|
مهم این نیست كه از كجا آغاز می كنی مهم این است كه آن را در كجا به پایان میبری. ( جان وودن) |
| شمّهاي از زندگي قمرالملوك وزيري |
|
|
| 06 فروردين 1385 ساعت 14:06 | |
|
بندرت اتفاق افتاده است كه زندگي نامه ي كاملي از اشخاص بزرگ به مانند آنچه در ديگر كشورها معمول است داشته باشيم چون بيشتر ما ايرانيها متأسفانه كمتر به خاطرهنويسي عادت داريم. در نتيجه مجبور به رجوع به گفتار اشخاصي كه به نوعي با آن شخص در ارتباط بودهاند، هستيم و بر اساس گفتههاي آنها و از لابلاي خاطراتي كه پس از مرگ فرد دهان به دهان گفته ميشود ميبايستي به يك فضاوت درستي دست يابيم و واقعيت زندگي فرد را بتوانيم درك كنيم كه چگونه انساني بوده است. چون خاطراتي كه هست، ميتواند برضد شخص و يا حتي سالوسانه باشد، پس پي بردن به زندگي شخص در طول عمرش گرچه منوط به جمعآوري خاطراتي است كه ديگران از او تعريف ميكنند ولي يافتن واقعيت ها كار چندان ساده اي هم نمي باشد.. زندگينامه قمرالملوك وزيري نيز از اين قاعده مستثني نيست. زني كه در شرايط بحراني آن روز با وجود تمامي موانعي كه هميشه به نوعي در جامعه زنان وجود داشته و حتي در آن زمان براي مردها نيز وجود داشت، (چه قرنها بود كه موسيقي ايران دوران مهجوري خود را طي ميكرد و موسيقيدان ها جايي براي ابراز وجود و خواندن براي مردم را نداشتند و اجراي موسيقي فقط براي پادشاهان و يا افراد سرشناس ميبود و كمتر افرادي در جامعه بودند كه شناختي از موسيقيدانان آن زمان داشته باشند زيرا هيچ مكاني مثل سالن و تالار نيز براي ارايه كارشان وجود نداشت) قدعلم نموده و پا به عرصه وجود نهاد و توانست موسيقي سنتي را به بهترين وجه ارائه دهد و لقب بانوي آواز ايران را به خود اختصاص دهد. بطوريكه امروزه بسياري از زنان تلاش ميكنند نام او را به خود اختصاص دهند كه اين خود درست نميباشد. زيرا هيچكس نميتواند شخص ديگري باشد و اين به مانند آن است كه ما بخواهيم گاليله و يا پاستور شويم كه بسيار خندهدار است. ما ميتوانيم از افراد درس بگيريم و موسيقي گذشته را تكميل نماييم اما نميتوانيم آن را تكرار كنيم. وجه تمايز قمر با ديگران در اين است كه گذشته را تكرار نكرد و شايد به همين دليل و دلايلي ديگر جامعه موسيقي اين لقب را بر وي نهاد. قمرالملوك وزيري كه نام خانوادگياش را از كلنل وزيري برگزيد در سال 1284 هجري شمسي در تهران متولد و در كودكي والدينش را از دست داد و تحت سرپرستي مادربزرگش قرارگرفت. مادربزرگش مولوديخوان مجالس بود و گهگاهي قمر با صداي زير خود او را همراهي مينمود. در حدود 17 سالگي با استاد مرتضي نيداوود نوازنده تار آشنا شد و به آموزش جدي موسيقي پرداخت و اين همكاري ساليان سال تداوم داشت. اولين كنسرتش را در سالن گراند هتل در سال 1303 برگزار نمود. صفحاتي از او به يادگار مانده كه تصنيفهايي از عارف قزويني، اميرجاهد و درويش خان ميباشد. وي همچنين از زمان شروع فعاليت راديو با اكثر اركسترهاي راديو همكاري داشت و اجراهايي با اساتيدي همچون علياكبرخان شهنازي (تار)، حبيب سماعي( سنتور)، مرتضي محجوبي (پيانو) و ابوالحسن صبا (ويلون) داشته است. آخرين برنامهاش در راديو ايران در تيرماه 1333 ضبط شد و چندي پس از آن سكته مغزي كرد و كنترل حنجره خود را در قسمتهاي حساس و ظريف از دست داد و در 14 خرداد 1338 درگذشت و مقبرهاش درظهيرالدوله ميباشد. وجه تمايز قمر را ميتوان چندين مورد برشمرد: 1- وسعت صدا در اجراي تحريرها در اوج و بم و استفاده از تحريرهاي متنوع و تكيهاي مسلسلوار و تلفيق صحيح شعر و موسيقي 2- برخورداري از تعليمات موسيقي و عدم شركت در مجالس مطربهاي زنانه 3- شناخت موسيقي آوازي و اينكه فقط ترانهخوان نبود 4- گرمي صدا و جذابيت خاص و قدرت زيادي كه در صدايش بود. (جاي صدايش در حدود متسوسوپرانو در موسيقي غربي ميبود) 5- وجهه اجتماعي و مهرباني و سخاوت و ارتباط عميقاش با مردم، و اينكه هيچگاه زندگي مادي برايش اهميتي نداشت آنچنانكه در نهايت فقر درگذشت. قمر مورد توجه ادبا و شعرا بود چنانكه ايرج ميرزا و شهريار اشعاري در وصف او سرودهاند. يادش گرامي باد! نویسنده : عذرا زالی منبع : سایت هنر و موسیقی |
| < بعد | قبل > |
|---|
| اخبار و تازه ها |
| ايران |
| علوم پايه |
| علوم پزشكي |
| علوم زيستي |
| علوم كامپيوتر |
| علوم مهندسي |
| موبايل |
| هنر |
| ديگر موضوعات |