|
هفت در فرهنگ ایران زمین - قسمت اول |
|
|
|
05 مهر 1386 ساعت 11:16 |
|
چکیده:
در فرهنگ ایران، آیینها و مراسمی دیده میشود که اعداد در آنها دخیل هستند و نوعی
درهمتنیدگی بین این آیینها و اعداد دیده میشود. برخی از اعداد در حوزه باورها و
اعتقادات مردم، علاوه بر ارزش کمی، دارای ویژگیهای کیفی نیز میباشند؛ تا آنجا که
ایدئولوژی و جهانبینی معتقدان به آنها را شکل میدهد. اعدادی چون چهل، هفت، سه،
سیزده که هر کدام با داشتن خصلتهایی همچون مقدس، خوشیمن، بدیمن، نحس و … رفتار،
اعتقادات و عملکرد مردم را تحت تأثیر قرار میدهند. همچنانکه فیثاغورث و پیروانش
نیز متذکر شدهاند: «تمام جهان هستی بر اساس اعداد ساخته و پرداخته شدهاند»
(وجدانی، 1380: 116).
در این مقاله، نظر به وسعت و اهمیت موضوع، سعی شده فقط به عدد هفت پرداخته شود. هفت
عددی است معروف؛ از میان اعداد، شماره هفت از دیرباز مورد توجه اقوام مختلف جهان
بوده، اغلب در امور ایزدی و نیک و گاه در امور اهریمنی و شر بکار میرفته است. وجود
عواملی مانند تعداد سیارههای مکشوف جهان باستان و همچنین رنگهای اصلی، مؤید رحجان
و جنبه ماوراء طبیعی این عدد گردیده است. و این امر در فرهنگ مردم ایران مانند
بسیاری از فرهنگهای جهان به طور برجستهای نمایان میباشد. به طوری که در طول
تاریخ ایران (چه پیش از اسلام و چه بعد از آن) در اعتقادات، باورداشتها، مراسم و
آیینها، ادبیات و حتی صحبتهای روزمره و عامیانه مردم و …شاهد حضور و نقش عدد هفت
میباشیم.
در ادامه، ضمن آوردن سابقه جایگاه والا و مقدس عدد هفت در فرهنگ مردم ایران، به
معرفی و توضیح مراسم «یدیگئجه» آذربایجانیها، به عنوان مراسمی که با عدد هفت عجین
میباشد، خواهیم پرداخت. از اهداف دیگری که دنبال خواهد شد، بررسی و جستجوی عدد هفت
در مجموعه آثار فولکلوریک صادقهدایت میباشد. صادقهدایت یکی از نخستین نویسندگان
و پژوهشگرانی است که با فرهنگ عامیانه مردم ایران برخورد بسیار جدی و علمی داشته و
مجموعهای نفیس و غنی در این زمینه به یادگار گذاشته است؛ آثاری که به نظر میرسد
با دنبال نمودن رد پای عدد هفت در لابلای آداب و رسوم، قصهها و افسانهها، ترانه
و متلها، امثال و اصطلاحات محلی و ... جمعآوری شده در آن، میتوان نمونههای
متعدد و ارزندهای در خصوص جایگاه این عدد سحرآمیز و مقدس در فرهنگ مردم ایران یافت
و ارائه نمود.
«هفت» در فرهنگ مردم ایران وقتی با دقت به آداب و رسوم، ادبیات، اسطوره، مذهب،
ضربالمثلها و حتی صحبتهای عامیانه و روزمره و به طور کل، فرهنگ مردم ایران
مینگریم، متوجه میشویم که عدد هفت به کرات بکار رفته و جایگاه ویژهای را در
حوزههای مختلف به خود اختصاص داده است. فقط کافیست کمی دقیق شویم تا در زندگی
روزمرهمان، حضور عمیق و مستمرش را متوجه شویم: از محاورات عامیانه که نشات گرفته
از عقایدمان است تا تبلیغات و نامهای اماکن و محصولات و شرکتها و هزاران مورد
دیگر، این عدد حضور و جایگاه عالی خود را به بهترین شکل موجود، به اثبات رسانده
است. گویی همه برای این عدد، قدرت و قداست خاصی قائل هستند. اگر چه گاهی به زبان
انکار کنند ولی عملشان بازتاب اعتقادی است که به صورت ناخودآگاه، در رفتار و کنش
به عرصه ظهور میرسد.
در طالعبینی آریایی، در معرفی این عدد چنین آمده که: «عدد 7، نماد و جوهره از
خودگذشتگی، اخلاقمداری، اشراق و شفقت، پاکی، روشنایی، ذات منزه آفریدگار، نیروی
آفرینش و جهان هستی و معنویت است. عدد سحرآمیز هفت، همگام با تحرکات هستی است و خرد
را پیروز میکند. و هر کسی را طالعش تحت تاثیر عدد هفت بداند آن را خوشیمن
میداند...» (طالعبینی آریایی، اگر متولد فرودین ماه هستید). تعریفی که انعکاس نظر
و دیدگاه اقوام آریایی در خصوص جایگاه و ویژگی مثبت و خارقالعاده عدد هفت میباشد.
