Skip to content

نکته ها

فعال کردن فکس در ویندوز XP

َاگر شما هم در خانه یا محل کارتان دستگاه فکس ندارید ناراحت نباشید چون مایکروسافت لطف کرده و مشکل رو حل کرده !

 

ادامه مطلب...
 
صفحه اصلي arrow ايران arrow مکانهاي ديدني arrow دشت بيستون
دشت بيستون چاپ ارسال به دوست
19 فروردين 1385 ساعت 13:47
Article Index
دشت بيستون
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
 
 
 
متن کتيبه داريوش بزرگ شاهنشاه هخامنشي
 
چون براي احراز شاهي در زمان قديم شاهزاده بودن امتياز بزرگي محسوب مي شود ، داريوش کتيبه اش را با معرفي خود آغاز مي کند و اصالت نژاديش و اينکه شايستگي شاهي را دارد اثبات مي کند و مي گويد :
 
ستون 1
 
بند 1 – من داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه در پارس ، شاه کشورها ، پسر ويشتاسب ، نوه ارشام هخامنشي .
 
بند 2 - داريوش شاه گويد : پدر من ويشتاسب ، پدر ويشتاسب ارشام ، پدر ارشام آريامن ، پدر آريامن چيش پيش ، پدر چيش پيش هخامنش .
 
بند 3 - داريوش شاه گويد : بدين جهت ما هخامنشي خوانده مي شويم [ که ] از ديرگاهان اصيل هستيم . از ديرگاهان تخمه ما شاهان بودند .
 
بند 4 – داريوش شاه گويد: 8 [ تن ] از تخمه من شاه بودند . من نهمين [ هستم ] ما 9 [ تن ] پشت اندر پشت ( در دو شاخه ) شاه هستيم .
 
بند 5 – داريوش شاه گويد : به خواست اهورا مزدا من شاه هستم . اهورا مزدا شاهي را به من داد .
 
بند 6 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] که از آن من شدند به خواست اهورا مزدا من شاه آنها بودم . پارس ، عيلام ، بابل ، آشور ، عرب ، مودراي ( مصر ) ، اهل دريا ( فينيقيها ) ، سارد ( ليدي ) ، يونان ( يوناني هاي ساکن آسياي صغير ) ، ماد ، ارمنستان ، کپدوکيه ، پرثو ، زرنگ ( سيستان ) ، هرئي و( هرات ) ، باختر ( بلخ ) ، سغد ، گندار ( دره کابل ) سک ( طوايف بين درياچه آرال و درياي مازندران ) ، ثت گوش ( دره رود هيرمند ) ، رخج ( قندهار ) ، مک ( مکران و عمان ) جمعاً 32 کشور .
 
بند 7 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] کشورهايي که از آن من شدند . به خواست اهورامزدا بندگان من بودند . به من باج دادند . آنچه از طرف من به آنها گفته شد ، چه شب ، چه روز همان کرده شد .
 
بند 8 – داريوش شاه گويد : در اين کشورها مردي که موافق بود او را پاداش خوب دادم آنکه مخالف بود اورا سخت کيفر دادم . به خواست اهورا مزدا اين کشورهايي [ است ] که بر قانون من احترام گذاشتند . آن طوري که به آنها از طرف من گفته شد همانطور کرده شد .
 
بند 9 – داريوش شاه گويد : اهورا مزدا مرا اين پادشاهي داد . اهورا مزدا مرا ياري کرد تا اين شاهي بدست آورم . به ياري اهورا مزدا اين شاهي را دارم .
 
بند 10 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه به وسيله من کرده شد پس از اينکه شاه شدم . کمبوجيه نام پسر کوروش از تخمه ما او اينجا شاه بود . همان کمبوجيه را برادري بود بردي نام هم مادر [ و ] هم پدر با کمبوجيه . پس از آن کمبوجيه آن بردي را بکشت ، به مردم معلوم نشد که بردي کشته شده . پس از آن کمبوجيه رهسپار مصر شد ، مردم نا فرمان شدند . پس از آن دروغ در کشور بسيار شد هم در پارس ، هم در ماد ، هم در ساير کشورها .
 
