|
اگر می خواهید مطلبی را صرفا در یک سایت خاص جستجو کنید در محل مربوط در گوگل به این شکل بنویسید:site:www.isfahan4u.com "computer". |
|
| ادامه مطلب... |
ايران
مکانهاي ديدني
دشت بيستون
| دشت بيستون |
|
|
| 19 فروردين 1385 ساعت 13:47 | ||||||||
صفحه 5 از 6
جاده تاريخي حاشيه سراب : ![]() جاده تاريخي سراب در داخل توده خاک و سنگ ريزه زير لايه آسفالت هيچ گونه آثار تاريخي – فرهنگي کشف نشد و احتمالا اين توده از محل ديگر براي زير سازي جاده به اين مکان انتقال داده شده است در حين خاک برداري بقايايي از سنگهاي بزرگ نمايان گرديد که دور آنها را همين خاک و سنگ ريزه در بر گرفته بود احتمالا اين سنگها در جريان لايروبيهاي اخير درياچه در اين محل قرار گرفته باشند اما تراکم نسبي آنها درحاشيه سراب بدون شک مرتبط با سازه اي در کنار سراب بوده که اکنون تخريب شده است در قسمت شرقي حفاري خاکها تا سطح درياچه برداشته شد و در آن به جز سنگهاي بزرگ و خاکهاي لجني سياه رنگ هيچ گونه آثار قابل شناسايي مشاهده نگرديد به علت وارد شدن آب به اين گمانه ادامه حفاري در آنجا متوقف شد و کار در قسمت غربي انجام گرفت وبا برداشتن توده ضخيمي از خاک و سنگ ريزه در زير آسفالت (حدود70 سانتي متر ) به يکباره بافت خاک تغيير ميکند و خاکهاي فشرده به يک لايه شني که به آساني از همديگر مجزا بودند تبديل ميشود با پاکسازي حدود 4 متر مربع از اين لايه شني مشخص ميشود که روي آنرا با خاک پوشانده و از آن به عنوان بستر آن جاده استفاده ميکردند .
با ادامه حفاري مشخص شد که لايه جاده قديم کاملا تا لبه درياچه ادامه دارد و اين نشان ميدهد که حريم جاده بزرگ بوده و به علت گسترش درياچه از بين رفته است در طي لايروبي ديواره حاشيه سراب نيز به سنگهاي حجيم برخورد مي کنند و2 عدد از سنگها از سنگهاي تراش خورده ميباشد که در دامنه کوه بيستون فراوان ديده ميشود و بنا بر تحقيقات انجام شده مربوط به دوره ساساني ميباشد . از نظر لايه نگاري سطح جاده شني قديم با اين سنگها مشاهده گرديد که سنگهاي تراش کاملا در زير بافت جاده شني قرار دارند که اگر ما زمان تراش اين سنگها را مطابق ديگر سنگهاي دامنه کوه بيستون مربوط به دوره ساساني قلمداد کنيم با اين حال حداقل اين جاده بعداز آن ودر زماني که سنگها از هدف اصلي خود رها شدند که به عنوان زير سازي جاده ويا حاشيه سنگ چين سراب مورد استفاده قرار گيرند ساخته شده است واين به ما کمک ميکند که حداقل تاريخ تقريبي جاده را در ادوار اسلامي پيگيري کنيم .
در ادامه حفاري ديواره ساحلي درياچه مشخص گرديد اين ديواره با استفاده از سنگ هاي لاشه و طبيعي بصورت خشک چين بدون استفاده از ملاط و به ضخامت بيش از 3 متر چيده شده است . در اين ديواره سنگ هاي درشت را در قسمت پايه و سنگ هاي کوچک تر را در سطح بالاي ديوار چيده بودند در مورد تاريخ گذاري اين ديواره مدرک قابل استنادي بدست نيامده ولي باتوجه به اينکه ديوار بصورت خشک چين ساخته شده و با حفاري مقداري از لاشه سنگ هاي سطح آن مشاهده گرديد که بين سنگ ها فضاهاي باز بخاطر رسوبات و آبرفت هايي که از کوه بيستون در فصول بارندگي به اين نقطه سرازير مي شود نيز پر نگرديده لذا به نظر مي آيد از قدمت زيادي برخوردار نباشد به گفته اهالي اين ديواره به مانند يک سکو که حالت حايلي بين جاده و درياچه را انجام داده در سده قبل توسط ساکنان محل احداث گرديده که البته هرگونه اظهار نظر صريح در اين خصوص نيازمند کاوش و مطالعه بيشتر خواهد بود . بعد از حفاري تمامي گمانه ها حدود 5/6 متر از عرض جاده قديمي مشخص شد و بعد از آن خاک هاي بکر و سنگ هاي طبيعي در بستر خاک وجود داشت که از ادامه حفاري در اين قسمت خودداري گرديد . با توجه به اين حفاري جاده قديم مربوط به دوران اسلامي بوده و در زير اين جاده به احتمال زياد لايه هاي آثار فرهنگي- تاريخي قبل از اسلام وجود دارد که به علت بررسي و مطالعات بيشتر حفاري در اين منطقه متوقف گرديد .
