|
نلسون ماندلا، اسطورهي مبارزه با آپارتايد 89 ساله شد / "ببخش، اما فراموش نكن!" |
|
|
|
27 تیر 1386 ساعت 11:45 |

ایسنا - امروز (چهارشنبه) 18
ژوئيه برابر است با هشتاد و نهمين سالروز تولد "نلسون ماندلا"، مردي كه توانست با
مبارزات خستگي ناپذيرش به اسطورهي مردمان سياه پوست، آفريقا و تمام آزاديخواهان
جهان تبديل شود. ماندلا با گذراندن 27 سال در زندان، مشهورترين چهره مبارزه عليه
آپارتايد (تبعيض نژادي) در آفريقاي جنوبي و جهان است.
به گزارش
دفتر مطالعات بينالملل خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در زير به زندگينامهاي
از وي اشاره شده است:
نلسون روليهلا هلا ماندلا در 18 ژوئيه 1918 در روستاي كوچك قونو در منطقه امتاتاي
آفريقاي جنوبي به دنيا آمد. وي اولين عضو خانوادهاش بود كه در سن هفت سالگي به
مدرسه رفت. به دليل دشواري تلفظ نام بومي ماندلا، معلم وي كه يك متديست بود نام يك
دريادار انگليسي بنام «هوراتيو نلسون» را براي وي برگزيد.
وقتي روليهلاهلا 9 ساله بود پدرش بر اثر بيماري سل درگذشت. از آنجا كه پدر وي عضو
هيات مشاورين سلطنتي بود و تقدير چنين بود كه وي سمت پدرش را به ارث ببرد، ماندلا
در سال 1937 عازم هليدتاون و كالج متديستها در فورت بيوفورت شد.
ماندلا پس از ورود به دانشگاه با اليور تامبو آشنا شد. ماندلا و تامبو پس از اين
آشنايي به دو دوست و دو همكار هميشگي تبديل شدند. ماندلا پس از سال اول حضور در
دانشگاه وارد يك شوراي نمايندگي دانشجويي مخالف سياستهاي دانشگاه شد و به همين
دليل از وي خواسته شد تا فورت بيو فورت را ترك كند.
اندكي پس از ترك كالج ماندلا عازم ژوهانسبورگ شد. وي پس از ورود به اين شهر ابتدا
به عنوان يك نگهبان معدن و سپس به عنوان يك كارمند در يك شركت حقوقي مشغول به كار
شد. درحالي كه ماندلا در اين شركت كار ميكرد مدرك ليسانس خود را به طريق مكاتبهيي
از دانشگاه آفريقاي جنوبي گرفت و سپس مطالعات حقوقي خود را در دانشگاه ويت واترس
راند آغاز كرد. در اين زمان ماندلا در شهر اسكندر (شمال ژوهانسبورگ) استفاده
ميكرد.
پس از پيروزي حزب ملي تحت سلطهي آفريكانس زبانها (شاخهيي از زبان هلندي رايج در
آفريقاي جنوبي) در انتخابات سال 1948 كه سياست تبعيض نژادي داشتند، ماندلا در
مبارزات مخالفت جويانهي كنگره ملي آفريقا (ANC) در سال 1952 و كنگره خلق در سال
1955 نقش برجستهاي داشت. تصویب منشور آزادي در كنگره خلق باعث تهيه برنامهي اساسي
ضد آپارتايد شد.
در اين دوره زماني ماندلا و همكار وي اليور تامبو ادارهي شركت حقوقي «ماندلا و
تامبو» را برعهده داشتند كه به بسياري از سياهپوستان كه نمايندهي قانوني نداشتند
مشاوره حقوقي كم هزينه ميدادند.
رويكرد ماندلا تحت تاثير ماهاتما گاندي (كه الهام بخش وي بود) و نسلهاي موفق
فعالان ضد آپارتايد در آفريقاي جنوبي قرار داشت.
