|
اين کارو حتما انجام بدین تا سرعت اينترنتتون تا ده برابر افزايش پيدا کنه . اين کار باعث ميشه هر صفحه ای برای دومين بار يا بعد از اون که ميخواد باز شه به سرعت هر چه تمام باز بشه. توجه: اگر مراحل رو انجام داديد و در ابتدا تغييری احساس نکرديد اون رو پاک نکنيد چون تو جايی که شما فکرش رو نميکنيد به کمکتون مياد بدون اينکه شما بفهميد. |
|
| ادامه مطلب... |
علوم مهندسي
معماري
ريشه های معماری مدرن (۲)
| ريشه های معماری مدرن (۲) |
|
|
| 25 اسفند 1384 ساعت 10:41 | |||||
صفحه 1 از 3 هنر مدرن و معماري مدرن به يكديگر تعلق دارند. هدف هردوي اينها كمك به انسان براي يافتن جاي پاي وجودي دردنياي جديد از طريق تجسم و ويژگيهاي آن است. خصلت هنري معماري مدرن را پيشگامان آن تشخيص دادند. لوكوربوزيه تأكيد خاصي به اين ديدگاه داش، به طور كه در تمام سه فصلي كه در كتاب خود درباره «معماري» به نام <به سوي معماري جديد> ارائه كرده، همين نظر را مطرح ميكند: « شما سنگ، چوب و بتن را به كار ميگيريد و با اين مواد خانه و كاخ ميسازيد. اين كار، ساختن است. نوعي سازندگي در كار است.سپس ناگهان احساسات درونيام را بر ميانگيزيد، حالم را خوب ميكنيد، و من خوشحال ميشوم و آن را زيبايي ميخوانم. اين معماري است و هنر در آن نقش دارد.» حتي ميس ون دروهه كه به كلي «خشكه مقدس» ترين پيشگامان تلقي ميشود، در مقدمه نشريه رسمي Wessenhofsiedlang همان عقايد را بيان ميكند: «امروز كاملاً ضرورت دارد تأكيد شود كه سكونتگاه جديد، به رغم جنبههاي فني و اقتصادي آن، مسئلهاي هنر است. اين امر تنها از طريق تلاشهاي خلاق ميتوان به آن دست يافت.» دست آخر آنكه، ميس ون دروهه كلكسيونر نقاشيها كلي (و نه موندريان!) شد. بدين لحاظ، جنبش مدرن در معماري، در واقع جنبش هنري بود. اما آيا اين امر مغاير با تعبير رايج از معماري مدرن به عنوان معماري «كاركردگرايي» نيست؟ مسلماً لوكوربوزيه، گروپيوس و ميس توجه خاصي به كاركرد داشتند، اما هيچيك از آنها معتقد نبودند كه فرم صرفاً از كاركرد «پيروي ميكند». پيش از اين نقل قولي از لوكوربوزيه شد؛ او در ادامه ميگويد: «شما استفاده از مواد سست و دست به كار شدن با مواضع كم و بيش سود جويانه روابط خاصي را به وجود ميآوريد كه عواطفم را بر ميانگيزيد. اينها نوعي از آفرينش بسيار دقيق ذهن شماست. اين معماري است.» كاركردگرايي افراطي در طول سالهاي رهبري گروپيوس در باهاوس نيز دنبال نشد. ان رويكرد تنها در سال 1928، زماني كه هانس مه ير مديريت باهاواس را بر عهده گرفت ، ارائه گرديد. همان سال مهير در بولتن مدرسه نوشت: «تمام چيزها در اين جهان محصول فرمولي هستند كه عبارت است از: كاركرد ضربدر اقتصاد. بنابراين تمام اين چيزها آار هنري نيستند. كال هنر تركيب است و بنابراين بيفايده. كل زندگي كاركرد ست و بنابراين غيرهنري.» نتيجه آنكه كاركردگرايي مهير در حاشية جنبش مدرن باقي ماند. هر چند اين موضوع پس از جنگ جهاني دوم به دست نيروهايي كه اساساً به اقتصاد و كارآيي علاقهمند بودند دنبال شد، و آنان تا آنجا پيشرفتند كه به آن «كاركردگرايي زشت» لقب دادند. كاركرد گرايي زشت به عوض ايجاد هدف هنري معماري مدرن، ساختمان را به فعاليتي صرفاً