..
دانلود آهنگ.دانلود نماهنگ.تمـاس.بايـگانی مطالب.لینکهای مـفيـد.

 
 

مطالب جديد
Down Play/Pause Up

آمار بازديد کنندگان


لينك دوستان

تالارهاي گفتمان






آلبوم راه و ماه - سینا سرلک



 توجه : پسورد فايلهاي زيپ، www.harmonia.ir مي باشد.


عنوان

زمان

حجم فايل (KB)

دانلود

1 افسانه 05:44 2,654
2 تکنوازی سنتور 04:46 2,231
3 دیوانه 08:50 4,103
4 تار و کمانچه 03:05 1,420
5 شاه خرابات 04:32 2,099
6 پیش درآمد 04:19 1,996
7 ساز و آواز 14:03 6,524
8 راه و ماه 08:32 3,967

 
آهنگساز و سرپرست گروه: نوید دهقان                                                آواز: سینا سرلک

نوازندگان گروه قمر

پارسا احتشامی | نی
         علی خشتی‌نژاد | تار و بم‌تار
شاهیـن صفـایی | تار
      علیـرضـا گـرانفــر | سنتور
    سحــاب تـربتــی | تنبک
  نـازنیــن تن‌ســاز | عود
      نسیــم اربــابــی | کمانچه
              نـویــد دهـقــــان | کمانچه - آلتو

تکنوازان:
علیـرضــا گـرانفـر
شاهیـن صفـایی
علی خشتی‌نژاد
نـویــد دهـقـــــان

 

افـســانـه
چه خوش افسانه می‌گویی به افسون‌های خاموشی
مــرا از یــاد خـــود بسـتــان بـدیــن خـــواب فـراموشی
ز مـوج چشــم مـستـت چـون دل سـرگشتـه بـر گیـرم
که من خود غرقـه خواهم شد دریـن دریای مدهوشی
سـخــن‌هـا داشـتــم دور از فـریــب چـشـــم غـمـــازت
چــو زلـفــت گـر مــرا بــودی مـجــال حــرف درگـوشـی
مـی از جــام مــودت نــوش و در کــار مـحـبــت کــوش
به مستی، بی‌خمـارست این مـی نوشیـن اگر نوشی
نمـی‌سنجــد و مـی‌رنجنــد ازیــن زیـبــا سـخـن سایـه
بـیــا تـا گـم کـنـم خـود را به خلــوت‌هـای خــامـوشـی

ه. ا. سایه

دیـــوانـه
دســت کـوتــاه مـن و دامــن آن ســرو بـلنــد
سـایـه‌ی سـوختــه دل ایــن طمع خام مبنــد
دولــت وصــل تـو ای مــاه نـصیــب کـه شــود
تـا از آن چشـم خـورد باده وزان لـب گـل قنـد
خوش‌تر از نقش توام نیست در آیینه‌ی چشم
چشـم بد دور زهی نقش و زهی نقش‌پسند
مـن دیـــوانـه کـه صـدسلسلــه بگسیختــه‌ام
تـا سـر زلـف تــو باشـد نـکشــم سـر زکـمنـد

ه. ا. سایه

شـاه خـرابـات
ای کــه در کـــوی خـرابـــات مـقـامـی داری
جــم وقت خـودی ار دسـت به جـامی داری
ای کـه با زلـف و رخ يــار گـذاری شـب و روز
فرصتت‌باد که خوش صبحی و شامی داری
ای صبـــا سـوختگـان برسـر ره مـنـتــظــرنـد
گــر از آن يــار سفــر کــرده پـيــــامـی داری
بـوی جــان از لـب خنـدان قــدح می‌شنـــوم
بشنـو ای خواجـه اگر زان‌که مشـامی داری
نــام نيــک ار طلبـد از تـو غـريبـی چـه‌شــود
تـويـی امــروز در ايـن شهـر کـه نامـی داری

