|
سازوكار احساس "آشنا پنداري" در مغز مشخص شد |
|
|
|
21 خرداد 1386 ساعت 12:32 |
|
ایرنا - اكثر مردم احساس
"آشناپنداري"، احساسي كه انسان گمان ميكند صحنهاي را قبلا ديده است، را تجربه
كردهاند و اكنون پژوهشگران آمريكايي بخشي از مغز را كه عامل به وجود آمدن چنين حسي
است، يافتهاند.
به گفته آنان
اين يافته به يك بحث بزرگ ۳۵ساله در مورد چگونگي عملكرد مغز در مورد حافظه پايان
ميدهد و امكان توليد داروهايي را براي رفع برخي مشكلات مربوط به حافظه به وجود
ميآورد.
به گزارش خبرگزاري رويترز از شيكاگو، اين محققان ميگويند نورونها يا سلولهاي
عصبي در يك مركز حافظه مغز به نام هيپوكامپوس، از نقشهها و تجربيات جديد، يك نقشه
مغزي درست ميكنند و سپس آنها را براي استفادههاي بعدي ذخيره ميسازند.
اما از زماني كه مغز شروع ميكند تجربيات را بسيار شبيه به هم تلقي كند، اين
نقشههاي مغزي روي هم قرار ميگيرند و به تدريج تار و محو ميشوند.
"سوسوما تونهگاوا" استاد زيست شناسي و علوم اعصاب در موسسه فناوري ماساچوست (MIT)
واقع در كمبريج آمريكا، كه مقالهاش در مجله "ساينس" چاپ شده است، گفت
"آشناپنداري" زماني به وقوع ميپيوندد كه اين توانايي به چالش كشيده ميشود."
در واقع اين حس ناشي از يك نقص در توانايي مغز براي مرتب و دستهبندي كردن اطلاعات
جديد است كه حافظه قسمتي يا اپيزودي ناميده ميشود.
تونهگاوا در مصاحبهاي گفت براي موجود هوشمندي مانند انسان اين توانايي بسيار مهم
است زيرا با استفاده از آن او درك ميكند كه در اطرافش چه ميگذرد و بعدا ميتواند
آن را بخاطر آورد.
او و همكارانش موشهايي را كه ژن خاصي از يك قسمت معين از هيپوكامپوس آنها حذف شده
بود، مورد آزمايش قرار دادند و دريافتند كه اين ژن در ايجاد توانايي مرتب و
دستهبندي كردن تجربيات مشابه نقش حياتي دارد.
موشهايي كه فاقد اين توانايي بودند را به قفس مشابه ديگري منتقل كردند و بعد دوباره
آنها را به قفس اول بازگرداندند. در يك قفس به پاي آنها يك شوك الكتريكي ضعيف داده
شد. در قفسهاي ديگر اين كار انجام نشد.
موشهايي كه ژن ياد شده در آنها حذف شده بود، هر دو قفس را خطرناك تلقي كردند و هر
بار كه در هر يك از قفسها قرار داده ميشدند از وحشت بيحركت ميشدند زيرا تشخيص
نميدادند كه در كدام قفس به آنها شوك داده شد.
اما موشهاي سالم به سرعت تفاوت بين قفسها را دريافتند و فقط در قفس خطرناك، واكنش
وحشت نشان دادند.
زماني كه محققان فعاليت مغز اين حيوانات را آزمايش كردند، ديدند كه واكنش مغزي در
موشهاي دستكاري شده، در هر دو قفس مشابه بود اما مغز موشهاي سالم و دستكاري نشده در
هر قفس واكنش متفاوتي نشان داد.
تونهگاوا گفت نوعي از حافظه كه با استفاده از آن انسانها ميتوانند به سرعت
چهرهها و مكانهاي مختلف را تشخيص دهند، با بالارفتن سن رنگ ميبازد.
وي گفت: "از آنجا كه ما بر اساس يافتههايمان اكنون مسير مولكولي و سلولي اين پديده
را شناختهايم، اين امكان به وجود آمده است كه دارويي توليد كنيم كه اين ارتباط را
بهتر كند."
اين مساله بخصوص در مورد بيماريهاي زوال سلولهاي عصبي مانند آلزايمر صادق است.
اين استاد زيست شناسي گفت اكنون يكي از مسائل بزرگ در مورد حافظه حل شده و اين
مطالعه به يك بحث ۳۵ساله در مورد چگونگي تشخيص مكانها و تجربيات مشابه در مغز
انسانها پايان داده است.
|