خود را زير يا بم کند يا در چه مواردي صدا را به رسايي رساند و در چه هنگامي آن را به خفا و آرامي تبديل کند و باز فرد تعليم ديده میداند که شنونده در کجا خسته و بيزار از آهنگ او ميشود و در کجا شائق و طالب . به مقتضاي اين دريافت ، او نيز هنر آوازي خود را تطبيق با گوش شنونده مي کند تا مجلس هنري او خسته کننده و کسالت آور نگردد . به اجماع هنرمندان موسيقايي مهم ترين بلکه نخستين ساز شناخته شده در دوران گذشته ، حنجره ي انساني است و آن دستگاهي است که در موسيقي آوازي ، ساير سازهاي موسيقي بايد از آن تبعيت کنند لذا اين دستگاه که ساز متکلم گروه است در حقيقت راهبر آن تجمع بوده و هر چه بهتر تعليم ببيند موسيقي اي که از آن تراوش مي کند دلنشين تر و جذاب تر مي شود و بدين ترتيب آنان که پيش خود مي انگارند صرف داشتن صداي مطبوع خواننده ي عالي مرتبه اند بي شبهه در اشتباهند زيرا صداي آهنگين آنها هر چقدر نرم ، ملايم و مليح باشد چون به قياس با آهنگ صوت تعليم يافته در آيد براي آنها مشهود مي شود که چه قدر صوت آنها بايد تعليم يابد و از قواعد برخوردار شود تا اجراي آنها دلنشين و طرب انگيز گردد . پس با صرف داشتن صداي مطبوع ، نمي توان بي نياز از آموزش هنر آوازي شد . بخصوص وقتي که آواز بخواهد همراهي و همگامي با دستگاههاي سازي نمايد و پر واضح است که جزيي ترين لغزش آوازي چگونه ملاحت و دلنوازي آهنگ هاي سازي را معيوب و ناقص مي گرداند . مضافاً آنکه کساني که به علم موسيقايي آشنايي دارند مي دانند چه بسا اجراها و اداهاي موسيقايي که از حنجره به دلنوازي بيرون مي آيند هيچ دستگاه سازي ، نمي تواند چنين آهنگ هايي را ادا کند و اينکه بين رديف هاي آوازي و سازي گاه اختلاف هايي مشاهده مي گردد ، به اين دليل است که گفته شد . با اين مقدمه بايد عرض کنم که تعليم هنر آوازي وابسته به ضرورتهايي است که به اجمال در زير مي آيد و بايد کساني که در راه پيشرفت و پيشبرد اين صناعتند اين ضرورتها را به منصّه عمل رسانند . 1- اين هنر بايد مثل ساير هنر ها بالضروره در دانشگاهها و مراجع آموزشي همچون ساير موارد تعليماتي ، تعليم داده شود و از قواعد پرورشي و آموزشي علم تعليم و تربيت برخوردار گردد . 2- چون در تعليم و تربيت ، امروز ديگر فرقي بين اناث و ذکور گذارده نمي شود و چنانچه مي بينيد در همه رشته هاي علوم ، دانشجوي دختر و پسر مثل يکديگر به فراگيري آن علوم دست يازي مي کنند ، در اين رشته نيز بايد اين تساوي دو جنس رعايت گردد و نسوان نيز از اين آموزش به همان اندازه بهره برند که ذکور از آن منتفع مي گردند والا خلاف آن محروم کردن نصف استعداد هاي يک جامعه از اين هنر عالي خواهد بود . 3- از آنجا که به ترادف هر هنر و علمي ، علم واقعي و حقيقي و علم و هنر کاذب با همان سرعت به ظهور مي رسد ، در اين مسئله نيز بايد دقت بسيار کرد که آواز اصيل از آواز غير اصيل و بدلي و به عبارتي ديگر آواز صادق از آواز کاذب جدايي گيرد و با طرد آن ، گوشها و ذوق هاي موسيقايي از شنيدن و بهره گرفتن از موسيقي اصيل محروم نگردد و الا جانشين شدن آهنگ کاذب به جاي آهنگ صادق مثل همه ي موارد جانشيني کاذب ها به جاي صادق ها اثرات نامناسب و ناهمگون به بار خواهد آورد . 4- چون دانستيم که ضرورت جدايي آهنگ صادق از آهنگ کاذب امر واقعي و بديهي است لذا براي اجرا و توسعه ي آهنگ هاي صادق و موسيقايي و طرد آهنگ هاي دلخراش و ناموافق با قواعد آوازي حاجت به آن دارد که مراکز وابسته به اين صناعت چون سازمان صدا و سيما يا دانشگاهها و هر گونه آموزشگاه اين هنر ، بايد از صاحب نظران و متخصصان واقعي دعوت به عمل آورند و با انتشار کار آنها امر اصيل را به جاي امر غير اصيل و آواز واقعي و موافق رديف را جانشين آهنگ هاي بي قاعده و خارج از اصول موسيقي سالم ، نمايند تا گوشها به موسيقي اصيل ايراني عادت يابند . 5- اينکه در طول اين عرايض مکرر سخن از رديف آوازي رفت و ضرورت آن در تعليم آوازي پيشنهاد شد بايد بدانيم که اين رديف چيست و چه نقشي در ارائه اين هنر دارد . رديف ها يک سلسله هماهنگي و همگوني بين نغمات اند که گوش و ذوق هاي هنرمندان در طول سالها ، با تجربيات متعدد ، آنها را از قواعد ناهمگون جدا کرده و اصول صناعت هنري خود قرار داده اند و به اين ترتيب هر آوازي که از آن قواعد و رديف ها پي روي کند در گوشها مطبوع مي افتد و به قول فارابي جزء اصوات متفّقه قرار مي گيرد و هر چه سر از اين قواعد باز زند جزء آهنگ هاي متنافره مي گردد و شنونده را به وقت شنيدن ملول و بيزار از اين آهنگ خارج از رديف مي نمايد لذا سعي وافر بايد کرد که اين هنر در قالب هاي رديف ها ، آموزش و عرضه شود و از قالب هاي ناهماهنگ پرهيز به عمل آيد و از آنجا که بين اين دو قالب ظرافت هاي بسيار باريک وجود دارد اين است که با اصرار تأکيد مي شود که اين هنر به دست هر صاحب آواز فارغ از رديف ارائه نگردد که خارج کردن آهنگ هاي غير رديف از آهنگ هاي صاحب رديف ، براي آنانکه به اين صناعت آگاهي دارند به خوبي مشهود است که چه مشکلاتي فراهم مي آورد . لذا در پايان سخن باز تأکيد مي شود که هر چه اين هنر به دست هنرمند واجد اطلاع به رديف عرضه شود بهتر و نيکوتر صاحب اثر خواهد بود .
منبع : سایت خانه موسیقی |