ماندلا كه در ابتدا به مبارزات دسته جمعي غير خشونتآميز متعهد بود، در پنجم دسامبر
1956 به همراه 150 تن ديگر دستگير و به خيانت به كشور متهم شد. محاكمهي ماراتن
گونهي وي و همراهانش از سال 1956 تا سال 1961 ادامه پيدا كرد و در نهايت تمام
آنها تبرئه شدند. كنگره ملي آفريقا (ANC) در فاصله سالهاي 59-1952 به دليل ظهور
يك گروه تازه از فعالان سياهپوست (آفريكانيستها) كه خواستار اقدامات قاطعانهتر
عليه حزب ملي حاكم بودند، دچار تفرقه و اختلاف شد. آلبرتو لوتولي، اليور تامبو و
والتر سيسولو رهبران ANC نه تنها احساس ميكردند كه روند حركتي اين وقايع بيش از حد
سريع است بلكه رهبري آنها به چالش كشيده شده است. اين مسئله باعث شد كه آنها موضع
خود را از طريق اتحاد با احزاب كوچك سفيدپوستان، دو رگهها و سرخپوستان، تقويت كنند
تا نشان دهند كه جذابيت و گيرايي آنها بيشتر است.
در سال 1959 زمانيكه آفريكانيستها (تحت حمايت مالي غنا و حمايت سياسي حزب ملي
باسوتو مستقر در ترانس وال) خود را از ANC كنار كشيدند تا كنگره سراسري
آفريكانيستها (PAC) را تحت رهبري رابرت سوبوك وه و پوتلاكو لبالو تشكيل دهند، ANC
بيشترين حمايت شبه نظامي خود را از دست داد.
در سال 1961ماندلا رهبري جناح مسلح ANC موسوم به "نيزه ملت" يا MK را كه به طور
مشترك بنيان نهاده بود، برعهده گرفت. وي به طور مشترك يك مبارزه خرابكارانه را عليه
اهداف ارتش و دولت به راه انداخت و به منظور پايان دادن به آپارتايد طرحهايي را
براي يك جنگ چريكي احتمالي (در صورت شكست خوردن خرابكاريها) ارايه داد. مطمئنا
همين شاخه مسلح ANC بود كه چند دهه بعد به ويژه در دهه 1980 يك جنگ چريكي را عليه
رژيم آفريقاي جنوبي به راه انداخت. ماندلا همچنين در خارج از كشور براي MK پول
جمعآوري ميكرد و آموزشهاي شبه نظامي گري برگزار ميكرد و با دولتهاي متعدد
آفريقايي ديدار ميكرد.
ماندلا مبادرت به جنگ مسلحانه را به عنوان آخرين چارهي خود توصيف ميكند ولي سركوب
و خشونت روز افزون از سوي دولت وي را متقاعد كرد كه سالها اعتراض مسالمتآميز به
آپارتايد هيچ دستاوردي در پي نداشته و موفق نبوده است. ماندلا بعدها اذعان كرد كه
ANC در مبارزه خود عليه آپارتايد حقوق بشر را نقض كرده است.
در پنجم اوت 1962 ماندلا پس از 17 ماه تحت تعقيب بودن دستگير و در ژوهانسبورگ
زنداني شد. گفته ميشود كه دستگيري ماندلا به دليل گزارش سازمان جاسوسي آمريكا
(سيا) به پليس آفريقاي جنوبي در مورد مخفيگاه ماندلا، محقق شده است. سه روز پس از
دستگيري اتهامات رهبري اعتصاب كارگران در سال 1961 و ترك غير قانوني كشور، در يك
دادگاه براي وي قرائت شدند. ماندلا در 25 اكتبر 1962 به پنج سال حبس محكوم شد. اما
در 11 ژوئن 1964 دو سال بعد يك حكم در خصوص حضور وي در كنگره ملي آفريقا ANC حاصل
شد.
در حالي كه ماندلا در بازداشت بود پليس در تاريخ 11 ژوئن 1963 رهبران برجسته ي ANC
را در ريوونيا (شمال ژوهانسبورگ) دستگير كرد. پس از اين دستگيري ماندلا نيز به
دستگير شدگان اضافه شد و در دادگاه ريووينا، ماندلا به همراه ديگر دستگير شدگان به
خرابكاري و جرايمي معادل خيانت به كشور كه اثبات شان براي دولت آسانتر بود، متهم
شدند. اين اتهام شامل توطئه چيني براي يك حمله خارجي به آفريقاي جنوبي بود. ماندلا
اتهام اول خود يعني خرابكاري را پذيرفت و اتهام دوم خود را رد كرد.