بند 11 – داريوش شاه گويد : پس از آن مردي مغ بود گئومات نام . او از پ ئيشي يا وودا ( پي شياووادا ) برخاست . کوهي [ است ] ارکديش ( ارکادري ) نام . چون از آنجا برخاست از ماه وي يخن 1 چهارده روز گذشته بود . او به مردم چنان دروغ گفت [ که ] : من بردي پسر کوروش برادر کمبوجيه هستم . پس از آن مردم همه از کمبوجيه برگشته به سوي او شدند هم پارس ، هم ماد ، هم ساير کشورها . شاهي را براي خود گرفت . از ماه گرم پد 2 9 روز گذشته بود آنگاه شاهي را براي خود گرفت . پس از آن کمبوجيه به دست خود مرد .
 
بند 12- داريوش شاه گويد : نبود مردي ، نه پارسي ، نه مادي ، نه هيچ کس از تخمه ما که شاهي را گئومات مغ باز ستاند . مردم شديداً از او ميترسيدند که مبادا مردم بسياري را که پيش از آن بردي را شناخته بودند بکشت . بدان جهت مردم را مي کشت که مبادا مرا بشناسند که من بردي پسر کوروش نيستم . هيچ کس ياراي گفتن چيزي درباره گئومات مغ نداشت تا من رسيدم . پس از آن من از اهورا مزدا مدد خواستم . اهورا مزدا به من ياري ارزاني فرمود . از ماه باگاديش 3 10 روز گذشته بود . آنگاه من با چند مرد آن گئومات مغ و آنهايي را که برترين مردان دستيار [ او ] بودند کشتم . دژي سيک ي ووتيش 4 ، نام سرزميني ني ساي نام در ماد آنجا او را کشتم . شاهي را از او ستاندم . به خواست اهورا مزدا من شاه شدم . اهورا مزدا شاهي را به من داد .
 
بند 14 – داريوش شاه گويد : شاهي را که از تخمه ما برداشته شده بود آن را من برپا کردم . من آن را در جايش استوار نمودم . چنانکه پيش از اين [ بود ] همان طور من کردم . من پرستشگاه هايي را که گئومات مغ ويران کرده بود مرمت نمودم . به مردم چراگاه ها و رمه ها و غلامان و خانه هايي را که گئومات مغ ستانده بود بازگرداندم . من مردم را در جايش استوار نمودم ، هم پارس ، هم ماد و ساير کشورها را . چنان که پيش از اين [ بود ] آنچه را گرفته شده [ بود ] برگرداندم . به خواست اهورا مزدا من اين را کردم . من کوشيدم تا خاندان ما را در جايش استوار نمايم چنان که پيش از اين [ بود ] آن طور من کوشيدم به خواست اهورا مزدا تا گئومات مغ خاندان ما را برنگيرد .
 
بند 15 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه من کردم پس از آنکه شاه شدم .
 
بند 16 – داريوش شاه گويد : چون من گئومات مغ را کشتم پس از آن مردي آثرين ( آثرينا ) نام پسر او در خوزستان ( اووج ) برخاست . به مردم چنين گفت : من در خوزستان شاه هستم . پس از آن خوزيان نافرمان شدند . به طرف آن آثرين گرويدند . او در خوزستان شاه شد . و مردي بابلي ندئيت ب ئير ( نيدنيتوبل ) نام پسر ائين ئير او در بابل برخاست . چنين مردم را بفريفت [ که ] : من نبوکدرچرپسر نبتون ئيت هستم . پس از آن همه مردم بابلي به طرف آن ندئيت ب ئير گرويدند . بابل نافرمان شد . او شاهي را در بابل گرفت .
 
بند 17 – داريوش شاه گويد : پس از آن من رهسپار بابل شدم به سوي آن ندئيت ب ئير که خود را نبوکدرچر مي خواند . سپاه ندئيت ب ئير دجله را در دست داشت . آنجا ايستاد . و آب عميق بود . پس از آن من سپاه را بر مشکها قرار دادم . پاره اي بر شتر سوار کردم . براي عده اي اسب تهيه کردم . اهورا مزدا به من ياري ارزاني فرمود به خواست اهورا مزدا دجله را گذشتيم . آنجا آن سپاه ندئيت ب ئير را بسيار زدم . از ماه اثري يادي ي 5 ، 26 روز گذشته بود .
 
