|
یکی میگوید "شب تمام شده است" در حالیکه دیگری میگوید "صبح آمده است" |
هنر
سينما و تئاتر
سينماي ايران
| سينماي ايران |
|
|
| 15 اسفند 1384 ساعت 14:10 | |
|
سینِما زمینه و رشتهای است که در آن با نگارههای (تصاویر) جنبنده همچون گونهای هنر یا گونهای سرگرمی برخورد میشود. به هر کدام از نمایشهای سینمایی یک فیلم سینمایی گفته میشود
گونههای سینمایی
سینمای معناگرا سینمائی است که توجه به واقعیتهای جاری زندگی بشری را، عطف به رموز باطنی آن مورد نظر قرار میدهد. به این معنی که سعی میکند از "صورت به معنا" و از "ظاهر به باطن" و از "ماده به جان" و از "شهود به غیب" راهیابی کند. و البته چون معنای هستی روی داشتن به کمال است، لذا سینمای معناگرا، پرداختن به واقعیت رمزآلودِ هستی را با گرایش به کمال وجهه همت خود قرار میدهد. لذا، ذات و جوهرِ ارزشهای پایدار بشری، به نحوی که مورد اقبال همة تمدنهای جهان باشد، موضوع کارِ سینمای معناگرا است. سینمای معناگرا البته محدود به وجوهِ رحمانی و تعالی بخش معناگرایی نمیشود، بلکه وجوه شیطانی و موانعِ تعالی انسانی نیز موضوع این سینما است. اما این وجوه در حدی و به نحوی مورد توجه قرار میگیرد که اثرگذاری تعالیبخش آن را نفی نکند و" معانیِ رحمانیِ" در سایه "معانی شیطانی" و "معانی نفسانی" قرار نگیرد. توجه به رازآلودگی و رمزهای هستی و زندگی بشری در سینمای معناگرا، البته لزوماً به رمزگشایی منجر نمیشود، چرا که: رموز هستی به سادگی گشودنی نیست، لیکن اشاره و نشانهگذاری بر رمزهای جاری در زندگی بشری و واقعیتهای روزمره جهان، خود توجه دادن به معنای باطنی و جانِ جهان است. لذا در سینمای معناگرا نشانهها و اشارات بطور جدی مورد استفاده قرار میگیرند. و البته از اقیانوس بیکران معارف دینی و ادبیات جهان و بخصوص ادبیات شرق و بالاخص ادبیات عرفانی ایران برای رسیدن به مقصود بهره میگیرد تا با استفادة سینمایی از زبان "اشارات و نمادها" و "رمزهای موجود در ادبیات"، به غنای سینمای معناگرا و رهیافت درست به مقصود کمک نماید.
اجزاء تشکیل دهنده یک فیلم - سکانس
آغاز کار سینمای ایران ورود اوليـن دستـگاه سينماتوگراف به ایران در سال 1279 هـجري خـورشيـدي توسط مظفرالدين شاه سر آغـازي براي سيـنـماي ايران به حساب مي آيد، هـر چـند ساخـت اولين سالن سـيـنماي عـمومي تا سال 1291 اتـفاق نـيـفـتاد. تا سال 1308 هـيچ فـيلم ايراني ساخته نـشد و اندک سيـنـماهاي تاسيـس شده به نمايش فـيلم هاي غـربي که در مواردي زيـر نويـس فارسي داشتـند مي پرداخـتـند. اولـين فـيلم بلـند سيـنـمايي ايران به نام " آبي و رابي " در سال 1308 توسط آوانس اوگانيانس، با فيلمبرداري خان بابا معتضدي ساخته شد. در سال 1311 شمسي اولين فـيلم ناطـق ايراني به نام " دختر لر " توسط " عبدالحسين سپنتا " در بمبئي ساخـته شد. استـقـبالي که از اين فـيلم شد، مقـدمات ساخت چـند فـيلم ايراني ديگر را فراهـم کرد. تغـيـير جو سياسي کشور طي سالهاي 1315 تا 1327 و اعـمال سانسور شديد و مواجهـه با جـنگ جهـاني دوم فعـاليـت سيـنماي نوپاي ايران را با رکود مواجـه ساخت. هـر چـند نـبايد از نظـر دور داشت که تا اين دوره هـنوز سـيـنما در ايران جـنبه عـمومي نـيافـته بود و استـفاده از معـدود سيـنماهاي موجود در تهـران و شهـرهاي بزرگ، تـقريـبا مخـتص اشراف و اقشار خاصي از جامعـه بود. از طرف ديگر در بـين سازندگان فـيلم نـيز خط فکري خاصي وجود نـداشت و به جز سپـنـتا که به دليل ويـژگي هاي فرهنگي وي عـناصر ادبـيات کهـن ايران در ساخـته هاي وي به چـشم مي خورد، در بـقـيه موارد فـيلم هاي ساخـته شده عـمد تاً اقـتـباسي ناشيانه از فيلمهاي خارجي بود. در سالهاي بعـد از 1322 فعـاليت هاي فـيلمسازي به دلـيل تاًسيس چـند شرکت سـينمايي توسط تعـدادي سرمايه گذار و هـمچـنـين عـمومي تر شدن سيـنما در بـين مردم، گسترش يافت. اما متاًسفـانه از آنجايي که در اين گسترش توجه به درآمد و سود حاصل از سرمايه گذاري از يک طرف و وضعـيت سياسي جامعـه از بعـد از کودتاي 28 مرداد و تحديد آزاديهـا، يعـني مهـمترين عـنصر توسعـه فرهنگي، سيـنماي ايران عـمدتاً با محصولاتي عـوام پسنـد و بي محتوا مواجه شد و اين عـناصر جزو سنت رايج فـيلم سازي در اين دوره گرديد. خوشبخـتانه در سالهاي بعـد با فعـاليت فيـلمسازاني چـون ساموئل خاچـيکـيان، هـوشنگ کاووسي، فرخ غـفاري، ابراهـيم گـلستان، مسعـود کـيميايي، داريوش مهـرجويي، فريـدون رهـنما و عـلي حاتمي جريان فرهنگي تازه اي در فـيلمسازي ايران آغـاز گشت، که تا حدودي جدا از سنت رايج عـوام پسندانه در ايران اقدام مي نمود.