ماندلا در آغاز دفاعيات خود در جلسهي محاكمهي 20 آوريل 1964 در دادگاه عالي
پرتوريا به طور شفاف دلايل ANC براي انتخاب اعمال خشونت به عنوان يك تاكتيك را
تشريح كرد. در سخنان وي مشخص شد كه چه طور ANC سالها (تا زمان قتل عام شارپويل)
براي مقاومت در برابر آپارتايد از روشهاي مسالمتآميز استفاده كرده است. اين رخداد
به همراه همه پرسي برقراري جمهوري آفريقاي جنوبي و اعلام حالت فوقالعاده و ممنوعيت
فعاليت ANC مشخص كرد كه تنها راه باقي مانده، مقاومت از طريق اقدامات خرابكارانه
است. انجام هر اقدامي غير از اين معادل تسليم بي قيد و شرط بود. ماندلا در ادامه
سخنانش توضيح داد كه آنها چه طور بيانيه «نيزه ملت» را با هدف نشان دادن شكست
سياستهاي حزب ملي، صادر كردهاند.
ماندلا سخنان خود در دادگاه عالي پرتوريا را با اين جملات به پايان رساند.
"در طول زندگيام، خود را وقف مبارزهي مردم آفريقا كردهام. من عليه سلطه طلبي
سفيدها و سياهها جنگيدهام. من به جامعه آرماني آزاد و دموكراتيك كه در آن همگان
در سازگاري و با فرصتهاي مساوي زندگي كنند، عشق ورزيدهام. اين آرماني است كه من
به اميد دستيابي به آن زندگي كردهام. اما اگر لازم باشد، آرماني است كه حاضرم در
راه آن بميرم."
ماندلا در نهايت به حبس ابد محكوم شد و روانه زنداني در جزيره روبن شد. در اين
جزيره وي و ديگر زندانيان مجبور به كار طاقت فرسا در يك معدن سنگ آهك بودند.
زندانيان براساس نژادشان از هم جدا ميشدند و در اين بين سياهان پستترين شرايط را
داشتند. ماندلا در زندگينامهي خود تشريح ميكند كه چه طور به عنوان پايينترين
طبقه زندان، هر شش ماه مجاز به داشتن تنها يك ملاقات و يك نامه بوده است. ماندلا در
طول دوران حبس 27 سالهي خود، تنها سه بار همسرش را ملاقات كرد.
در سال 1985 پي. وي بوتا، رييسجمهور وقت آفريقای جنوبي به ماندلا پيشنهاد كرد كه
در صورتي كه وي از مبارزهي مسلحانه صرف نظر كند، وي را آزاد ميكند. اما وزراي
آفريقاي جنوبي سعي كردند كه رييس جمهور را از اين تصميم منصرف كنند و به وي گفتند
كه ماندلا هرگز مبارزهي مسلحانهي سازمان خود را فداي آزادي شخصياش نخواهد كرد.
اين در حاليست كه ماندلا با صدور بيانيهاي از طريق دخترش، پيشنهاد آزادي مشروط را
رد كرد و اظهار داشت: اين چگونه آزادي است كه اين سازمان مردمي هنوز از فعاليت منع
است. تنها مردان آزاد ميتوانند مذاكره كنند. يك زنداني نميتواند وارد مذاكره شود.
در دوران حبس ماندلا، فشار داخلي و بينالمللي روي دولت آفريقاي جنوبي، با شعار
معروف و جنجالي «نلسون ماندلا را آزاد كنيد»، براي آزادي وي افزايش يافت. در سال
1989 بوتا دچار سكته مغزي شد و فردريك ويليام دكلرك، به عنوان رييسجمهور جانشين وي
شد.
ويليام دكلرك، رييسجمهور وقت آفريقاي جنوبي در دوم فوريه 1990 ممنوعيت فعاليت ANC
و ديگر سازمانهاي مخالف آپارتايد را لغو و اعلام كرد كه ماندلا به زودي از زندان
آزاد خواهدشد. بدين ترتيب نلسون ماندلا پس از 27 سال حبس در 11 فوريه 1990 از زندان
آزاد شد.