بند 19 – داريوش شاه گويد : پس از آن من رهسپار بابل شدم . هنوز به بابل نرسيده بودم شهري زازان نام کنار فرات آنجا اين ندئيت ب ئير که خود را نبوکدرچر مي خواند با سپاه بر ضد من به جنگ کردن آمد . پس از آن جنگ کرديم . اهورا مزدا به من ياري ارزاني فرمود . به خواست اهورا مزدا من سپاه ندئيت ب ئير را بسيار زدم . بقيه به آب انداخته شد . آب آن را برد . از ماه انامک 6 ، 2 روز گذشته بود که چنين جنگ کرديم .
 
 
سراب بيستون :   

 
 تاريخچه :
 
سراب بيستوناگر چنانچه گفته شده ايران را دروازه آسيا بدانيم بي شک کناره سراب بيستون يکي ا زاطراق گاه هاي مهم کاروانهايي است که از اين دروازه مي گذشتند گرچه آثار به جاي مانده در اطراف اين سراب نشان از گذشته هاي بسيار دورتري دارد . چرا که شرايط طبيعي و موقعيت استراتژيکي کوه و سراب بيستون به گونه ايست که موجب گرد آمدن آثار منحصر به فردي از دوران هاي مختلف پيش از تاريخ و تاريخي شده است . غار شکارچيان ( هزاره هفتم پيش از ميلاد ) ، تپه نادري ( هزاره سوم پيش از ميلاد ) ، کتيبه بزرگ داريوش و جاده شاهي ( هخامنشي ) نقش برجسته هاي پارتي مربوط به ميتريدات دوم و گودرز دوم ( پارتي ) ، مجسمه هرکول ( سلوکي ) ، پايه هاي کاخ ساساني ، ديواره عظيم فرهاد تراش ، کاروانسراهاي دوره ايلخاني و صفوي شاهد انکار ناپذيري بر اين مدعاست .
 
باتوجه به شواهد تاريخي فوق ميتوان گفت مهمترين اثر تاريخي بيستون ، سراب آن است . قطعاً اين سراب با توجه به ميزان آبدهي در طول زمان و شيوه استفاده انسانهايي که از آنجا عبور کرده يا ساکن بوده اند شواهدي در کنار و کف خود دارد که تاکنون چنانکه شايسته اين اثر تاريخي است بررسي نشده است وتنها در سال 1378 اداره کل ميراث فرهنگي کرمانشاه اقدام به گمانه زني هايي در حاشيه سراب نموده که بقاياي راهي قديمي پديدار شد . البته براي دستيابي به فرم معماري سراب و آثاري که احتمالاً در پيرامون آن وجود دارد نياز به کاوش گسترده اي مي باشد .
 
 ۱- محل و موقعيت :
 
چشمه کارستي بيستون به فاصله 30 کيلومتري شمال شرقي شهر کرمانشاه و پاي ارتفاعات کوه بيستون در عرض جغرافيايي 34 درجه و 23 دقيقه و 18 ثانيه و طول جغرافيايي 47 درجه و 26 دقيقه و 6 ثانيه قرار دارد . کد ارتفاعي مظهر چشمه 1320 متر از سطح دريا مي باشد .
 
۲- وضعيت زمين شناسي :
 
به لحاظ زمين شناسي در زون ساختاري زاگرس خرد شده ( Crushed Zone ) قرار گرفته ، واحد سنگي مخزن چشمه از سري آهک هاي بيستون که از نظر زماني متعلق به ترياس بالايي تا کرتاسه بالايي است تشکيل شده ، گستردگي زياد اين آهک ها و وجود سيستم گسلي و درزهاي فراوان و پديده هاي انحلالي باعث ايجاد مخزن هاي عمده کارستي در اين تشکيلات شده است .
 
سراب بيستوناين آهک ها با يک همبري غير عادي ( گسلي ) بر روي سري راديولاريتها رانده شده است . در امتداد اين راندگي و در حد کنتاکت آن با سري راديولاريتهاي قرمز رنگ چشمه هاي کارستي زيادي ظاهر گشته که اين سراب يکي از آنها مي باشد . علاوه بر راندگي فوق تعدادي گسل هاي فرعي با امتداد تقريباً شمالي جنوبي اين آهک ها را تحت تأثير قرارداده که باعث ايجاد سيستمهاي درزهاي متفاوتي در آنها شده است که در هدايت آبها به مظهر چشمه به صورت چندين دهانه بوده که بعضي از دهانه ها که در کد ارتفاع بالاتري قرار دارند در فصول کم آب خشک و يا کم آب مي شوند . توسعه کارستيفيکاسيون در اين سازند زياد بوده بطوري که نسبت دبي ماکزيمم چشمه به دبي مينيمم چشمه برابر 20 مي باشد .
 