حافظ

ساز و آواز
آن سـو مــرو ایــن سـو بیــا ای گلبـن خنــدان من
کـز روی تـو روشـن شـود شـب پیش رهبانـان من
هفــت آسمـــان را بــر درم وز هفــت دریــا بگـذرم
چـــون دلـبــرانـه بنـگــری در جــان سـرگـردان من
تـــا آمــدی انــدر بــرم شـد کـفــر و ایمـان چاکـرم
ای دیـــدن تــو دیــن مـن وی روی تــو ایـمـــان من
یک‌لحظه داغم می‌کشی یکدم به‌باغم می‌کشی
پیـش چـراغـم می‌کشی تـا واشود چشمــان من
از لطـف تو جـان شـدم وز خویشتـن پنهـان شـدم
ای هسـت تـو پنهان شـده در هستی پنهـان من
بــر یـــاد روی مـــاه مــن بـاشـد فـغــــان و آه من
بـر بـوی شـاهنشـاه مـن هر لحظـه‌ای ویــرانه من
گل جامـه‌در از دست تو وی چشـم نرگس مست
ای شـاخـه‌هـا آبـسـت تـو وی بــاغ بـی‌پـایـان من

مـولانـا

راه و ماه
چو شـب به راه تو مانـدم که مـاه من باشی
چــراغ خلــوت ایـن عاشـــق کــهــــن باشی
به ســان سبـزه پریشـان سرگـذشت شـبم
نیـامــدی تـو کـه مهتـــاب این چمـــن باشی
تو یـار خواجـه نگشتــی به صـد هنــر هیهات
کــه بـــر مـــــراد دل بـی‌قـــــرار مـــن باشی
وصـــال آن لـب شیـریـن به خســروان دادند
تـو را نصیـب همیــن بـس که کوهکـن باشی
دلــم ز نازکـی خود شکست در غـم عشــق
و گـر نـه از تـو نیــایــد که دل‌شـکـــن باشی
ز چــاه غصــه رهـایـی نبـاشــدت هــر چنــد
بـه حُســن یوسـف و تـدبیــر تـهمتــن باشی
خمــوش سایـه که فریــاد بلبـل از خامیست
چو شمع سوخته آن به که بی‌سخن باشی

ه. ا. سایه
 

چند سطر درباره‌ی «سینا سرلک»
سینا سرلک به خاطر می‌آورد که در شش سالگی با صدای تار پدرش به وجد می‌آمده و پیش خود زمزمه می‌کرده است. بهرام سرلک مسئول امور فرهنگی شهرستان الیگودرز بود و محقق موسیقی بختیاری. وی همیشه مشغول جمع‌آوری قطعاتی بود که توسط پیران دهات اطراف خوانده می‌شد. وقتی مادرش، سیمین خواندن و زمزمه کردن کودک را به گوش می‌شنود، بهرام را از آن باخبر می‌کند. کمی بعد پدر موسیقی‌دوستْ آموزش‌ به پسرش را آغاز می‌کند ؛ آواز همراه با نواختن تنبک. هدف او این بود که استعداد نهفته‌ی پسر را هدایت کند و از او موسیقی‌دانی بسازد که سنت‌های بختیاری را حفظ کند. تلاش‌های پدر شش سال بعد به ثمر نشست. فرزندش نوجوانی شد و در رشته‌ی آواز و تنبک مقام اول را در بخش موسیقی نواحی نهمین جشنواره‌ی ‌فجر (۱۳۷۲)، و در بین بزرگان این موسیقی، کسب کرد. اما بعد از آن جایزه بود که برای سینا اتفاق جریان‌سازی افتاد. نوازنده‌ی مشهور دوتار، حاج قربان سلیمانی، سینا را به استاد آواز ایران، محمدرضا شجریان، معرفی کرد و او سینا را به شاگردی پذیرفت.

کلاس درس با شجریان هر سه‌شنبه برگزار می‌شد و سینا هر هفته همراه با پدر یا مادرش از الیگودرز به تهران می‌آمد. فرقی نمی‌کرد زمستان است یا تابستان، فصل امتحانات است یا باید در مدرسه حضور داشته‌ باشد. دو سال اول به آموزش تکنیک‌های صداسازی سپری شد. جمله‌بندی‌های تحریری در موسیقی سنتی و دستگاهی را تحت نظر شجریان آموخت، آموخت که چگونه از قسمت‌های مختلف دستگاه صوتی‌اش بهره گیرد، تکنیک‌های «چکشی»، «بلبلی»، «دوتایی»، «تکی» و تحریرهای «بالارونده» و «مخفی» را به کار بندد. پس از این، شش سال دیگر دستگاه‌ها و ردیف‌های آوازی را آموخت.

