Skip to content

نکته ها

چرا قسم خوردن با فعل خوردن همراه است ؟

ادامه مطلب...
 
صفحه اصلي arrow هنر arrow موسيقي arrow درباره يكى از سمفونى هاى هايدن:اصل معجزه
درباره يكى از سمفونى هاى هايدن:اصل معجزه چاپ ارسال به دوست
07 فروردين 1385 ساعت 16:42

سمفونى شماره يكصد و دو اثر فرانتس يوزف هايدن در تناليته سى بمل ماژور در سال ۱۷۹۴ تصنيف شد. تقريباً يك سال بعد يعنى در ماه فوريه سال ۱۷۹۵ نخستين اجراى عمومى آن صورت گرفت. لندن ميزبان اين اجرا بود.

سازهايى كه در مجموع اركستر اين قطعه را تشكيل مى دهند عبارتند از فلوت، ابوا، فاگوت، هورن، ترومپت كه براى هر يك از اين سازها دو بخش مجزا وجود دارد.
علاوه بر سازهاى بادى، تيمپانى به عنوان تنها ساز ضربى در سمفونى شماره ۱۰۲ به كار رفته است. طبيعتاً مجموعه سازهاى زهى متشكل از ويولن ها، آلتوها، ويولنسل ها و كنترباس ها نيز حضور دارند.
اين اثر نيز همچون ديگر آثار سمفونيك هايدن در مقايسه با آثار مشابه ديگر آهنگسازان به لحاظ زمانى اثرى كوتاه محسوب مى شود. بيست و چند دقيقه مدت درازى براى يك سمفونى محسوب نمى شود. حتى مى توان گفت كه مدت زمان اجراى تنها يك موومان از بعضى آثار سمفونيك نيمه دوم قرن نوزدهم طولانى تر از كل اين سمفونى از هايدن است. سمفونى شماره ۱۰۲ هايدن تقريباً در همان دورانى ساخته شد كه شاگرد جوانى به محضر او معرفى شده بود كه بعدها نامش همه جا بر سر زبان ها افتاد. اين شاگرد لودويگ نامى بود كه چندان جوان آرامى به نظر نمى رسيد. مدت زيادى از ارتباط اين استاد و شاگرد نگذشته بود كه كشمكش ها و تضادها ميان آن دو به اوج خود رسيد و سرانجام موجب شد تا آن دو راه خود را كاملاً از يكديگر جدا كنند. اين شاگرد گويى با از دست دادن رابطه صميمانه خود با هايدن هيچ نگرانى به خود راه نداد و حتى به نظر مى رسيد از وضعيت موجود چندان هم ناخشنود نيست. او به سرعت معلم ديگرى برگزيد. بديهى است كه اين شاگرد ناخلف نمى توانسته كسى جز بتهوون باشد؛ از او بسيار گفته شده و بسيار نيز گفته خواهد شد.
سمفونى ۱۰۲ هايدن به رغم بسيارى از قطعات پيشين در اين ژانر تنها به حفظ موضع خود در محدوده بسته فرم سمفونى كلاسيك بسنده نمى كند. مدت ها بود كه آثار هايدن به آينده نظر داشتند گويى حركت تكاملى خودجوشى در آثار پخته  هايدن جريان پيدا كرده است.در واقع سه سمفونى آخر هايدن يعنى سمفونى هاى شماره ۱۰۲ ، ۱۰۳ و ۱۰۴ به منظور اجرا در كنسرتى در بهار ۱۷۹۵ نوشته شدند. اين سه در نوع خود از جدى ترين قطعات سمفونيك هايدن محسوب مى شوند. حاصل تلاش و تجربيات هايدن طى چهل سال كار بر روى فرم سمفونى در اين سه قطعه متجلى شده است. حتى شماره ۱۰۲ در ميان اين سه از جهات مختلفى داراى برجستگى است. اگر عمر موتسارت كفاف مى داد تا شاهد نخستين اجراى اين اثر باشد، بى شك نمونه هاى بارزى از توانايى هاى بى بديل هايدن در آن مى يافت؛ هايدنى كه مى تواند در يك زمان مخاطبش را بخنداند و بگرياند.
هايدن در سمفونى ۱۰۲ همچون ساير دوازده سمفونى «لندن» خود با يك مقدمه موقر آغاز مى كند. (از مجموع دوازده سمفونى موسوم به سمفونى هاى لندن تنها يك مورد بدين شكل آغاز نمى شود.) اين مقدمه با آنچه كه در ادامه موومان رخ مى دهد ارتباط تنگاتنگى برقرار مى سازد. در مورد سمفونى ،۱۰۲ اين مقدمه بسيار ناپايدار و رازگونه جلوه مى كند. پس از اتمام بخش مقدماتى و ورود به قسمت اصلى و سريع موومان نخست تازه بسيارى از جنبه هاى مبهم مقدمه آهسته معنى مى يابند. موومان آداجيو نيز عادى به نظر نمى رسد. چرا كه مى توان آن را نسخه اركسترال از موومان آداجيو از تريوى پيانويى دانست كه وى در همان دوران مشغول ساختش بود. در واقع نمى توان هيچ قضاوت قطعى را در اينكه كداميك از آن دو نسخه اصلى هستند بى شبهه پذيرفت. حتى شيوه به كارگيرى هايدن از سازهاى ترومپت، تيمپانى و ويولنسل به هيچ وجه مطابق روال هميشگى كار هايدن نبوده است. اين موومان آهسته از چنان صلابتى برخوردار است كه گويى موومان منوئه سوم و همچنين موومان فيناله همچنان نمى توانند موازنه را برقرار سازند و در برابر آن سبك جلوه مى كنند. در نخستين اجراى اين اثر موومان فيناله بسيار مورد توجه حضار قرار گرفته بود و سرانجام درخواست كردند تا اين موومان مجدداً اجرا شود. در حين اجراى دوباره موومان فيناله ناگهان يكى از لوسترها به پايين سقوط كرد كه البته كسى در اين بين دچار آسيب نشد. اين در نوع خود يك معجزه محسوب مى شد. ليكن لفظ «اصل معجزه» [۱] بعدها به اين اثر اطلاق شد. معجزه اى كه هايدن در اين اثر كرده بود بسيار تاثيرگذارتر از حادثه سقوط لوستر از سقف تالار كنسرت مى نمود.

پى نوشت:
۱- «اصل معجزه» (The Real Miracle) شاهكار هايدن بود!

ترجمه : طاها پيشوا

منبع : سايت هنر و موسيقي

 
< بعد   قبل >

ورود و خروج






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک RSS سایت

تبلیغات