بعـد از انـقلاب طي سالهاي 1357 تا 1362 بدليـل نـبودن ضوابط تدوين شده فـيلمسازي، سيـنماي ايران تـقريـبا در وضعـيـتي نابساماني بسر مي برد. پس از سال 1362 با تدوين ضوابط فـيلمسازي که با توجه به شرايط پس از انـقـلاب تـنـظيم شده بود، عـناصري چون خشونت و سکس را اجباراً از سيـنماي ايران خارج ساخت و از طرف ديگر به دليل مصادره بسياري از سيـنماها و شرکت هاي توليد فـيلم و اعـمال نظارت دولتي بر آنها به طور غـير مستـقـيم نـقـش عـامل سودآوري در سيـنما کمرنگ تر شد. اين عـوامل همراه با تکامل کيفي فـيلمسازان دهـه پنجاه چون کيارستمي، بـيضايي، مهـرجويي و ... تاثـير مثـبتي بر روند فـيلمسازي در ايران گذاشت که با توجه به محـدوديت ها، محـصولات بديعي را آفريـدند و تحـسيـن منـتـقـدان جهـاني را به هـمراه داشت. در اين دوره فـيلمسازان جواني چون محسن مخـملباف، ابراهـيم حاتمي کيا، جعـفر پـناهي، مجـيد مجـيدي و ابوالفضل جـليـلي که با تمايلات مخـتـلف پا به عـرصه فـيـلمسازي گذاشتـند و به مرور با مطالعـه و پـشتکار توانـستـند به صورتي هـنرمندانه عـناصر اين هـنر را بکار بگيرند، نـقـش موًثري در اين تحـول ايـفا نمودند. هـمچـنـين برقراري منـظم سالانه دست کم يک جشنواره بـين المللي فـيلم که در بهـمن ماه هر سال به نام جشنـوارهً فيـلم فـجر در کشور برگزار ميگردد نـيز در ايـجاد عـلاقه به سيـنما در قـشر جوان کشور از يکسو و توسعـه اين هـنر نـقـش مهـمي ايـفا نموده است. نـقطه اوج موفـقـيتهاي بـين المللي سيـنماي ايران در اين دوره را بايد اهداي جايزه نخل طلايي جـشنواره بـين المللي کن فرانسه در سال 1997 به عـباس کيارستمي براي فـيلم طعـم گيلاس (اين جايزه بصورت مشترک به عـباس کيارستمي و يک فـيلمساز ژاپـني تعـلق گرفت) دانست. از ديگر موفـقـيتهاي بـين المللي سيـنماي ايران طي اين دوره مي توان به موارد زير اشاره کرد : -- جايزه پلنگ طلايي جشـنواره کوکارنو، سويس، 1997، به فـيلم " آيـيـنه " ساخته جعـفر پـناهي. -- جايزه بزرگ بهـترين فـيلم در جـشنواره فيـلم سه قاره نانت، فرانسه، 1996 به فيـلم " يک داستان واقـعـي " کار ابوالفضل جـليـلي. -- جايزه دوربـين طلايي جشنواره کن، فرانسه، 1995، به فيـلم " بادکنک سفـيد " اثر جـعـفر پـناهي. -- جايزه روبرتو روسيـليـني در جـشنواره کن، فرانسه، 1992، به عـباس کيارستمي به خاطر مجـموعـه آثارش. جايزه فرانسوا تروفو در جشنواره فـيلم جـيفوني، ايتاليا، 1992، به عـباس کيارستمي به خاطر مجـموعـه آثارش. -- جايزه بزرگ بهـترين فـيلم جشنواره سه قاره نانت، فرانسه، 1989، به فـيلم " آب، باد، خاک " ساخته امير نادري. -- جايزه بزرگ بهـترين فـيلم جشنواره سه قاره نانت، فرانسه، 1985، به فـيلم " دونده " اثر امير نادري. از ديگر تحـولات کمتر سابقـه دار در سيـنماي ايران طي سالهاي بعـد از انـقلاب حضور جدي تر فـيـلمسازان زن مانند رخشان بني اعـتماد، تهـمينه ميلا ني و ... است. منبع : www.wikipedia.org |
| < بعد | قبل > |
|---|
| اخبار و تازه ها |
| ايران |
| علوم پايه |
| علوم پزشكي |
| علوم زيستي |
| علوم كامپيوتر |
| علوم مهندسي |
| موبايل |
| هنر |
| ديگر موضوعات |