ماندلا در روز آزادي خود طي سخناني براي ملت آفريقاي جنوبي متعهد شد كه به صلح و
آشتي با اقليت سفيد پوست كشور پايبند است. وي در عين حال تصريح كرد كه مبارزه
مسلحانهي كنگره ملي آفريقا تمام نشده است.
ماندلا در سخنانش گفت:"متوسل شدن ما به مبارزه مسلحانه در دهه 1960 كه با تشكيل
جناح نظامي ANC شكل گرفت، يك اقدام صرفا دفاعي در برابر خشونت آپارتايد بود. عوامل
الزامآور مبارزه مسلحانه امروز هم وجود دارند. ما گزينهيي نداريم جز اينكه ادامه
دهيم. ما ابراز اميدواري ميكنيم كه شرايط منجر به حل و فصل مسالمتآميز مسائل هر
چه زودتر ايجاد شود تا احتمالا ديگر نيازي به مبارزه مسلحانه نباشد."
وي همچنين گفت كه تمركز اصلي وي روي برقراري صلح در بين اكثريت سياهپوستان و اعطاي
حق راي به آنها در هر دو انتخابات سراسري و محلي است.
ماندلا پس از آزادي از زندان به سمت رهبري ANC بازگشت در سالهاي 94-1990، هدايت
اين حزب در مذاكرات چندحزبي كه به اولين انتخابات چند نژادي آفريقاي جنوبي منتهي شد
را برعهده داشت.
در سال 1991، كنگره ملي آفريقا ANC اولين كنفرانس ملي خود در آفريقاي جنوبي (پس از
شروع مجدد فعاليت) را برگزار كرد و ماندلا به عنوان رييس اين سازمان انتخاب شد.
رهبري ماندلا در طول مذاكرات و رابطهي وي با فردريك ويليام دكلرك باعث شد كه اين
دو در سال 1993 به طور مشترك برنده جايزه صلح نوبل شوند. البته روابط ماندلا و
دكلرك هر از گاهي به تيرگي ميگراييد، مخصوصا زماني كه ماندلا در سال 1991 طي
سخناني تند و آتشين، دكلرك را رييسجمهور يك رژيم غير مشروع، بياعتبار و اقليت
ناميد.
پس از قتل بويپاتونگ در ژوئن 1992 مذاكرات ماندلا مختل شد. زيرا ماندلا ANC را از
گفت و گوها خارج كرد و دولت دكلرك را به دست داشتن در اين قتل عام متهم كرد. اما در
پي قتل عام "بيشو" در سپتامبر 1992 مذاكرات مجددا از سر گرفته شد، زيرا شبح تقابل
خشونت آميز نشان ميداد كه مذاكرات تنها راه پيش رو است.
پس از ترور كريس هاني يكي از رهبران بلند پايه ANC در آوريل 1993 ماندلا طي سخناني
براي ملت، خواستار خويشتن داري و حفظ آرامش شد. اگر چه در آن زمان ماندلا هنوز
رييسجمهور آفريقاي جنوبي نشده بود ولي مردم آفريقاي جنوبي وي را هنگام سخنراني
همانند رييسجمهور خود تصور ميكردند.
ماندلا در اين سخنان تاثيرگذار گفت: "امروز روي سخن من از اعماق وجود با تك تك مردم
آفريقای جنوبي (سياه و سفيد) است. يك مرد سفيدپوست پر از تعصب و نفرت به كشور ما
آمده و اقدام آن چنان كثيفي را انجام داده كه تمام كشور در آستانهي يك فاجعه قرار
گرفته است. ترور بيرحمانهي كريس هاني، امواج تكان دهنده اي را در سرتاسر كشور و
جهان فرستاده است. اكنون زمان آن است كه تمام مردم آفريقاي جنوبي همگي در برابر هر
كسي كه قصد نابود كردن آنچه كه هاني به خاطرش كشته شد را دارد، (يعني آزادي همهي
ما) بايستند."
نلسون ماندلا در سال 1994 براي اولين بار به طور كاملا دموكراتيك به عنوان
رييسجمهور آفريقاي جنوبي انتخاب شد و تا سال 1999 اين سمت را برعهده داشت.
|