به گفته‌ی او، در این سال‌ها شجریان بارها و بارها در مصاحبه‌ها (راز مانا، مجله‌ی سینما، و حتی هنگامی که در برنامه‌ی میبدی در شبکه‌ی NITV ظاهر شد) و یا در نوشته‌هایش (کتاب هزار گلخانه‌ی آواز) نام شاگرد را به عنوان خواننده‌ای با استعداد و نمونه ذکر کرده است.

اما اهداف خواننده‌ی جوان چندگانه است. او اکنون در تهران زندگی می‌کند و قصد اعتلای فنون آوازی را تا جای ممکن دارد. در عین حال، یکی از خواسته‌های همیشگی‌اش پویایی موسیقی بختیاری در دستگاه‌های سنتی است. این همان چیزی است که استادش در جلسه اول آموزش آواز با او طی می‌کند: «به شرطی آواز ایرانی را به تو می‌آموزم که موسیقی بختیاری را حفظ کنی.» و سینا در طی این سال‌ها علاوه بر اجرا و بازخوانی قطعات کلاسیک، بخش‌هایی از موسیقی سرزمینش را نیز اجرا کرده ‌است. این خواننده‌ی جوان امیدوار است که با رجوع به موسیقى بختیارىْ موسیقى دستگاهى را غنا بخشد، «من به عنوان جوانى که نماینده‌ی سرزمین بختیارى‌ست نمی‌خواهم فرهنگ قومم از بین رود و به احیای آن فکر می‌کنم.»

احترام سرلک برای شجریان مستدل است و او را نمونه‌ای برای جوانان نسل خود می‌داند، نه لزوماً از برای آزمودن راه طی شده که برای کاربست فنون حرفه‌ای در زندگی انسانی: «ایشان هنجره‌اى استثنایى دارند. همانى که به شش دانگ معروف است و جداى از توانایی‌هاى ایشان، باید بگویم که در انتخاب شعر و همراهى آن با موسیقى بسیار هوشیارانه عمل می‌کنند.»

شاگرد وفادار جایگاهی خاص برای استاد خود قائل است، «استاد شجریان ۲۱ نت می‌خوانند که بی‌نظیر است. تا اکنون کسى نتوانسته ربنایى که ایشان خوانده‌اند را تقلید کند و تا آن حد بخواند.» اشاره به «ربنا»یی است که به‌خصوص در این ماه رمضان مردم گوش‌هایشان بیشتر بدان آشناست و آن‌را محمدرضا شجریان در جوانی و در اوایل انقلاب خواند.

سینا سرلک همه نوع موسیقى گوش می‌کند و معتقد است که حضور همگی برای پیشبرد موسیقی لازم است، اما دلیل توجه بیش از اندازه‌ی جوان‌ها به موسیقى پاپ را چیزى جز آسان‌گوار بون آن نمی‌داند، «[خوانندگی] پاپ راحت است و کسانى که در این زمینه کار می‌کنند نیازى به آموزش کامل ندارند و لازم نیست که مثل من بیش از ۱۵ سال تلاش کنند.» به گفته‌ی سرلک، جوان امروزی خواهان موسیقی آسان‌گوار و آهنگین است. می‌خواهد میل خود را به حرکت با موسیقی پرهیجان سیراب کند. اما به این نکته هم اشاره دارد که این موسیقی دیرپا نیست و کاربردش محدود به زمانی کوتاه است. هر جوانی پس از مدتی گوش فرا دادن به موسیقی پاپ خواهان عمق بخشیدن به تجربه‌ی گوارای اولیه است و اینجاست که موسیقی دستگاهی و جز آن گوهر خود را نمایان خواهد کرد.

