| بسیار نادر هستند کلماتی که ارزششان بیشتر از سکوت باشد. (هانری دومونترلان) |
علوم كامپيوتر
روباتيك و مدار منطقي
تکنولوژی هوشمند
| تکنولوژی هوشمند |
|
|
| 24 اسفند 1384 ساعت 15:21 | ||||
صفحه 1 از 2 همه ما زمانی را به خاطر مىآوريم كه تصوير ذهنی مان از كامپيوتر ، تصور ماشينى هوشمند و پيچيده بود؛ ماشينى كه پاسخ بسيارى از سئوالات را مىداند و آنچه را كه نمىداند نيز مىآموزد. اين ماشين هوشمند، گاه مشاورﻯ همهچيزدان بود كه در تمامى مسائل، بهتر از ما تصميم مىگرفت (تنها با اين اشكال كه كمى بىاحساس بود!)، گاه محاسبهگرﻯ توانا كه دقيقترين و ظريفترين نكات علمى را درمىيافت، و گاه بيگانهاﻯ خشن، و تنها هدفش نابودﻯ نوع بشر. تنها، نوشتن اولين خطوط يك برنامه ساده و يا پياده سازﻯ يك الگوريتم ابتدايى لازم بود تا اين تصور ساده انگارانه پايان پذيرد و جاﻯ خود را به تصور واقعىترﻯ از كامپيوتر بدهد: «يك ماشين محاسبه گر». اين ماشين تنها آنچه را بدان سپرده ايم به ما بازپس مىدهد، مرتب شده و سامان يافته، اما بدون هيچ خلاقيتى.
آن تصور ساده و ابتدايى، تنها منحصر به ما يا هر كاربر تازه آشنايى با كامپيوتر نبوده است، بلكه چندين دهه تلاش دانشمندان و مهندسين براﻯ ساخت ماشينى كه همچون انسان بينديشد، بياموزد و تصميم بگيرد را در پى داشته است. خيلی پيش از آنكه انسان با اولين ماشينهاﻯ آدمنما مواجه شود ، با تخيل خود حتى تا پايان اين راه را نيز پيموده بود. از فرانكشتاين تا ترميناتور ، از دشمنان و بيگانگان تا آدمنماهاﻯ منجى، همگى حاصل برداشت تخيلى از هوش مصنوعى است. اما سواﻯ اين داستان پردازﻯها و تخيلات كه در خامترين شكل خود نوعى سرگرمى مدرن و در جدﻯترين شكل آن محل مباحث شبه فلسفى است، بايد ديد هوش مصنوعى به عنوان يك علم چيست و دستاوردهاﻯ مشخص و معين تئوريك و تكنولوژيك آن تا به امروز چه چيزهايى بوده است. فراتر از آن اين كه هوش مصنوعى در حال پيمودن چه مسيرﻯ است. آنچه محل پرسش و تأمل جدﻯ است اين كه آيا در نهايت ماشينهايى خواهيم داشت كه چون انسان بينديشند؟، و مهمتر آن كه اگر اساساً چنين هدفى قابل دستيابى است، اينك علم و تكنولوژﻯ در كجاﻯ اين مسير هستند؟ و اگر دستيابى به آن مقدور نيست، سمت و سوﻯ آينده هوش مصنوعى به كجاست؟ هنگامی كه اولين كامپيوترها ساخته شدند، تمامى تلاشها در اين جهت بود كه سختترين مسائل شناخته شده تا آن روز را توسط اين ماشين ها حل كنند. آنجا كه بيشترين توان خلاقه و هوشمندﻯ انسان به كار گرفته مىشود، محل چالش جدﻯ او با كامپيوتر خواهد بود. بدين ترتيب مسائلى همچون بازﻯ شطرنج، مورد توجه و علاقه شديد دانشمندان هوش مصنوعى واقع شدند. وقتى روشهاﻯ ساده اﻯ برای حل اين سرﻯ مسائل پيشنهاد شد، تنها چيزﻯ كه باقى مانده بود افزايش سرعت ماشين بود، تا اين كه كامپيوتر بتواند از طريق يك روش كاملاً غيرهوشمند انسان را در هوشمندانهترين فعاليتش شكست دهد. روزی كه ديپ بلو [1] ، كاسپاروف را شكست داد، سالها از افسانه هوش مصنوعی سپری شده بود؛ ديگر هيچ كس بر اين باور نبود كه برای هوشمند