Skip to content

نکته ها

فعال کردن فکس در ویندوز XP

َاگر شما هم در خانه یا محل کارتان دستگاه فکس ندارید ناراحت نباشید چون مایکروسافت لطف کرده و مشکل رو حل کرده !

 

ادامه مطلب...
 
صفحه اصلي arrow ايران arrow زبان و گويشهاي ايراني arrow گويشهاي ايراني
گويشهاي ايراني چاپ ارسال به دوست
17 فروردين 1385 ساعت 11:23
Article Index
گويشهاي ايراني
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4

 

 

 

ابوعلي سينا در رساله "مخارج الحروف" تلفظ حرفي را که سين زائي خوانده از مختصات حروف ملفوظ زبان خوارزمي ذکر ميکند.

24. سمرقندي: مقدسي مينويسد: مردم سمرقند را که ميان کاف و قاف است به کار مي برند و ميگويند "بکردک(ق)م"، "بگفتک(ق)م" و مانند اين، و در زبانشان سرديي هست.

25. صغدي (سغدي): مقدسي مينويسد مردم ولايت صغد زباني جداگانه دارند که با زبانهاي روستاهاي بخارا نزديک است، اما بکلي جداست. اگر چه زبان يکديگر را مي فهمند.

26. زبان باميان و طخارستان: به نوشته مقدسي با زبان بلخي نزديک بوده، اما پيچيدگي و دشواري داشته است.

27. بلخي: زبان مردم بلخ در نظر مقدسي زيباترين زبانها بوده اما بعضي کلمات زشت در آن وجود داشته است. و مينويسد که اين زبان براي پيام آوري مناسب است.

28. جوزجاني: به نوشته مقدسي زبان اين ناحيه ميانه زبان مروزي و بلخي بوده است.

29. بستي: همينقدر نوشته اند که زباني زيبا بوده است.

30. زبان طوس و نسا: نزديک به زبان نيشابوري بوده است.

31. سجستاني: مقدسي نوشته است که «در زبان ايشان ستيزه جويي و دشمني وجود دارد. صوتها را از سينه بيرون مي آورند و آواز را بلند ميکنند.» و ميگويد اين زبان براي جنگ خوب است.

32. غوري: شايد زبان اين ناحيه همان بوده باشد که اکنون پشتو خوانده مي شود. در هر حال با فارسي دري متفاوت بوده است. بيهقي مينويسد: «امير... دانشمندي را به رسولي آنجا فرستاد با دو مرد غوري از آن بوالحسن خلف و شيروان تا ترجماني کنند.»

33. زبان چاچ (شاش): مقدسي نوشته است که زبان اين ناحيه زيباترين زبان هيطل است و از اين نکته درست معلوم نيست که رابطه آن با زبانهاي ايراني چه بوده است.

34. قزويني: درباره زبان مردم اين شهر تنها اين نکته را ذکر کرده اند که قاف به کار مي برند و بيشتر ايشان براي معني جيد ( = خوب) ميگويند بخ.

35. گويشهاي روستائي خراسان: مقدسي مينويسد: کوچکترين شهري از خراسان نيست مگر آنکه روستاهاي آن زبان ديگري داشته باشند.

36. شيرازي: در "گلستان" سعدي بيتي هست که در بعضي نسخه ها در عنوان آن نوشته اند "ترکيه" و گاهي "شيرازيه" و در هر حال به گويش محلي شيراز است.

در کليات سعدي نيز يک مثنوي ملمع با عنوان "مثلثات" به عربي و فارسي و شيرازي باقي است. در ديوان حافظ هم غزل ملمعي متضمن بعضي مصراعها به گويش شيرازي ثبت است. چندي پس از زمان حافظ شاعري از مردم شيراز به نام "شاه داعي" منظومه هايي به اين زبان سروده است.

37. نيريزي: در يک جنگ خطي مکتوب در قرن هشتم اشعاري با عنوان "نيريزيات" ثبت شده است و در همين جنگ فصلي ديگر با عنوان "فهلويات" آمده که شايد به گويش شيرازي باشد.

38. اصفهاني: اوحدي اصفهاني چند غزل به گويش محلي اصفهان سروده است که در ديوانش ثبت است. عبارتي به گويش اصفهاني نيز در لطايف عبيدزاکاني آمده است.

39. آذري: يکي از گويشهاي ايراني که تا اواخر قرن دهم هجري در آذربايجان متداول بوده است. ابن حوقل زبان مردم آن سرزمين را فارسي ميخواند که مراد از آن يکي از گويشهاي ايراني است و به تعدد اين گويشها نيز اشاره ميکند. مسعودي (قرن چهارم) پس از آنکه همه زبانهاي ايرانيان را فارسي خوانده به اختلاف گويشها اشاره کرده و نام گويش "آذري" را در رديف پهلوي و دري آورده است. ياقوت حموي نيز زبان مردم آذربايجان را يکجا "آذريه" و جاي ديگر "آذربيه" نوشته است و ميگويد که جز خودشان کسي آنرا نمي فهمد.

