|
مراسم جشن سده در ايران امروز |
|
|
|
16 اسفند 1384 ساعت 10:50 |
|
صفحه 3 از 6
پس از آنکه شعلههای آتش در پشتبامها فرونشست، شور و هيجان در دشت و صحرا آغازمیشود جوانان با شادیو نشاط تمام به هر سو میروند و آواز خوانان بوتههای شعلهور را که به طناب بستهاند به گرد سر میچرخانند. گاهی نيز گویهای ويژهای را که از چند روز پيش از آن و از پارچه و پنبه تهيه کردهاند با نفت آلوده، پس از روشن کردن به آسمان پرتاب میکنند. پارهای نيز با مهارت ويژهای پس از بزمين افتادن آنها را برداشته، دوباره به هوا پرتاب میکنند. در حاليکه جوانان شاد و ترانه خوان آتشبازی می کنند، سالمندان گرداگرد آتش نشسته و به تماشای آن می پردازند. آنان عقيده دارند که، تماشای سدهسوزی آتش سده، موجب تندرستی و بهروزی است و اينگونه فروريختن آتش بر روی زمين، از اثرات سرمای زمستان میکاهد و سرما را از ميان میبرد که در نتيجه زمين نفس میکشد" و زندگی بهاری آغاز میگردد. نا گفته نماند که مردم باختر يا غرب ايران همچون بروجرديها و خرمآباديها نيز عقيده دارند که در اين هنگام اندکاندک زمين نفس میکشد. اين جشن سه شب ادامه دارد و مردم در شب پايانی، خاکستری را که از آتش سده باقی مانده است در پشت بام خانه خود برجای میگذارند و بدون آنکه به آن دست بزنند به خانه خود باز میگردند. در بيشتر روستاهای خراسان مردم معتقدند که اگر در شبهای سده باران ببارد و آب باران خاکستر آتش سده را بشويد و با خود ببرد، سال خوبی در پيش خواهند داشت. ولی اگر باران نبارد و خاکستر سده را باد ببرد، آن را به فال بد گرفته، عقيده دارند که در آن سال با بیآبی و خشک سالی مواجه خواهند شد.
جشن سده در ميان زرتشتيان : زرتشتيان جشن سده را هنوز به همان چهرهی گذشتهاش نگهداری کردهاند و آنرا همانندِساير جشنهایملـی با شکوه و گستردگی برپا می دارند. آنان در اين جشن مانند، نوروز، مهرگان، تيرگان و ...، باهمبستگیو همکاریفراوان و درجايیکه درخور و مناسبِ برپايیجشن و افروختن آتش گران و کلانوبزرگ سده باشد گردهم میآيند. آتش میافروزند و با شادی وسرور بهپايکوبی و دستافشانی و برگزارنمودنِ مراسم میپردازند و پس از پايان مراسم همگانی، هموندان و اعضا هر خانواده گردهم میآيند و دست افشان و پايکوبان با خوردن و آشاميدن، اين جشن بزرگ ملـی را پی میگيرند. در برپايی اين جشن، همکاری همگانی، گردآوردن همگانی پشتههای هيمه و خار_که هر کس خود بايد هيمه بهر خود برای افروختن آتش را گردآورده ازثوابِکار بهرهبرد_، بهگردهم آيند و باهمبستگی، همياری، تکيه بر راستیودرستی و بويژه، انديشه نيک و گفتار نيک و کردارنيک به نيرومند شدن نيروهای راست کنش پرداخته، سبب سست شدن بنياد انديشه بد، گفتار بد و کردار بد و همچنين نيرنگ، نفرت، خشم، حسد، کينه و... را فراهم میآورند. موبدان زرتشتی هنگاميکه بسوی پشتهی انبوه و بزرگ هيمه میآيند يا دست در دست يکديگر دارند و يا بوسيله بند و رسمهای ويژه، ارتباط با يکديگر را حفظ مینمايند. آنان تنپوشهای سپيد و پاکيزه و هماهنگ برتن، لاله بر دست و در حاليکه سرود ويژه آتش را زمزمه میکنند به سوی پشتهی هيمه میخرامند و با رسيدن به خرمنِ آتش، سه بار به دور آن میگردند. در کنار موبدان کندر و اسپند در آتشدانها میپراکنند و بوی خوش هوا را پر میکند، زمزمه اوستا خوانی حالتی ويژه و همگان میدهد تا اينکه سر انجام و از آتشافروخته و فروزان لالههای بر دستشان، بر خرمن خشک آتش میپراکنند و جشن را آغاز مینمايند. زرتشتيانايران اين جشنرا بابزرگی وشکوه فراوان و درچند شهرچون يزد و کرمان و تهران، برپامیدارند. يزديان درهنگامافروختن آتش با شادی فراوان به گرد آن میگردند و هم آوا ی با يکديگر میخوانند: " سده به سده ده به گله پنجه به نوروز اومده"
|