بودن حتماً بايد كاسپاروف وار شطرنج بازی كرد! يا اقليدس گونه به اثبات قضايای هندسی پرداخت. خيلی پيش از اين مسائل، بايد پاسخ به پرسشهايی را يافت كه در گذشته ای نزديك، ابتدايی و پيش پاافتاده به نظر مىرسيدند. دانشمندان اينك حتی در ساده ترين حركات دست برای برداشتن يك مهره شطرنج نيز نشانه های هوشمندی را جست وجو مىكردند. يك حركت كوچك انگشتان برای برداشتن يك فنجان يا نوشتن يك كلمه بر كاغذ چنان درجه ای از دقت رياضی و چنان حجمی از محاسبات را مىطلبد كه ساخت يك دست با انگشتان مصنوعی، سال ها تحقيق و بررسی و مطالعه را نيازمند است. نگاه كردن به يك چهره و به خاطر آوردن سريع نام يك شخص، كاری است كه حتی پيشرفتهترين كامپيوترهای امروزين از انجام آن ناتوانند. راه رفتن نرم و مقاوم انسان بر روی دوپا (كه خود اين انتخاب برای انسان بسيار مورد تأمل است) كماكان آنقدر جالب توجه است، كه محل سرمايه گذاری ميليون دلاری شركت هايی نظر هوندا، آنهم تحت قالب حساسترين و مخفیترين پروژه ها باشد. ساز و كار و نحوه عمل گلبول های سفيد داخل بدن انسان و تحت قالب سيستم ايمنی بدن به گونه ايست كه به صورت يك حافظه عملاً نامحدود عمل مىكند. يك حافظه با بی شمار الگوی ذخيره شده برای مقابله و دفع. حال آنكه امروزه تكنولوژی اصولاً در جايی نيست كه چنان حجمی از حافظه حتی قابل تصور باشد. علاوه بر تمامی اينها، بخش بسيار مهمی كه پيش از اين و حتی تا چند سال پيش مغفول مانده بود، اين است كه هيچ موجود هوشمندی تنها و ايزوله نيست. بخش عمده ای از هوشمندی ، هوشمندی اجتماعی و ارتباطی است. اين سئوال كه چرا اجتماع موجودات هوشمند كه هر يك در پی نفع خويشند از هم نمىپاشد و نه تنها عقلانی، بلكه بهينه رفتار مىكند، اينك از حالت يك سئوال در تئوری های اقتصادی خارج شده و راه به درون هوش مصنوعی و حتی رباتيك برده است. فهرست فوق تنها بخشی از مسائلی بود كه باعث ورود پروژه هوش مصنوعی به مرحله ای جديدتر شد. دانشمندان آرمانگرای رياضيدان دهه های پيش، اينك جای خود را به موشكافانی خرده گير مىدهند كه مانند زيست شناسان به بررسی دقيق و جزئی تمامی رفتارهای موجودات هوشمند و الگوبرداری از آنها مشغولند (اينهم يك نمونه ديگر از انقراض نسل آرمانگرايان!). اما آنچه در بالا به صورت بسيار ناقص و مجمل گفته شد، طرحی بود برای ايجاد سئوال و افزايش ابهام؛ اين كه هوش مصنوعی چيست؟ اين سئوال بايد تا بدينجا بعنوان يك پرسش علمی، شايستگی كافی را جهت طرح و بررسی پيدا كرده باشد. غرض از اين سری مقالات، نگاهی هرچند اجمالی، اما از درون به مقوله هوش مصنوعی است. هدف اين است كه علاوه بر معرفی هوش مصنوعی به عنوان يك شاخه و گرايش علمی ، كاربردهای جاری و آينده آن از لحاظ تكنولوژيك نيز مورد بررسی قرار گيرد. برای دستيابی به اين هدف مراحل زير را طی خواهيم كرد: |
||||
| < بعد | قبل > |
|---|
| اخبار و تازه ها |
| ايران |
| علوم انساني |
| علوم پايه |
| علوم پزشكي |
| علوم زيستي |
| علوم كامپيوتر |
| علوم مهندسي |
| موبايل |
| هنر |
| ديگر موضوعات |