Skip to content

نکته ها

اگر از قطع و وصل زياد مودم شکايت داريد به آدرس زير برويد و عبارت مربوطه را وارد نماييد.
اين عمل باعث می شود که ارتباط مودم بدون پاسخ 5 ثانيه ای پايدارتر بماند.
ادامه مطلب...
 
صفحه اصلي arrow ديگر موضوعات arrow مشاهير ايران و جهان arrow زكرياي رازي، اعجوبه ي علم پزشكي
زكرياي رازي، اعجوبه ي علم پزشكي چاپ ارسال به دوست
24 تیر 1385 ساعت 18:04

ابوبكر محمد بن زكرياي رازي فيلسوف و عالم طبيعي و شيمي دان و پزشك بزرگ ايران عالم اسلامي و ملقب به جالينوس المسلمين از مفاخر مشاهير جهان و يكي از نوابغ روزگار قديم است. تولد او در اوايل شعبان سال 251 هجري در ري اتفاق افتاد و در همين شهر به تحصيلات خود در فلسفه و رياضيات و نجوم و ادبيات پرداخت و بعيد نيست كه او به تحصيل علم كيميا نيز در ايام جواني توجه داشته است .

توجه و اشتغال وي به علم طب بعد از سنين جواني و بنابر قول ابوريحان بيروني پس از مطالعات و تجارب آن استاد در كيميا جلب و عملي شده و نتيجه عارضه اي بوده كه در چشم وي از تجارب كيمياوي پديد آمده بود.

نوشته اند كه رازي در سي سالگي به بغداد رفت و چون بر بيمارستان مقتدر عباسي گذر كرد به طب دلبستگي يافت و به تحصيل اين علم پرداخت و چون در آن چيره دست شد، به ري بازگشت و به خدمت منصور بن اسحاق حاكم ري در آمد و سرپرست بيمارستان ري شد. بعدها به بغداد رفت و رياست بيمارستان مقتدر را بر عهده گرفت و شهرت وي در بغداد به جايي رسيد كه سابقه نداشت.

محل و تاريخ وفات محمد رازي به درستي مشخص نيست ؛ بيروني وفات او را در ماه شعبان سال 313 هجري نوشته و تعداد تاليف هاي وي را بيش از پنجاه و شش كتاب و رساله دانسته است.

از مهمترين آثار او يكي «الحاوي» است كه به نظر برخي از «قانون» ابن سينا مهمتر است. اين كتاب چند قرن مورد مطالعه، مراجعه و بلكه تنها كتاب اصلي درسي طب به شمار مي رفته است. الحاوي دائره المعارفي بوده كه اكنون تمام آن در دست نيست.

محمد رازي اين كتاب را به صورت يادداشتهاي متعددي تهيه كرده بود و بعد از مرگ وي به دستور ابن عميد از روي يادداشتهاي او كتاب را استنساخ و تنظيم كردند. مقدار زيادي از نتايج آزمايشها و مطالعات رازي در اين كتاب جمع است.

اثر ديگر رازي «طب المنصوري»  است كه به نام منصور بن اسحاق حاكم ري تاليف و تنظيم شده است. طب المنصوري و برخي از رساله هاي طبي ديگر محمد رازي به زبان لاتين ترجمه و چاپ شده و مورد استفاده اروپاييان بوده است.

كتاب «من لا يحضره الطبيب» اثر ديگر وي، شامل دستورهاي ساده براي معالجات گوناگون است.

در علم كيميا بايد رازي را سرآمد دانشمندان اسلامي دانست. از كارهاي مهم او كه متكي به آزمايشهاي متعدد بوده، كشف جوهر گوگرد (اسيد سولفوريك) و الكل است.

محمد رازي كتابهاي متعدد در كيميا به رشته تحرير در آورده است كه از آن جمله «كتاب الاكسير» و «كتاب التدبير» را بايد نام برد. رازي در پايان عمر به سبب كثرت كار و  مطالعه نابينا شد.

اين فيلسوف و پزشك نامي ايران علاوه بر علم وسيع كيميا و طبابت، در فلسفه نيز داراي تحقيقات عميقي است كه مورد توجه و اهميت مي باشد. از كتابها و آثار فلسفي او اكنون جز تعداد معدودي در دست نيست، ولي آنچه از فهرست بيروني و ساير مآخذ بر مي آيد،  وي كتابهاي متعدد در كليات مسايل طبيعي و منطقيات و ما بعدالطبيعه داشته است كه عبارتند از كتابهاي: سمع الكيان الهيولي الصغير و الهيولي الكبير. (ابن نديم: كتاب الهيولي المطلقه و للجسم محركا من ذاته طبعا – في العاده – المدخل الي المنطق – كتاب البرهان – كيفيه الاستدلال – العلم الالهي علي راي سقراط العلم الالهي الكبير في الفلسفه القديمه – رساله در انتقاد اهل اعتزال – قصيده الهيه – الحاصل في العلم الالهي – الشكوك علي ابرقلس – ردنامه فرفوريس به انابون المصري – النفس الصغير – النفس الكبير – الطب الروحاني -  في السيره الفلسفيه – امارات الاقبال الدوله و چند رساله ديگر فلسفي كه در رد بر مخالفان خود در مسئله قدم هيولي و لذت و معاد و ناقدان خود بر علم الهي .