منبع: وبلاگ همایون شجریان
 

 نوشته شده توسط اسماعيل - دوشنبه، 21 مرداد 1387 نظرات ديگران  

نوازندگان سنتور :حسين ملك

y1ynsskkcy12bqi3klxv.jpg

علي اكبر خان زنگنه،علي اصغر خان زنگنه و محمدخان زنگنه ؛ سه برادر بودند كه اولي كمانچه ، دومي ضرب و سومي آواز مي خواند . اين سه نفر از مردان موسيقي دان و موسيقي شناس اواخر حكومت قاجار بودند ، گفته مي شود محمد خان به قدري صدايش خوش و رسا بود كه وقتي بالاي خندق دروازه دولت مي خواند صداي وي در دروازه حضرت عبدالعظيم ( ميدان شوش )شنيده مي شد .
علي اكبر و علي اصغر و محمد دايي هاي حسين و اسدالله ملك هنرمندان بزرگ ويولون و سنتور نواز چيره دست بودند كه بعدها به موسيقي كشور خدمات بزرگي كردند و نه تنها در مدارس موسيقي و كلاس هاي خود به تعليم و تربيت شاگردان زيادي پرداختند ، بلكه منشاء خدمات پربار و پر ارزشي براي رايج شدن هر چه بيشتر موسيقي اصيل و سنتي ايران گرديدند .
حسين ملك ، در تير ماه 1304 در دروازه دولت تهران ، پا به عرصه وجود نهاد و از همان طفوليت ، خود و برادران ديگرش اسدالله و عبداالله تحت تاثير دايي هاي خود و علاقه شديد شخصي خود روي به موسيقي مي آوردند . همانطور كه گفته شد حسين به ويولون و سنتور ، سپس به سنتور ، اسدالله به كمانچه ويولون ،پس از آن به ويولون و عبدالله ملك ضرب را انتخاب و هر كدام نزد استاد و استاداني مي روند . حسين ملك از سن هشت سالگي براي فراگيري سنتور نزد حبيب سماعي در خيابان هدايت مي رود و چندي كه نزد اين استاد به نام ولي بد اخلاق و كج سليقه تعليم مي گيرد ، روزي سماعي به وي مي گويد :" من ديگر شما را درس نمي دهم برو هر چه تا به حال آموختي براي خود بزن. " پس از اين ملك نزد استاد ابوالحسن صبا مي آيد و ماجرا را تعريف مي كند و استاد بزرگ اخلاق وهنر ، روانشاد صبا با خوش رويي تمام به وي مي گويد :
" من به شما درس مي دهم " . و از همان روز ، به بعد ملك تحت تعليم صبا قرار مي گيرد . حسين ملك غير از سماعي و ابوالحسن خان صبا ، از مكتب استادان ديگري هم نظير : نور علي خان برومند ، شكرالله خان قهرماني ، ركن الدين خان مختاري ، حسين ياحقي ، ابراهيم منصوري و دكتر بروكشلي استفاده كرده و با قمر الملوك وزيري دستگاههاي اصفهان و ابوعطا را به صورتي كاملا نو و بديع اجرا كردند . بايد يادآور شد كه استاد اصلي وي مرحوم صبا و برومند بودند . حسين ملك ، در سال 1320 همكاري خود را با راديو شروع و در اركستر مرحوم صبا سلو نوازي مي كرد و اين همكاري تا سال مرداد ماه 1332 ادامه داشت و پس از تاسيس تلويزيون ايران وي اولين سليست سنتور تلويزيون مي شود . و چندي بعد همكاري خود را با وزارت فرهنگ و هنر وقت آغاز مي كند و علاوه بر نواختن ساز در برنامه هاي مختلف اين وزارتخانه ، در كارگاهي كه جهت تعمير و ساختن ساز احياء شده بود ، شروع به ساختن ساز و تعمير آلات و ادوات سازهاي گوناگون آن وزراتخانه مي كند .
حسين ملك كه زير نظر صبا ، ساختن ويولون و سنتور و ويولون سل را نزد آراكليان فرا گرفته بود در اين كارگاه شروع به ساختن سنتور روي اصول صحيح مي شود به طوري كه سنتورهاي ساخته شده وي با استقبال روبرو مي گردد ولي باز هم سنتور داراي نواقصي بود كه بعدها ملك را با مشكلاتي روبرو ساخت ، ملك ناچارا سيستم نوازندگي و نت خواني اين ساز را تغييراتي داد و آن اين بود كه يك خرك به سيم هاي سفيد اضافه كرد و دو خرك به سيم زرد كه قسمت زرد يازده خرك و قسمت سفيد ده خرك شد و از اين به بعد سيستم نت خواني ، نوازندگي و كوك كردن و سيم اندازي آن تغيير كلي كرد.