حضور این عدد در طول تاریخ و در آیینها و اقوام مختلف به خوبی دیده میشود که در
این قسمت به نمونههایی از آن اشاره خواهد شد:
قدیمیترین قومی که به عدد هفت توجه کرده، قوم «سومر» است. آنها متوجه سیارات شده
و آنها را میپرستیدند.
علاوه بر قوم سومر، این عدد در بین آیینها و اقوام دیگر نیز از جایگاه و اهمیت
ویژهای برخوردار است: «اعتقاد مهریان» به اینکه جهان در آغاز پیدایش به هفت دوره
تقسیم میشود و هر کدام از این دورهها با تأثیر عظیم یکی از سیارات مشخص مطابقت
میکند و بر اساس همین اعتقاد ایرانیان به مهر و عدد هفت است که هفتمین ماه سال
شمسی به نام مهر خوانده شده است.» (صادقزاده، 1376: 69).
مراحل هفتگانه تشرف به آیین و مقامهای هفتگانه مذهبی در آئین «میترائی» و
اعتقادشان به تقدس عدد هفت و هفت ستاره (زحل، مشتری، مریخ، خورشید، زهره، عطارد و
قمر) که «تجلی آن را میتوان در نقوش برجسته یافت شده در اطراف رود دانوب مشاهده
نمود که در آن هفت سرود (یعنی درخت خورشیدنما) دیده میشود که به طور متناوب با هفت
خنجر جمع آمده است. همینطور در ساختمان مهرابهها نیز به عدد هفت توجه شده است که
از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
مهرابه « فلیسیسیمو» که در سطح موزاییک شده راهروی مرکزی، هفت در را نشان
میدهد که معرف هفت مقام هستند و در مهرابه هفت سپهر «استی» هفت به شکل نیمدایره
نقش شده است و سیارههای هفتگانه نیز در آنجا نمایش داده شده است.» (صادقزاده،
1376: 69).
«در بابل و آشور، هر معبدی، هفت طبقه داشته و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت
رنگ بود. حصار اکباتان، هفت دیوار (هفت دیوار متحدالمرکز) و آرامگاه کورش هفت پله
داشت و مورد دیگر، حضور هفت طرح در نقش رستم بالای آرامگاه داریوش میباشد.
و یا اعتقاد زرتشتیان (که قبل از اسلام، دین رسمی مردم ایران بوده و تأثیر و جایگاه
خاصی در اعتقادات، باورها و آداب و رسوم مردم ایران دارد) به هفت امشاسپند و هفت
عامل شر(سردیوان) و داشتن هفت آتشکده مقدس و تقدس هفت ستاره و هفت آسمان،هفت
شبانهروز بودن وجود زرتشت در خرد اهورامزدا و … که به دنبال تقدس و ارزش عدد هفت
در آن، آداب و رسومی را میبینیم که نشأت گرفته از همین جایگاه و ارزش میباشد.
آئینهائی مثل «هفت سین» سفره روز عید که در ارتباط با همان هفت ستاره است و سرنوشت
بشر در دست آن شمرده میشود.
مسلماً هفت سیاره در امر تقدس این عدد مؤثر بوده است و گمان بر این بوده که اگر کسی
هر هفت را در اختیار داشته باشد، نظر لطف هر هفت سیاره را به خود جلب میکند و
خوشبخت خواهد شد. که احتمالاً تقسیم ایام هفته به هفت روز هم به این دلیل بوده است.
در بین این مقولهها، آئین هفتسین، از جمله مسائلی است که بهتر میدانیم فقط به
اشاره بسنده نکرده و کمی پا فراتر نهیم. هرچند این نوشتار جایی برای بحث گسترده و
عمیق در این زمینه نمیباشد ولی به لحاظ اهمیت و محبوبیت این آئین، سعی خواهیم
داشت جستاری در خصوص آن و نظرات و دیدگاههای متنوع و قابل توجهی که وجود دارد؛
داشته باشیم:
«بسیاری بر این اعتقادند که هفتسین خوان نوروزی، اشارهایست بر هفت فرشته کیش
زرتشتی که در نزد ایرانیان بسیار ارجمند و والا بودهاند و هریک از سینهای خوان
هفتسین را نماینده یکی از این فرشتهها میدانند و میگویند: هر یک از آن
هفتخوانی را که ایرانیان به هنگام نوروز میچیدند، برای یکی از این هفت سپنتا بوده
و چون تلفظ سپنتا دشوار بوده، تنها به گفتن «هفت سین» بسنده کرده و رفتهرفته «هفت
سین» را در یک خوان گرد آوردند.