فرهاد تراش : در جهت جنوبي حجاري داريوش بزرگ ، بر سينه کوه بيستون ديواره حجاري شده عظيمي است اين ديواره در بين مردم به فراتاش يا فرهاد تراش معروف است . درازاي فراتاش 180 متر و بلندي آن 33 متر است در هيچ نقطه اي از ايران هيچ کوهي را به اين اندازه نتراشيده اند و آماده نکرده اند بطور کلي براي همه کساني که اين ديواره سنگي تراشيده دست نخورده را ديده و يا مي بينند اين سوال پيش مي آيد که اين محل را چه کسي و در چه زماني و براي چه منظوري تراشيده است ؟ چرا اثري از اسکنه پيکر تراش و يا قلم کتيبه نويس بر آن ديده نمي شود ؟ هوزينگ در رساله اي که به نام " زاگروس و اقوامي که در آن ساکن هستند " نوشته است : اين صفحه نا نوشته کوه را يک منبع تاريخي نا نوشته مانده ناميده است . هرتسفلد و اکثر ايرانشناسان خارجي معتقدند که فراتاش از آثار داريوش شاه هخامنشي است و مي گويند اين فرمانرواي بزرگ مي خواسته وصيت نامه خود را در اينجا بنويسد . ويليامز جکسن درباره اين اثر به قاطعيت سخن نمي گويد و با آوردن نقل قول از " ديود وروس سيسيلي " و داستان سميراميس مقايسه اي انجام داده و سپس نتيجه گيري مي کند که :
اگر کسي مايل باشد که براساس فرضيات خيالي و مباني سست در اين باره نظري اظهار بدارد آسانتر آنست که تصور کند داريوش پس از اتمام سنگ نبشته مشهورش و نقش هاي آن دستور داده است تا فضاي خالي حاضر را براي ثبت کارهاي ديگرش ، خاصه لشگرکشي اش را به يونان ، آماده سازند . اما شکستهاي "آتوس" و ماراتون ، شورش مصر و دست مرگ اين نقشه را بر هم زد و مسير تاريخ را تغيير داد و آن صفحه سنگي نانوشته را شاهد خاموش پيروزي يونان و آغاز زوال ايران قرار داده . لکن اين حدس و خيالي بيش نيست ، خاصه وقتي که اين سوال پيش مي آيد که چرا داريوش قسمت وسط کوه را که بهترين جاي آن است براي ثبت کارهاي بعدي خود نگه داشته است . تنها چيزي که به يقين توان گفت اين است که از ظاهر کلي اين محل و ماهيت پيرامون آن اثر قدمت بسيار هويدا است .
پروفسور لوشاي عقيده دارد که اين حجاري به دوره هخامنشي تعلق نداشته بلکه در حدود هزار سال بعد از داريوش به فرمان خسرو دوم ساساني آنرا در کوه بيستون تراشيده اند . وجود ديوار محافظ ، فنون خاصي که در کندن کوه بکار گرفته شده و از همه مهمتر علايمي که از حجاران بجاي مانده است همگي تعلق اين اثر را بر دوره ساساني تائيد مي کند . بلندي اين ديوار از پي 450 سانتيمتر و قطر آن 1/5 متر است . اين ديوار که سنگ چين شده است ، در مقابل فراتاش بنا شده است .
اهالي اين منطقه ، حجاري فراتاش را کار فرهاد کوه کن مي دانند و معتقدند که فرهاد به خاطر عشق به شيرين – زن عيسوي خسرو پرويز بدين کار سنگين تن در داد . داستان عشق فرهاد الهام بخش شاعران گذشته اين مرز و بوم گرديد و زمينه اي براي طبع آزمايي آنان شده . از آن ميان مثنوي عاشقانه " خسرو و شيرين " نظامي گنجوي گوي سبقت از همگان ربوده است . شعر نظامي پيروزي فرهاد و عاقبت دردناک وي را جاويدان ساخت بدانسان که خواننده داستان خسرو و شيرين احساس مي کند که صداي تيشه فرهاد را که بر کوه فرود مي آيد ، مي شنود . بيستون تنها الهام بخش شاعران بزرگ نبوده بلکه الهام بخش مينياتور سازان ايراني بوده و ايشان را بر سر شوق آورده است . اکثر مينياتور سازان که از قرن دهم هجري به بعد کتاب نظامي را مصور کرده اند به صورتي کاملاً مشخص و نمايان ديواره بلند بيستون و چشمه هاي پاي آن را همواره با نقش خسرو و شيرين قلم زده اند .