دليل اينكه يك خرك اضافي به سيم سفيد كرد اين بود كه معتقد است كه در هر سازي بايد هم بشود راست كوك زد و هم چپ كوك و يك خرك اضافه شده براي اين است كه اگر خواننده يي " بيات ترك " را مي خواند ، خواست گوشه " دلكش "را بخواند ، نوازنده بتواند جواب وي را بدهد . اگر سنتور 9 خرك داشته باشد ، نوازنده چون آن خرك " دلكش " را ندارد نمي تواند جواب وي را بدهد و بايد ساز را كنار بگذارد ، در صورتي كه با اضافه شدن خرك اضافي ، اين مشكل برطرف شده علاوه بر اين كه گوشه " دلكش "را ميتواند بنوازد ، به " شور "هم به راحتي مي تواند برود و اكنون بر خلاف سابق كه خواننده بر نوازنده تسلط داشت ، نوازنده بر خواننده تسلط دارد كه قاعدتا هم بايد همينطور باشد . سنتور بايد با ويولون هم كوك شود و خرك سوم كه " شور "راست كوك زده مي شود " لا "ي دياپازون هم كوك جهاني است . سيم اندازي و به طور كلي كوك كردن ساز فرق كرده است و در اين باره كتابي ملك نوشته كه اميد است چاپ و در اختيار علاقمندان قرار گيرد . همانطور كه اشاره شد ، حسين ملك ، علاوه بر تعمير و ساختن سنتور و ويولون و تار در كارگاه سابق فرهنگ و هنر ، سازهاي ساخت وي از بهترين است و هم اكنون در كارگاه خصوصي خود به ساختن و تعمير سازهاي گوناگون اشتغال دارد و اين فقط به جهت حفظ و اشاعه آن سوق دهد . به هر حال كار ملك در روي سنتور ، تحولي در نواختن اين ساز پديد آورد. وي علاوه بر سنتور با نواختن سه تار ، ضرب ، تار ، كمانچه و ويولون آشنايي كامل دارد و در كلاس ، استاد سنتور ، ضرب ، سه تار و آواز مي باشد .
حسين ملك حدود چهل و هفت سال است كه كلاس موسيقي خود را اداره مي كند و يكي از كلاس هاي خوب و با سابقه يي درخشان بوده كه شاگردان بزرگ و با استعدادي را تربيت و هم اكنون از نوازندگان سرشناس راديو و تلويزيون كشور مي باشند . حسين ملك ، در برنامه هاي تلويزيوني با خوانندگاني نظير : احمد ابراهيمي ، احمد سالمي و نخست كار كرده و جهت شناساندن موسيقي اصيل و سنتي ايران مسافرت هاي متعددي به كشورهاي : پاكستان ، هندوستان ، افغانستان ، مصر ، دوبي ، كويت ، عربستان ، شارجه ، بحرين ، تونس ، اردن ، تركيه ، تايلند ، سنگاپور، چين ملي ، كره جنوبي ، شوروي ، ژاپن ، فيليپين ، هلند ، بلژيك ، دانمارك ، فنلاند ، آمريكا ، فرانسه ؛ ( همراه با دكتر بركشلي و استاد عبادي ) ، اسپانيا ( همراه با اسدالله ملك ) برنده جايزه اول مدال " ياپالونا " ايتاليا ( در شهر ونيز اين كشور ) برنده مدال اول موسيقي اين شهر .
حسين ملك در مورد موسيقي سنتي ايران مي گويد : "حفظ و اشاعه موسيقي ملي و سنتي ايران با تكنوازي و ساز سلو است ، زيرا موزيسين بايد در تكنوازي و سلو با قلب و احساس خود كار كند نه از روي كتاب و تئوري، و من نوازنده يي را خوب مي نامم كه بتواند بيش از يك ساعت ساز بنوازد بدون اين كه قطعه يي را تكرار كند ، و اين مقدور نيست مگر آن كه نوازنده سال ها كار كند و زحمت بكشد و خود ، آهنگ خلق كند نه اين كه دنباله رو باشد ، اگر چنين شود ، موسيقي ايران بي نهايت و بي انتهاست " .

