| درباره هر چه می گویی فكر كن ولی درباره هر چه فكر می كنی مگوی. (كنفوسیوس) |
| زندگي ستاره |
|
|
| 15 فروردين 1385 ساعت 14:14 | |
|
ستارگان هم مانند موجودات زنده متولد ميشوند، زندگي ميکنند و سپس ميميرند، ولي طول زندگي آنها بسيار طولاني است. متاسفانه عمر کوتاه انسانها کفاف نميدهد تا بتوانند زندگي يک ستاره را در مراحل مختلف شاهد باشند. با اين حال اخترشناسان اين مراحل را براي ما مشخص ميکنند.
ديد کلي
در طول زندگي انسان ، ستارگان بيشمار راه شيري عملا بدون تغيير به نظر ميرسند. گاهي يک نواختر (ستارهاي که بطور ناگهاني و انفجاري مقاديري عظيم انرژي از خود آزاد ميکند) ، ناگهان ظاهر آشناي يک صورت فلکي را به مدت چند هفته عوض ميکند و دوباره کم نورتر ميشود. منظره زيبايي که يک ابرنواختر در آسمان پديد ميآورد، بسيار نادر است. ستارگان نيز در نهايت تغيير ميکنند و هيچ کدام تا ابد پايدار نميمانند. ستاره ، هنگامي که انبار عظيم سوخت هستهاي آن به پايان برسد، ميميرد. ستارگان بسيار جوان هنوز در ميان گازهايي که از آن شکل ميگيرند، پنهان هستند. ستاره بعد از تولد
بعد از آنکه ستاره شکل ميگيرد (تولد ستاره)، بلافاصله حياتي پايدار بدست ميآورد. در همين زمان واکنشهاي هستهاي در داخليترين هسته ستاره ، هيدروژن را به هليوم تبديل ميکند و انرژي آزاد ميگردد. سرانجام همه هيدروژن درون آن به مصرف ميرسد. بعد از اين ، تغييراتي در لايههاي دروني ستاره آغاز ميشود. در حالي که واکنشهاي جديدي از هليوم شروع ميشوند، لايههاي بيروني باد ميکنند تا ستاره را به اندازه غول برسانند.در اثر تغييرات زياد ، ستاره به مرحله متغير بودن ميرسد. در نهايت هيچ منبع ممکن براي آزادسازي انرژي باقي نميماند. ستارگان کوچکتر در اثر انقباض به کوتولههاي سفيد تبديل ميشوند. ستارگان سنگينتر بهصورت ابرنواختر منفجر ميشوند. ماده بيرون ريخته از يک ابرنواختر ، بخشي از گاز بين ستارهاي را تشکيل ميدهد که زادگاه ستارگان جديد است.سحابي سيارهاي ستارگان در يکي از آخرين مراحل زندگي خود ، قبل از آن که به کوتوله سفيد تبديل شوند، منظره بسيار زيبايي در آسمان بوجود ميآورند. اين مرحله سبب پيدايش سحابيهاي سيارهاي ميشود. يک سحابي سيارهاي هنگامي تشکيل ميشود که ستاره مرکزي آن ، لايهاي به بيرون پرتاب کند. لايه گاز همانند حلقهاي از دود منبسط ميشود. تأثير نيروي گرانش بر زندگي ستارگان سراسر زندگي ستاره به يک ميدان نبرد شبيه است. نيروي گرانش سعي دارد که ستاره را منقبض کند، ولي با مقاومت فشار رو به بيرون ستاره مواجه ميگردد. سرانجام ستاره تحليل ميرود و گرانش ، کنترل را بدست ميگيرد. در اين حالت ستاره شکل کاملا متفاوت با ستارهاي معمولي و سالم به خود ميگيرد.
