|
وقتي به كاري مصمم شدي ديگر درهاي شكست و ترديد را از هر سو ببند . «نيچه» |
هنر
سينما و تئاتر
كدام نقد؟ كدام منتقد؟
| كدام نقد؟ كدام منتقد؟ |
|
|
| 30 خرداد 1385 ساعت 13:08 | |
|
« بي شك نقد خواندني ، ژرف است (يا به بيان بهتر برش دار) نقد در اثر ، گونه اي قابل فهم بودن ، كشف مي كند و در آن به تأويلي دست مي يابد . »
از اين روست كه منتقدان تئاتر در اغلب مطبوعات نيز يه دليل نداشتن دبيران متخصص تنها به دنبال عقب نماندن از ساير نشريات ديگر و يا عقب نماندن از سينما و نيز به دليل ارزان بودن نيروهاي جديد و نپرداختن حق الزحمه شايسته و بايستم به منتقدان حرفه اي و متخصص ، صفحات نشريات خود را در اختيار افراد كم سن و سال و بي تجربه قرار مي دهند و آنها هر آنچه را كه دوست دارند مي نويسند نه آنچه را كه بايد بنويسند. و بدين سبب اين ويرانگري در نقد تئاتر روز به روز بيشتر مي شود و به اين سبب نيز آن چند استاد و كارگردان مدعي تئاتر ، تر و خشك را با هم مي سوزانند و منتقدان را آدمهايي بي سواد ، كم دانش :، ناآگاه به مسائل نقد و تئاتر مي انگارند و هر صفت ناپسند را كه دلشان بخواهد در هر زمان و در هر مكان به آنان نسبت مي دهند . اين در حالي است كه اين مدعيان نقد ، خود تنها به وسيله مجهز بودن به سلاح ترجمه آنچه را كه نويسندگان و نقادان تئاتر غرب در قالب مقاله و نقدي مي نويسند و منتشر مي كنند ، پس از باز خواني و ترجمه به نام خود ، هر از گاه ، چاپ و منتشر مي كنند ، غافل از آنكه فكر كنند آنچه اينها ترجمه مي كنند و به عنوان نويسنده اصلي اثر منتشر مي كنند . نه به عنوان مترجم ، توسط اهل آن فاش خواهد شد . آنها در گفته ها و نوشته هاي خود ، همواره دم از ساختار گرايي . عبث نمايي و كمينه گرايي و …… مي زنند و هر آنكس را كه به قول خود كم تجربه تر و كوچكتر باشد ، گزارش نويس و بي سواد مي انگارند و بي آنكه همچنان كمي به حافظه خود رجوع كنند و ببينند كساني كه اكنون يا به تازگي وارد حيطه نقد و نقادي شد ه اند ، اغلب دست پرورده گان و آموزش ديدگان آنان گذارنده اند و زير دست آنان پرورش يافته اند . متأسفانه همچنان تاكنون كتابهاي متعددي كه در اروپا و امريكا با عنوان نقد تئاتر نوشته و منتشر شده را ترجمه نكرده اند و فقط از آنها به سود نوشته هاي خود و به نام خود بهره برده اند . گويي تاكنون فقط خواسته اند نام منتقداني همچون مارتين اسلين و رولان بارت ،پز باسواد بودن و منتقد بودن و روشنفكري بدهند . اين مدعيان دكترا و احتمالاً فوق دكتراي خود را به رخ اين و آن مي كشند و در واقع نان مدرك خود را مي خورند نه نان سواد و تحصيل و دانش خويش را ؛ و بدين سبب نيز خود را پدر نقد تئاتر ايران مي پندارند و توقع دارند كه هر كس مي خواهد وارد نقد تئاتر شود بايد از آنان اجازه بگيرد ؛ و كسي نسبت به اين آقايان بگويد شما كه خود را صاحب اصلي نقد تئاتر مي پنداريد ، بياييد يكبار خم كه شده ، نقدي اصولي و روشنمند براي نمايشي بنويسيد تا آن منتقدان تازه كار و كم تجربه از اين نقد درس بگيرد . به راستي ادعاي نقد تئاتر داشتن و مدعي منتقد بودن در تئاتر تنها در گفت و جگو با مطبوعات و رسانه ها و يا سخنراني ها نيست بلكه در عمل و در نوشتن است ؛ و اينها را نوشتم نه از آن روي كه نقد تئاتر ما بي نقص است و حرفه اي بلكه نقد و نقادي تئاتر ما اساساً اينگونه آسيب ديده و از جريانات روز صدمه خورده است . اما غافل از آنكه حب و بغض هاي بعضي ها كه خود را متولي نقد تئاتر مي دانند و تنها از دور ناظر اين جريان هستند ، به صورت مستقيم تيشه به ريشه اين نهال نو پا مي زنند و هنوز اين نهال نوپا به درخت تناوري تبديل نشده بذر ديگري را مي پاشند كه اساساً بذر نيست . اينان با حرف هاي بي پايه و اساس و سحطي خود را منتقد تئاتر جا مي زنند ؛ بي آنكه توانسته باشندبه صورت علمي يك اثر نمايشي را به لحاظ وجوه زيبايي شناسي ، زبان شناسيك يا نشانه شناسي يا به روش نقد نو و امروزي بررسي و تحليل كنند و اينگونه است كه كارگردانان تئاتر ما ارزشي براي اين نوع نقد قائل نيستند و نقد تئاتر را بي جان و ضعيف مي پندارند و در اين وانفسا كسي نيست كه فروتنانه از تجربيات گذشته و از درس هاي منتقدان بزرگ دنيا بياموزند. اميد كه نقد تئاتر در آينده اي نه چندان دور بتواند جريان ساز ، سازنده ، تعالي بخش ، آگاهي دهنده و ياري رسان تئاتر باشد و نقد بتواند به كشف و تأويل معاني در آثار نمايشي دست يابد . منبع : سايت سينما، تئاتر |
| < بعد |
|---|
| اخبار و تازه ها |
| ايران |
| علوم پايه |
| علوم پزشكي |
| علوم زيستي |
| علوم كامپيوتر |
| علوم مهندسي |
| موبايل |
| هنر |
| ديگر موضوعات |