 نوشته شده توسط حميدرضا - جمعه، 18 مرداد 1387 نظرات ديگران  

نوازندگان سنتور : منصور صارمي

www.Afarideh4.Blogfa.Com نوازندگان ني : محمد موسويمنصور صارمي به سال 1313 در شهر زيبا و سرسبز رشت متولد شد و هنوز دو سال از بهار زندگي او نگذشته بود كه پدرش را از دست داد و تحت توجهات و سرپرستي برادرش روزگار را سپري كرد.
پس از چندي ، وي همراه مادر و برادر و خواهر به تهران آمد . و از همين تاريخ ، برادر او براي سرگرمي خود يك سنتور مي خرد و روزها شروع به نواختن مي كند ، ولي همين كه او از خانه بيرون مي رفت ، منصور خان ساز او را برداشته و پيش خود تمرين و به ساز زدن مي پرداخت ، همين علاقه و پشتكار و تمرين هاي مكرر موجب شد كه او پيشرفتي قابل تحسين در نواختن اين ساز بنمايد به طوري كه برادرش در نواختن از او عقب مي ماند . ابوالقاسم صارمي برادر منصور صارمي نزد شخصي بنام " مش سيف الله " كه در همدان ، هم ساز مي ساخت و هم سنتور را به طور سينه به سينه آموخته بود تعليم مي گرفت وقتي استعداد شگرف و علاقه برادرش را در نواختن اين ساز مشاهده كرد ، سنتور خود را به او مي بخشد و وي را جهت شاگردي و تعليم نزد شخص مذكور مي برد ،منصور صارمي مدت چهار سال نزد اين شخص به فرا گرفتن و نواختن سنتور ادامه مي دهد ،ولي چندي بعد با احمد ابراهيمي كه شاگرد استاد " غلامحسين بنان " بود و در فرهنگ و هنر به هنر آموزان تعليم آواز ميي داد آشنا گرديد و نواختن رديفهاي آواز موسيقي ايراني را نزد وي آموخت و ديري نگذشت كه آقاي احمد ابراهيمي ، صارمي را به استاد مرتضي خان محجوبي معرفي و او چند سال زير نظر استاد كار كرد و با صلاحديد و نظر استاد محجوبي ، سنتور را طوري كوك مي كرد كه با پيانو پس از اين كوك روي سنتور پياده مي شد ، و در اين مورد بخصوص مي توان از چهار مضرابها و ضربي ها نام برد .
چندي بعد منصور صارمي با استاد " نورعلي خان برومند " آشنا شد و مدت چهار سال نيز از محضر استاد " برومند ظ بهره مند گرديد و در منزل استاد " برومند " چهار مضرابهاي مرحوم سماعي را بخوبي آموخت ولي دنبال " نت " نرفت مگر چند صباحي كه در اركستر ابراهيم خان منصوري همكاري داشت . منصور صارمي مدتي نيز سليست برنامه هاي كارگران بود و پس از مدتي توسط مرحوم رهي معيري براي شركت در برنامه " گلهاي جاويدان " و ساير برنامه هاي مشابه ، دعوت شد و شروع به همكاري نمود و اولين برنامه يي كه در " گلهاي جاويدان " اجرا كرد با استاد گرامي حبيب الله بديعي بود و مدت 10 سال در برنامه " گلها " متواليا با ساير هنرمندان اين برنامه همكاري داشت . منصور صارمي جهت اعتلاء و شناساندن سنتور ، اين ساز كهن ايراني به كشورهاي : پاكستان ، افغانستان ، تركيه ، دوبي ، كويت و اردن مسافرت و برنامه هايي در راديو هاي اين ممالك اجرا كرد و در حد و توان خود در بديهه نوازي خدمت شاياني به موسيقي اصيل و سنتي نمود . وي مردي است متواضع و فروتن و دور از ادعا و تكبر و با وجود اين كه ستاره درخشاني است در هنر موسيقي اصيل ايراني ، ولي خودش صريحا مي گويد كه من در مقابل اساتيد موسيقي اصيل ايراني ، مانند قطره يي در مقابل اقيانوس مي باشم .

 نوشته شده توسط حميدرضا - دوشنبه، 7 مرداد 1387 نظرات ديگران  
 
 

|
صفــحه نخــست | دانلود آهنگ | دانلود نماهنگ | تمــاس | بايگانی مطالب | لینکهای مـفيـد |

استفاده از مطالب هارمونیا با ذکر نام سایت مجاز است - Copyright (c) 2002-2006 Harmonia.ir, all rights reserved
Powered By : PersianBB.com