همام تبريزي غزلي به گويش محلي تبريز داد که متن آن را عبيد زاکاني در مثنوي "عشاقنامه" خود درج کرده است. در ديوان شاه قاسم انوار تبريزي نيز چند غزل به اين گويش وجود دارد و در رساله روحي انارجاني فصلهائي به زبان عاميانه تبريز در قرن دهم ثبت است.

40. اردبيلي: ابن بزاز در "صفوةالصفا" جمله هائي را از زبان شيخ صفي الدين با قيد زبان اردبيلي نقل کرده و سپس دو بيتي هاي متعددي را از شيخ آورده که به احتمال کلي به همان گويش اردبيل است. شايد با آذري متداول در تبريز و شهرهاي ديگر آذربايجان تفاوتهائي جزئي داشته است.

اما چنانکه از مطلب مذکور در فوق دريافته مي شود، آگاهي ما از گويشهاي متعددي که در قرون پيشين در سرزمين پهناور ايران رايج بوده است، اجمالي است و غالباً تنها به نام آنها منحصر است. فقط گاهي جمله هاي کوتاه يا مصراعي و بيتي از آنها قيد کرده اند و در موارد معدود نمونه گويشهاي مزبور به يک تا چند صفحه ميرسد.

  در زمان معاصر

آنچه ذکر شد اشاراتي بود که در آثار مؤلفان بعد از اسلام درباره نام يا بعضي خصوصيات گويشهاي ايراني آمده است. اما در روزگار ما گذشته از "فارسي دري" که "فارسي نو" نيز خوانده مي شود، و زبان رسمي اداري و دولتي و فرهنگي کشور ايران از قرن چهارم هجري تا همين زمان است؛ در اين سرزمين پهناور هنوز گويشهاي متعدد ايراني رايج است که بعضي از آنها آثار مکتوب و ادبي نيز دارند، و بسياري ديگر تنها زبان محاوره اقوام بزرگ يا کوچکي است که در گوشه و کنار فلات ايران زندگي مي کنند.

مهمترين زبانها و گويشهاي ايراني امروز از اين قرار است:

1. تاجيکي: اين زبان همان فارسي دري است با اندک تفاوتي در واژگان و چگونگي اداي بعضي از واکها. تاجيکي زبان ملي جمهوري تاجيکستان است و گذشته از اين در بسياري از نواحي جمهوري ازبکستان (دره فرغانه و دره زرافشان و ناحيه کشکه دريا و مناطق مسير رودهاي سرخان دريا و چرچيک و غيره) و نزد انبوهي از مردم شهرهاي بزرگ بخارا و سمرقند، و گروهي از ساکنان جمهوريهاي قرقيزستان (نواحي جلال آباد و اش) و قزاقستان متداول است.

تاجيکان اصيل بازمانده ايرانياني هستند که از قديمترين روزگار در آن سرزمين ميزيسته اند و به تدريج در طي قرنهاي دراز اقوام ديگر مشرق آسيا در سرزمين ايشان نفوذ کردند و جاي گرفتند و اکنون قسمتهائي از اين ناحيه به صورت جزيره هائي باقي مانده که مردم آن، زبان و آداب ايراني خود را حفظ کرده اند.

بعضي اقليتها مانند يهوديان و کوليان و عربهاي آسياي ميانه نيز به تاجيکي سخن مي گويند. شماره تاجيک زبانان را به دو ميليون و نيم تخمين کرده اند.

قطع رابطه اداري و حکومتي ميان کشور ايران و سرزمينهاي مزبور در چند قرن اخير موجب شده است که زبان ادبي تاجيکي با فارسي دري اختلافاتي پيدا کند. عمده اين اختلافها در لغات و کلماتي است که دسته اي از گويش جاري مردم آن نواحي در زبان ادبي تاجيکي راه يافته است. دسته ديگر از زبانهاي تاتاري و ازبکي در آن زبان وارد شده، و شماره بسياري از لغات علمي و فني هم از روسي در اين زبان نفوذ کرده است.

با اين حال آثار گويندگان و نويسندگان فارسي زبان قرنهاي پيشين (که بعضي از ايشان خود از مردم همان نواحي بوده اند) هنوز بخوبي براي مردم تاجيکستان دريافتي است و جزء ميراث فرهنگي ايشان شمرده مي شود. بعضي خصوصيات صرف و نحوي نيز زبان تاجيکي را از فارسي دري متمايز ميکند.

اين زبان را در اوايل تشکيل جمهوري تاجيکستان به الفباي لاتيني با تغيير چند حرف نوشتند و در آموزش و کتاب و روزنامه بکار بردند. اما پس از چندي الفباي روسي را براي نوشتن آن اختيار کردند و اکنون نيز همين خط در آن سرزمين متداول است.

از نويسندگان بزرگ تاجيکستان در دوران اخير صدرالدين عيني است که پدر ادبيات جديد تاجيکستان شمرده ميشود و رمان و داستان و شعر و مقالات تحقيقي فراوان دارد.


 

ورود و خروج






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک RSS سایت

تبلیغات