كتاب ديگري نيز در رد نبوات و در نقض اديان داشت به نام «في النبوات» و شايد براي تكميل اقوال خود در همين كتاب، كتاب معروف ديگر خود را به نام «حيل المتنبين» مشهور به «مخاريق الانبياء » نگاشته بوده است.

محمد رازي علاوه بر تاليف هاي فلسفي، شروح و جوامعي هم از آثار متقدمين مانند ارسطو و افلاطون داشت. از افلاطون رساله طيماوس را شرح كرد و از ارسطو جوامعي در منطق چون جوامع قاطيقورياس و انالوطيقا ترتيب داد و نيز كتابي در منطق به روش و با اصطلاحات متكلمين اسلام تدوين كرد.

رازي نه فقط در طب به تجربه دست مي زد، بلكه آزمايش را در كليه مباحث علوم طبيعي ضروري مي دانست. وي آزمايشهاي شيميايي خود را با چنان دقتي تشريح و توصيف كرده كه امروزه هم هر شيمي داني مي تواند عيناً آن را مجددا آزمايش كند. رازي مواد شيميايي را طبقه بندي كرد، در باب " وزن مخصوص "  تحقيقاتي به عمل آورد. وي نخستين كسي است كه كليه اشياي عالم را به سه طبقه حيوانات، نباتات، جامدات تقسيم كرده است.

مسعودي در كتاب التنبيه و الاشراف گفته است كه: رازي در سال 310 هجري كتابي در سه مقاله راجع به فلسفه فيثاغوري نگاشت و بعيد نيست اين توجه به فلسفه فيثاغوري جديد نتيجه تعلم رازي نزد ابو زيد بلخي بوده باشد كه از شاگردان " كـَندي " و متوجه فلسفه فيثاغوري جديد بود.

اهميت محمد رازي در فلسفه بيشتر از آن جهت است كه او خلاف بسياري از معاصران خود در فلسفه، عقايد خاصي - غالباً مخالف با آراء ارسطو - داشته است.

محمد رازي در ما بعدالطبيعيه معتقد به وجود پنج قديم بود يعني خالق نفس كلي – نفس كلي – هيولي اولي- مكان مطلق يا خلاء – زمان مطلق يا دهر –  چنانكه ابوريحان بيروني هنگام نقل قول رازي در قدمت پنج چيز گفته است كه: وي اعتقاد خويش را به قدماء خمسه از يونانيان گرفته، اما ظاهر امر آنست كه محمد بن زكرياي رازي در اين باب از معتقدات فلسفي ايرانيان استفاده كرده است. ابن جحزم در كتابي كه بر رد كتاب العلم الالهي محمد رازي نوشته بود اين اعتقاد رازي را كه به نظر او از مجوسان گرفته بود رد كرد.

اصول معتقدات رازي در اخلاق از همه جا بهتر در كتاب سيره الفلسفيه و كتاب الطب الروحاني آمده است. وي در اخلاق معتقد به زهد و ترك و انزواي از خلق  نيست. در آغاز رساله سيره الفلسفيه به كساني كه او را در معاشرت با خلق و تصرف در وجوه معاش سرزنش كرده اند تاخته و زندگي خويش را علي الخصوص با اعمال (پيشواي خود) سقراط مقايسه كرده است كه از روش كلبيون اعراض نموده و در حيات اجتماعي شركت جسته و در عين آنكه در زندگي خصوصي طريق قناعت پيش گرفته بود از مواجهه با عامه و با ملوك و بيان حق با الفاظ روشن امتناعي نداشت. فرد بايد از انهماك (كوشيدن در كاري) در شهوات دوري جويد و از هر چيز به مقداري كه از آن چاره نيست يا به مقداري كه جالب المي بيشتر از لذت حاصل از آن نباشد بهره برگيرد. مبناي اخلاق در فلسفه رازي بر اصل لذت و الم استوار است و او در اين باب عقايدي خاص دارد. به عقيده رازي لذت امر وجودي نيست و عبارتست از بازگشت به حالت طبيعي بعد از خروج از آن و يا خلاص از الم.

در صورتي كه در نظر ارسطو لذت امري وجودي است. ناصر خسرو قبادياني گفته است:

«قول محمد زكرياي آنست كه گويد لذت چيزي نيست مگر راحت از رنج، و لذت نباشد مگر بر اثر رنج، و گويد چون لذت پيوسته شود رنج گردد.

من از اين زندگي يك نهج آزرده شدم        قند اگر هست نخواهم كه مكرر گذرد

(ايرج ميرزا)

و گويد حالي كه آن نه لذت و نه رنج است، آن طبيعت است و آن به حسن يافته نيست.»

محمد رازي خود در الطب الروحاني در باب لذت و الم بحث مفصلي دارد و علاوه بر اين تاليفي ويژه به نام لذات عقيده خويش آورده است.

منبع : سايت تبيان

 
< بعد   قبل >

ورود و خروج






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک RSS سایت

تبلیغات