Skip to content

نکته ها

ترفندهاي ويندوز : كليدهاي ميانبر 1

هنگامي كه در سيستم عامل Windows  كار مي كنيد ممكن است Mouse  كامپيوتر شما از كار بيفتد.اينجاست كه مايكروسافت گزينه اي جالب به نام Hotkey به شما مي دهد و آن استفاده  از چند كليد به عنوان ميانبر است.

ادامه مطلب...
 
صفحه اصلي arrow اخبار و تازه ها arrow سياسي arrow واگرایی مواضع دو متحد درباره ایران
واگرایی مواضع دو متحد درباره ایران چاپ ارسال به دوست
16 مرداد 1386 ساعت 15:30

خبرگزاری مهر - تاکید کرزای بر اینکه ایران حامی و یاور افغانستان است و اتهامات بوش علیه کشورمان مبنی بر تلاش برای بی ثبات کردن کشورهای منطقه از جمله افغانستان اختلاف مواضع و دیدگاههای دو رئیس جمهور درباره ایران را به وضوح نشان می دهد.

رئیس جمهور افغانستان در حالی از روز گذشته سفر دو روزه خود به آمریکا را آغاز کرد که پیش از سفر و حتی در کنفرانس خبری روز گذشته خود با رئیس جمهور آمریکا بر این نکته تاکید کرد که ایران به عنوان حامی اصلی دولت و ملت افغانستان مطرح است و این در حالی است که جرج بوش در ادامه سیاست های خاص خود نظری برخلاف افغانستان درباره ایران دارد.

"حامد کرزای" روز گذشته ( 15 مرداد ) بار دیگر این نکته را در آمریکا و در حضور رئیس جمهور این کشور و این بار به طوری که از تمام رسانه های جهان پخش شد، اعلام کرد : ما "ایران" را به عنوان حامی خود می شناسیم و تهران به عنوان یک پشتوانه محکم برای ما مطرح است" اما این حمایت آشکار چندان به مذاق بوش خوش نیامد تا جایی که با عصبانیت، ادعاها و اتهامات خود درباره ایران را تکرار کرد و مدعی شد: ایران درامور افغانستان دخالت می کند و تهران باید حسن نیت خود درباره افغانستان را به ما نشان دهد."

به راستی منظور بوش از کلمه حسن نیت چیست؟ آیا کمک به مردم افغاستان،شرکت در بازسازی این کشور، پذیرفتن مهاجرین و آوارگان افغانی به مدت چند دهه، معنایش دخالت در امور افغانستان و کمک به شورشیان این کشور است یا حسن نیت و حمایت ؟ آیا ایران نیز باید همانند برخی کشورهای منطقه، زمام اختیارات خود را  در دست آمریکا قرار دهد تا سرانجام سران کاخ سفید بگویند که ایران در امور خاورمیانه حسن نیت دارد ؟

Image

 از سوی دیگر در حالی که بارها مقامهای بلند پایه افغانی اعلام کرده اند؛ ایران هیچ نقشی در تامین سلاح مورد نیاز طالبان ندارد و حتی چندی پیش نیز فرمانده نیروهای ناتوگفته بود مدرکی که نشان دهد ایران، طالبان را تجهیز می کند در اختبار نداریم، اما با این وجود بازهم آمریکا می خواهد با دنبال کردن سیاست های خود در عراق و گرفتن انگشت اتهام به سوی ایران، تهران را مسئول اصلی هرج و مرج موجود در افغانستان معرفی کند ؛ نکته مهم در این باره این است که آمریکا تا کنون هیچ مدرکی را برای اتهامات خود علیه ایران ارائه نکرده و تلاش کرده تا با کلی گویی و تبلیغات گسترده و جنگ رسانه ای، اذهان جهانیان را متوجه این مسئه کند که "ایران به عنوان مهمترین چالش موجود در منطقه مطرح است".

نکته جالب توجه این است که مقامهای کاخ سفید، چشم وگوش خود را بر روی واقعیت ها بسته اند و درست همانند یک ضبط صوت به گفتن حرف های تکراری اکتفا می کنند.

برای مثال سفارت افغانستان در ایران روز یکشنبه ( 14 مرداد) به طور رسمی به خبرگزاری مهر اعلام کرد که ایران هیچ نقشی در تجهیز طالبان ندارد و ما نیز همانند کرزای، ایران را به عنوان اصلی ترین حامی افغانستان به حساب می آوریم.

آمریکا در حالی، ایران را به دخالت در امور افغانستان و ارسال سلاح به طالبان متهم می کند که هنوز پاسخ مقامها و مردم افغانستان درباره نقش خود در کشتار شهروندان بی دفاع این کشور به بهانه مبارزه با طالبان را نداده است.

این پرسش را باید مطرح کرد که آیا سران کاخ سفید مردم جهان را تا این حد ساده فرض کرده اند که گمان می کنند جهانیان چشمان خود را بر روی حقایق موجود در خاورمیانه بسته اند و فقط منتظر هستند ببینند که مقامها و رسانه های آمریکایی درباره ایران چه می گویند تا بر اساس آن درباره تهران تصمیم گیری کنند؟

اگر با اندکی واقع بینی به جریان های موجود در منطقه و سیاست های بلند مدت آمریکا در خاورمیانه نگاه کنیم متوجه می شویم که آمریکا خواهان حضور دائمی در خاورمیانه و استفاده از منابع عظیم انرژی موجود در این منطقه است؛ حال اگر امنیت در خاورمیانه برقرار شود آمریکا دیگر بهانه ای برای حضور در منطقه نخواهد داشت بنابراین می توان گفت با نا امن بودن این منطقه طلایی و افزایش تنش ها میان کشورهای همسایه مانند آنچه بوش سعی دارد درباره ایران با سایر کشورهای خاورمیانه انجام دهد، آمریکا می تواند حضور خود در عظیم ترین منابع انرژی جهان را تضمین کند، زیرا به اعتقاد تمام کارشناسان سیاسی جهان، در سال های آینده انرژی مهم ترین موضوع کشمکش میان ملت ها خواهد بود و حال اگر کشوری بر خاورمیانه و منابع غنی آن مسلط باشد این تسلط به معنای تسلط بر جهان خواهد بود.

چه بهانه ای برای بوش بهتر از اینکه، ایران را بر خلاف واقعیت، برهم زننده ثبات معرفی کند و کشورهای منطقه را نسبت به آن بدبین کند که تا کنون این حربه وی کارگر نیفتاده است، زیرا به عنوان مثال، کرزای که از همپیمانان مهم بوش درمنطقه است به صراحت از نقش مثبت و حمایت های ایران تقدیر می کند.

بنابراین گرفتن انگشت اتهام به سوی ایران و دامن زدن به تنش های موجود در خاورمیانه حربه ناکارامد کاخ سفید برای تسلط بر خاورمیانه و در مرحله بعد تسلط بر جهان به شمار می رود. 

 
< بعد   قبل >

ورود و خروج






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک RSS سایت

تبلیغات