مراحل مختلف زندگي ستاره
نيروي گرانش يک نيروي جاذبه است، لذا ذرات ماده در اثر اين نيرو به هم نزديکتر ميشوند. همچنين چون نيروي گرانش با جرم ذرات نسبت مستقيم دارد و نيز چون جرم ستاره فوقالعاده زياد است، لذا جاذبه گرانشي درون آن بسيار شديد خواهد بود. به عنوان مثال در اعماق خورشيد فشار در فاصله يک دهمي سطح تا هسته ، تقريبا يک ميليون بار بيشتر از فشار جو در سطح زمين است. در اين فاصله فشار تا هزار ميليون بار بيشتر از فشار جو زمين صعود ميکند. اين فشار با مقاومت گازهاي داغ درون خورشيد مواجه ميشود. اين گاز توسط کوره هستهاي گرم نگه داشته ميشود.هنگامي که آتش هستهاي رو به کاهش ميگذارد، گاز داغ درون ستاره سرد ميشود. بنابراين نيروي گرانش غالب ميشود. آنچه در اين مرحله روي ميدهد، به جرم ستاره بستگي دارد. ستارهاي رو به مرگ مانند خورشيد ، درهم فرو ميريزد تا به اندازه زمين برسد. در اين روند هيچ انفجار واقعي و قابل توجه رخ نميدهد. ستاره فقط به تودهاي از خاکستر راديواکتيو تنزل پيدا ميکند و به آرامي سوسو ميزند. در اين حالت ستاره به يک کوتوله سفيد تبديل ميشود. يک فنجان از ماده آن يک صد تن وزن دارد.
اگر جرم ستارهاي بيشتر از خورشيد باشد، فشار فرو ريزش مرحله کوتوله سفيد را نيز پشت سر ميگذارد و متوقف نميشود. فرايند فرو ريزش تا جايي که قطر ستاره به حدود ده کيلومتر برسد، ادامه پيدا ميکند. در اين نقطه ، ستاره گلولهاي چگال از ذرات هستهاي است که آن را ستاره نوتروني مينامند. يک فنجان از ماده آن ، يک ميليون ميليون تن وزن دارد.
برخي از ستارگان نوتروني به سرعت ميچرخند و در هر بار چرخش ، تابشهايي در محدوده امواج راديويي گسيل ميکنند. اينگونه ستارگان نوتروني ، تپ اختر ناميده ميشوند.
يک ستاره نوتروني بدون وقوع يک انفجار شديد اوليه شکل نميگيرد. ستاره رو به مرگ ، ممکن است در چند ثانيه آخر حيات خود ، به صورت يک ابرنواختر شعلهور شود. درخشش آن چند روز از تمام کهکشانها پيشي ميگيرد. از بخش مرکزي ابرنواختر ، يک ستاره نوتروني تشکيل ميشود.
يک ستاره رو به مرگ ، مثلا با جرمي 10 برابر جرم خورشيد چنان زير بار گرانش توليد شده قرار ميگيرد که هيچ نيرويي نميتواند در برابر فرو ريزش آن مقاومت کند. وقتي که چنين ستارهاي منقبض ميشود و به اندازهاي در حدود دو کيلومتر ميرسد، گرانش به حدي زياد ميشود که سرعت گريز از سطح آن به بيشتر از سرعت نور ميرسد.از موشک گرفته تا ذرات نور و علائم راديويي ، هيچ يک نميتوانند از سطح آن بگريزند. اين گرانش به قدري نيرومند است که همه چيز را به طرف خود ميکشد. ما فقط ميدانيم که در اين حالت ، ستاره به يک سياهچاله تبديل ميشود. سياهچالهها را نميتوان ديد، چون نور نميتواند از سطح آن بگريزد.
عقايد انسانها در مورد ستارگان از يک نظر زماني هر يک از ما درون ستارگان بوده است و از ديدگاه ديگر ، هر کس روزگاري در فضاي خالي و گسترده بين ستارگان جاي داشته است. بالاخره اگر براي جهان آغازي در نظر گرفته شود، زماني هر يک از ما در آن آغاز حضور داشته است. به اين معني که هر مولکول بدن ما ، داراي موادي است که روزگاري در مرکز داغ و پر فشار يک ستاره جاي داشتهاند. در اين نقاط بود که آهن موجود در سلولهاي قرمز خون ، شکل گرفته است. منبع : رشد |
| < بعد | قبل > |
|---|
| اخبار و تازه ها |
| ايران |
| علوم انساني |
| علوم پايه |
| علوم پزشكي |
| علوم زيستي |
| علوم كامپيوتر |
| علوم مهندسي |
| موبايل |
| هنر |
| ديگر موضوعات |