بقاياي بناي ساساني : کاخ نيمه تمام ساساني وبقاياي کاروانسراي ايلخاني:
در منطقه تاريخي بيستون در حد فاصل كاروانسراي صفوي و حاشيه چشمه آب سراب بيستون بناي كاوش شده است كه به بناي ساساني و ايلخاني نسبت داده شده است . شالوده اين بنا در دوران ساساني كه كلا ابعاد حدود 75/83*139 متر دارد بر روي خاك بكر نهاد شده است . اين بنا به دلايل مختلف ساختمان آن به پايان نرسيده و در همان مراحل اوليه كار ساخت و ساز آن متوقف مانده است .
شيوه ساخت و نوع مصالح به كار رفته در بناي نيمه تمام و با توجه به آثاري از فرهاد تراش كه آن هم نيمه تمام رها گرديده و وجود پل خسرو و سرستونها ي يافته شده در كنار چشمه بيستون كه نقش خسرو و پرويز و آناهيتا دارند، اين بناي نيمه تمام را مربوط به دوره ساساني و اختصاصا به زمان خسروپرويز مي دانيم .
اين بنا تا دوره ايلخاني متروك بوده است متاسفانه مداركي وجود ندارد كه اين بنا قبل از دوره ايلخاني چه كار بردي داشته و آيا استفاده شده يا نه . آلمانيها پس از كاوش در اين منطقه حدس زده اند كه اين بنا به اوايل دوه اسلام برميگردد و گفته اند كه اين بنا در دوره آل بويه يك پست دفاعي بوده اما با شواهد و مداركي كه از اطراف و اكناف اين بنا بوجود آمده با توجه به اثر هاي ديگر اين منطقه به احتمال زياد اين بنا ساسان ي بوده است .
اين بنا با استفاده از ديوارهاي سنگي بنا ي ساساني و با استفاده از آجر و چيدن آنها روي سنگهاي ساساني در دوره ايلخاني تبديل به يك كاروانسرا شده و اين بنا در اين دوره تكميل گرديده است . به علت ريختن سقفهاي آجري اطاق ها گمان مي رود واقعه اي غير مترقبه اي از جمله زلزله در آن زمان اتفاق افتاده است .
بعد از ريختن سقف هاي آجري اطاق ها در دوره ايلخاني ساخت و سازهاي ضعيفي كه پي ها و ديوار هاي آنها با سنگهاي لاشه و ملات گل و چينه ساخته شده اند تنور هاي متعددي در عمق هاي مختلف به چشم مي خورند . اين تنورها احتمالا ً مربوط به دوره تيموري ميباشد بعد از خرابي كاروانسراي ايلخاني ساخت و سازهايي سنگهاي لاشه و ملات گل به صورتي غير ماهرانه در دوره تيموري انجام گرفته است و سازه هايي در دوره قاجار و پهلوي از قبيل چاه و راه آب و ساخت دهكده اي بر روي بنا در آن محل انجام گرفته است .
دور تا دور اين بنا حصاري مستحكم با سنگهاي تراش خورده بزرگ به صورت خشكه چين (قسمت بيروني ديوار ) و قسمت داخلي ديوار با لاشه سنگي و ملات گچ نيم كوب پوشانده شده است . ضخامت اين ديوارها حدود 240 سانتي متر مي باشد در كل ديوارهاي بنا ضخامتي حدود 240-120 سانتي متر مي باشد .
دور تا دور اين بنا نيز اتاقهايي ساخته شده است . طول اتاقها حدود 40/6متر و عرض آنها 280 سانتي متر مي باشد . در ديوار هاي اتاقها هيچ گونه روزنه يا پنجره يا نور گيري وجود ندارد شايد در بالاي سقف نورگير وجود داشته است . در اين بنا راه پله هايي به طرف بالا و پايين نيز تعبيه شده كه داراي پا گرد نيز بوده است و اتاقهاي اين بنا داراي ورودي هايي نيز مي باشند . در اين بنا مانند ساخت بنا هاي ديگر ساساني برروي سنگهاي تراش خورده امضاء حجاران آن زمان ديده مي شود .
تقريبا در قسمت شرقي بنا و در داخل بنا خرابه اي از يك مسجد ايلخاني و محراب آن نيز وجود دارد كه بعد از چند حفاري آن را مرمت كرده اند كه متاسفانه مرمت كاملا اشتباهي از لحاظ ساختار بنا مي باشد . در داخل بنا براي اتاقها راهروهايي نيز وجود دارد كه ورودي هر راهرو با طاق آجري آن شناسايي مي شود . در حال حاضر از اين بنا مخر و به اي بيش نمانده كه حتي هنوز قسمتي از بنا حفاري نگرديده است . |
||||||||
| < بعد | قبل > |
|---|
| اخبار و تازه ها |
| ايران |
| علوم انساني |
| علوم پايه |
| علوم پزشكي |
| علوم زيستي |
| علوم كامپيوتر |
| علوم مهندسي |
| موبايل |
| هنر |
| ديگر موضوعات |