در روزگار ساسانیان، قابهای منقوش، زیبا و گرانبهایی از جنس کائولین به ایران آورده
میشد، که بعدها به نام کشوری که از آن میآمد، «چینی» نامیده شد و در تغییر گویش
به صورت «سینی»/ «صینی» رواج پیدا کرد. در ایران برای تمایز بین ظرفهای مختلفی که
از چین آورده میشد، آن را که از جنس فلز بود، «سین» یا «سینی» و آن را که از جنس
کائولین بود، «چینی» مینامیدند. در این دوران برای چیدن خوان نوروزی از همین ظروف
منقوش بهره میگرفتند. هفت ظرف از این ظرفها را به نیت هفت امشاسپند، پر از نقل و
قند و شیرینی میکردند و بر سر خوانهای نوروزی میگذاشتند و از اینرو خوان نوروزی
به نام «هفت سینی» نام گرفت که بعدها با حذف «ی» نسبت، همان «هفت سین» امروزی شد
(نوروز 7026 میترایی).
3- گروهی دیگر میگویند هفت سین در آغاز هفتشین بوده است در زمان ساسانیان سفرهی
هفتشین رواج داشته است و بسیاری از زرتشتیان نیز سفره هفتشین میچینند. این
هفتشین عبارتند از: شهد، شیر، شراب، شکر، شمع، شمشاد و شایه (میوه). دکتر مسعود
انصاری نیز در این خصوص مینویسد: «کتاب های تاریخی نوشته اند که هفت سین نُخُست
هفت شین بوده و بعدها به هفت سین تغییر پیدا کرده است. هفتشین عبارت بود از: شمع،
شراب، شیرینی، شهد (عسل)، شقایق و شاخه نبات و یا هفت چین از هفت چیز چیده شده
مانند: میوه و سبزیجات بوده است» و چامهای در اینباره میگویند:
جشن نوروز از زمــــــان کیان مینهــــادند مـــــــردم ایران
شمع و شیر و شراب و شیرینی شکر و شهد و شــابه اندر خوان
البته این نظریه در هالهای از ابهام قرار دارد و از دیدگاه یک پژوهشگر خندهدار
است. زیرا شمع و شراب و شهد سه واژه تازی هستند که پارسی آنها سپندار، باده و
انگبین است و هیچیک از اینها در زبان پارسی با شین آغاز نمیشوند. پس این چامه و
چیزهایی را که در آن به عنوان هفتشین از آنها نام برده شده است نمیتواند پایه
باور گفته شده باشد. شاید موارد هفتشین اینها نباشد ولیکن نباید بهیکباره این
باور را نادیده گرفت و بدور انداخت. زیرا با نگرش به اینکه در دوران کهن گویشهای
پهلوانی ساسانی (پارسیگ، که در جنوب باختری ایران رواج داشته است) و پهلوانی اشکانی
(پهلوانیک، که در شمال خاوری ایران بدان سخن میگفتند) اندک تفاوتهایی داشتهاند،
شاید این پندار زیاد هم بیپایه نباشد. چون اشکانیان برخی از سینها را شین و
ساسانیان برخی از شینها را سین میگفتند
نگارنده کتاب «آیینها و جشنهای کهن مردم ایران» نیز، در این مورد چنین اظهار
میدارد که « در برخی نوشتهها، از سفره هفت شین (هفت روییدنی که با حروف شین آغاز
شود) سخن رفته و آن را رسمی کهنتر دانستهاند.» (روحالامینی، 1376: 57).
گروهی دیگر براین باورند که در ایران باستان، به هنگام نوروز و فرود آمدن فروهرها
از آسمان، ایرانیان هفت سفره (هفتخوان) میچیدند و این واژه نخست هفت چین بوده و
پس از حمله تازیان، چون تازیان حرف (چ) را نمی توانستند بگویند آن را هفتسین
گفتند. بعضی از پیروان هفتچین میگویند: چون هفت گونه چیزی که از درخت چیده شده
بود مانند شاخههای همیشه بهار و گل و یا هفتگونه میوه در سر خوان نوروزی
مینهادند، آنرا هفتچین میگفتند. در تائید این مسئله نگارنده کتاب «آیینها و
جشنهای کهن در ایران امروز» در بخشی از کتاب خود مینویسد: «در ریشهیابی واژه
هفتسین نظرهای دیگری چون هفت چین (هفت روییدنی از کشتزار چیده شده) و هفت سینی از
فراوردههای کشاورزی نیز بیان شده است» (همان منبع).
برخیها نیز معنای اصلی «هفت» را در اینجا به معنای «بسیار» میدانند و میگویند،
هفت چین یعنی «بسیار بچین» (همانگونه که امروزه نیز در برخی صحبتهای عامیانه
بدینمعنا استعمال میگردد. به عنوان مثال «هفت قلم آرایش کردن»، بدین معنا نیست که
از هفت رنگ و وسیله آرایشی استفاده شده، بلکه کنایه از «آرایش فراوان» میباشد.
موارد دیگری که مصداق این موضوع هستند میتوان به اصطلاحات عامیانهای مثل «فلانی
هفت جان دارد»، «هفت تا پادشاه را در خواب دیدن»، نسبت دادن «هفت خط بودن» به کسی
که نهایت دغلبازی است، «صدا تا هفت خونه اونورتر میره» و ... اشاره نمود. موارد
فوق، نظرات و دیدگاه کلی بود که در خصوص زوایایی از هفتسین وجود دارد.
نویسنده: آمنه حسن زاده
منبع: خانه انسان شناسی
ایران
قسمت دوم
قسمت سوم |