عقلاني تقليل داد كه با تحليل منطقي و «شيوههاي طراحي» هدايت ميشد. پيش از آنكه در نظر آوريم كه چگونه معماري مدرن اهداف هنرياش را در كار جا انداخت، به طور كلي بايد سخن چند درباره بعد هنري معماري اضافه كنيم. معماري به عنوان هنر، جهاني رؤيت پذير را ميسازد. ظاهراً اين جهان با آن جهاني كه هنرهاي تجسمي ميسازند همخواني ندارد. اثر معماري ماهيت و بستگيهاي موجودات بشري ، جانوران يا چيزهاي ديگر را بر ما آشكار نميكند. به طور كلي، معماري هيچ چيزي را به تصوير نميكشد؛ پس معماري چه كاري انجام ميدهد؟ معماري بيش از آنكه چيزي را نمايش دهد شيوههاي متفاوت هستي بين زمين و آسمان را مجسم ميكند. البته تمام چيزها با زمين و آسمان رابطه دارند، و اين رابطه بخشي از جهان آنهاست، در ساختمانها اين جنبه اهميت اساسي مييابد، يا به بيان ديگر، ساختمانها، آنچه را كه ما «مكانمندي» جهان ميناميم نشان ميدهند. ساختمانها اين كار را با قرار گرفتن روي زمين، سربرافراشتن به سوي آسمان، گسترده شدن د در جهت افقي، و باز و بسته شدن به اطراف خود انجام ميدهند. لوكوربوزيه از زمان «بيانيه»اي كه پيش از اين نقل شد ميگويد: «... گيريم كه ديوارها به همان طريقي كه من پيشنهاد ميكنم به سوي عرش سر برافراشتند. من نيات شما را درك ميكنم. روحيه شما مهربان، وحشي، دلربا يا شريف است. اما سنگهايي كه برپاميداريد بايد اين را به من بگويند.» يعني لوكوربوزيه به طور ضمني ميگويد كه معماري تا اندازهاي فراتر از هنر سازماندهي فضايي است. اين نكته مسلماً خصيصه اصلي هر اثر معماري است كه فضايي عرضه كند كه امكان ميدهد زندگي «اتفاق بيافتد». اما اين فضا بايد با فرمهاي ساخته شده در كار مشخص باشد تا بتوان گفت مكان است، يعني زندگي ميتواند در آن «رخ دد». زماني كه چيزي اتفاق ميافتد، در واقع ميگوييم كه زندگي توانسته است رخ دهد.»، يعني به طور ضمني ميگوييم كه خيلي بيمعني است كه درباره زندگي از يك سو و مكان از سو ديگ صحبت كنيم. مكان جزء مكمل حيات بشري است، و اين فرصت مناسبي براي معماري است تا مكانهايي عرضه كند كه مناسب زندگي انسان باشد. منظور از مناسب بودن مكان تنها آن نيست كه كاركردها را برآورده سازد، بلكه مكان بايد با استفاده از شيوههاي قرار گرفتن، سربرافراشتن، گستردهشدن، باز و بسته شدن، شيوه بودن بين زمين و آسمان را تجسم بخشد. اين شيوهها مظاهر آن ويژگيهايي اند كه بيانگردرك كلي حياد در جهان است. “mood” واژه اي است كه در ترجمه انگليسي كتاب لوكوربوزيه براي اين معنا به كار رفته است.
در گذشته تصور فضا و فرم همچون انگارههايي يكپارچه مينمودند كه همزمان داراي خصوصيات اصلي (كلي) و محلي (تفصيلي) بودند. چنين انگارههايي عبارت بودند از ستون، طاق، ستنوري، برج، هرم، و سقف گنبدي. لوكوربوزيه با درك اين مطلب معماري را به عنوان «بازي استادانه، درست و شكوهمند حجمهايي كه در پرتو نور گرد يكديگر ميآيند... و بدين لحاظ مكعب، مخروط، كره، استوانه، و هرم فرمهاي بسيار مهمياند...» تعريف ميكند. |
|||||
| < بعد | قبل > |
|---|
| اخبار و تازه ها |
| ايران |
| علوم پايه |
| علوم پزشكي |
| علوم زيستي |
| علوم كامپيوتر |
| علوم مهندسي |
| موبايل |
| هنر |
| ديگر موضوعات |