۱-۲- سيستم درزها:
 
تعداد سي درز مهم در بخش هاي شمال غربي تا شمال شرقي چشمه بيستون مورد بررسي و اندازه گيري قرار گرفته بوده است، درزها عموماً فاقد پرشدگي بود و در بعضي موارد توسط رسوبات ثانوي رسي و آرگونيت پر شده اند ، ميزان بازشدگي از چند ميلي متر تا چند سانتيمتر متغير است ، شيب اکثر آنها بالاي 70 درجه و جهت شيب بيشتر به سمت شمال شرق مي باشد . با توجه به اندازه گيري به عمل آمده اقدام به رسم Rose Diagram و تصوير استروگرافيک قطب درزها گرديد .
 
بطور کلي بيشتر درزها داراي امتداد شمالي ـ جنوبي و پس از آن شرقي ـ غربي و شمال غربي ـ جنوب شرقي هستند .
 
 ۳- هواشناسي :
 
به لحاظ اقليمي جزء مناطق نيمه مرطوب سرد مي باشد ( براساس سيستم طبقه بندي آمبرژه ) منشاء ريزشهاي جوي اغلب مديترانه اي و سوداني مي باشد . ميزان متوسط ريزشهاي جوي ساليانه برابر 600 ميلي متر است . مينيمم دماي مطلق براساس طول دوره آماري 20 ساله 30 درجه و ماکزيمم دماي مطلق 43 درجه سانتيگراد است . متوسط تبخير ساليانه برابر با 1895 ميليمتر مي باشد . طول دوره يخبندان 80 روز مي باشد .
 
۴- هيدروژئولوژي :
 
چشمه کارستي بيستون بخشي از آبخوان کارستي ارتفاعات آهکي بيستون واقع در شمال شرق کرمانشاه را تخليه مي نمايد . با توجه به شرايط تکتونيکي و اقليمي منطقه و همچنين خصوصيات ليتولوژيکي تشکيلات مذکور ، پديده هاي کارستي فيکاسيون از قبيل توسعه سيستم درزها و شکافها و پديده انحلال و توسعه کانالهاي زيرزميني توسعه زيادي داشته بطوري که نسبت دبي ماکزيمم به دبي مينيمم بيش از 20 مي باشد و به همين لحاظ رژيم آبدهي چشمه بيشتر به صورت طغياني بوده به طوري که در هنگام بارندگي هاي شديد آب چشمه کدر مي شود .
 
در يک دوره آماري 20 ساله ميزان حداکثر آبدهي چشمه 4886 ليتر در ثانيه بوده که مربوط به فروردين ماه سال 51 بوده و حداقل آبدهي آن 32 ليتر در ثانيه است که مربوط به آبان ماه 52 مي باشد . ميزان دبي متوسط ساليانه 797 ليتر در ثانيه مي باشد که متوسط تخليه ساليانه 2/25 ميليون متر مکعب مي باشد . ضريب کاهش آبدهي چشمه در دوره خشک با توجه به نمودار منحني فرود چشمه برابر 2- و ذخيره ديناميکي آن 2/12 ميليون متر مکعب مي باشد .
 
 ۵- هيدروشيمي : 
 
۱-۵- مشخصات فيزيکوشيميايي سراب بيستون
 
آب اين چشمه ( سراب ) بي رنگ ، بي بو و بدون مزه مي باشد . متوسط هدايت الکتريکي آن حدود 310 ، بيشترين مقدار 335 و کمترين مقدار برابر 250 ميکرومهوس بر سانتيمتر در سال 70 اندازه گيري شده است . تيپ آب سراب بيستون از نوع بيکربنات کلسيک مي باشد . از کل حجم مواد محلول در آب چشمه 71 درصد مربوط به يون بيکربنات و 21 درصد مربوط به يون کلسيم است . 8 درصد باقيمانده شامل يونهاي سولفات ، کلر ، منيزيم ، سديم و ... مي باشد .  

 
< بعد   قبل >

ورود و خروج






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک RSS سایت

تبلیغات